به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین، تسنیم نوشت: چند سالی است که «ماه عسل» دیگر روی آنتن نمیرود؛ اما سایهاش همچنان بر سر ویژهبرنامههای افطار سنگینی میکند. برنامهای که با اجرای احسان علیخانی نهتنها یک تاکشو، که یک «برند مناسبتی» بود؛ برندی که با قصهپردازی دقیق، طراحی سناریو و هدایت احساسات مخاطب، افطار را به یک تجربه جمعی بدل میکرد. هر قسمت، یک روایت بود؛ روایتی که میتوانست اشک بیاورد، پویش راه بیندازد و حتی گرهای واقعی از زندگی یک خانواده باز کند. با بستهشدن پرونده این برنامه، تلویزیون تنها یک برنامه را از دست نداد؛ یک الگوی اثرگذاری اجتماعی را کنار گذاشت.
پس از آن، بسیاری از برنامهها با همان مختصات ظاهری تولید شدند؛ مهمانان خاص، روایتهای تلخ و شیرین، قابهای احساسی و موسیقی تأثیرگذار. اما تفاوت در «مهندسی روایت» بود. مخاطب بهسرعت متوجه شد که دیگر خبری از آن غافلگیریهای طراحیشده و نقطه اوجهای دقیق نیست. حتی تلاشهایی مانند محفل که کوشیدند قالب افطار را از گفتوگوی صرف به یک فضای آیینی-رقابتی تغییر دهند، نتوانستند جای خالی یک گفتوگوی قصهمحورِ عمیق را پر کنند.
«محفل» با افزودن دو میزبان جدید و حفظ اجرای رسالت بوذری، امسال نیز یک روز پیش از آغاز رسمی ماه رمضان روی آنتن شبکه سه رفت؛ حرکتی که نشان میدهد مدیران شبکه بر تثبیت این برند تأکید دارند. موافقان برنامه معتقدند توانسته نسل کودک و نوجوان را به سمت انس با قرآن سوق دهد و حتی خانوادهها را پای یک محتوای قرآنی بنشاند. منتقدان اما میگویند قالب برنامه میان مسابقه، استیج و محتوای معرفتی معلق مانده و هنوز به یک هویت تثبیتشده نرسیده است.
خلأ ستاره در کنداکتور امسال
با مرور جدول پخش امسال، یک نکته برجسته است: کمبود چهرههایی که خودشان «مخاطبآور» باشند. شبکه دو مسابقه دو نقطه را با اجرای نیما کرمی در لحظه افطار روی آنتن برده و تکرار آن را ساعت ۲۳ پخش میکند؛ انتخابی که نشان میدهد این شبکه به ریتم تند و ساختار رقابتی تمایل پیدا کرده است. با این حال، مسابقه در لحظه افطار ریسک بزرگی است؛ چراکه مخاطب این زمان، بیش از هیجان، به آرامش و همنشینی نیاز دارد.
شبکه چهار یک ساعت مانده به اذان مغرب، ویژهبرنامه گرانش را با اجرای اسماعیل آذر پخش میکند؛ برنامهای مبتنی بر گفتوگوهای معرفتی با استادان دانشگاه درباره توحید و خداشناسی. این انتخاب، وفادار به هویت فرهیخته شبکه چهار است، اما دامنه مخاطب آن محدودتر از شبکههای عمومی خواهد بود.
شبکه سلامت نیز ششمین فصل ماه ماه را با اجرای اسماعیل باستانی و تهیهکنندگی سیدمحمدحسین پورفاضلی هر روز ساعت ۱۷ روی آنتن میبرد؛ برنامهای که تلاش میکند پیوند میان سلامت جسم و معنویت رمضان را تقویت کند.
در این میان، شبکه نسیم با حفظ باکس شبانه خود، روی هزار داستان سرمایهگذاری کرده است؛ برنامهای که ساعت ۲۳ پخش میشود و بازپخش آن در ساعت ۱۷، عملاً آن را به یکی از گزینههای افطار نیز تبدیل کرده است.
بازگشت شهیدیفر؛ از نیابت تا حضور مستقیم
نکته مهم اینجاست که محمدرضا شهیدیفر اینبار نه در مقام طراح و چهره پشتصحنه، بلکه در قامت مجری اصلی ظاهر شده است. سالهای گذشته او بیشتر بهعنوان مغز متفکر برنامهها شناخته میشد؛ اما اکنون خود در قاب نشسته و با همان لحن آرام، دقیق و بیهیاهو گفتوگو را پیش میبرد. این تغییر، صرفاً جابهجایی نقش نیست؛ یک پیام است: بازگشت به گفتوگوی عمیق بهجای هیجانهای مقطعی.
«هزار داستان» بر خلاف بسیاری از برنامههای مناسبتی، از اشکگیری مستقیم یا درامسازی اغراقآمیز فاصله دارد. روایتها در آن بهآرامی شکل میگیرند و مجری اجازه میدهد مهمان قصه خود را کامل کند. همین ویژگی میتواند آن را به نقطه تمایز امسال تبدیل کند؛ بهویژه در شرایطی که بسیاری از برنامهها «میآیند و میروند» بیآنکه ردّی در حافظه مخاطب بگذارند.
ورزش در رمضان؛ «کاپیتان» در آستانه جام جهانی
در کنار این آرایش گفتوگومحور، شبکه ورزش نیز دست به طراحی ویژهبرنامهای زده که حالوهوای متفاوتی به کنداکتور رمضان میدهد. برنامه کاپیتان با اجرای سینا مهراد در این ایام روی آنتن میرود و با حضور هادی چوپان بهعنوان میزبان، تلاش میکند میان هیجان ورزشی و فضای معنوی رمضان پیوند برقرار کند.
این برنامه در آستانه رقابتهای جام جهانی و با نگاه به تب فوتبال و رویدادهای بینالمللی ساخته شده و میکوشد از ظرفیت چهرههای محبوب ورزشی برای جذب مخاطب جوان بهره ببرد. انتخاب یک بازیگر شناختهشده در کنار یک قهرمان جهانی بدنسازی، نشان میدهد شبکه ورزش به دنبال ترکیبی از شهرت، انگیزه و روایتهای الهامبخش است؛ مسیری که اگر درست هدایت شود، میتواند پای مخاطبانی را که کمتر سراغ برنامههای گفتوگومحور میروند، به کنداکتور رمضان باز کند.
مسئله استراتژیک؛ رمضان به مثابه آیین رسانهای
رمضان برای تلویزیون صرفاً یک بازه زمانی نیست؛ یک آیین رسانهای است. کمتر مناسبتی وجود دارد که مخاطب از افطار تا سحر، پیوسته تلویزیون را روشن نگه دارد. خاطره جمعی چند نسل با همین قابها شکل گرفته است؛ از گفتوگوهای سحرگاهی تا دورهمیهای بعد از افطار. بنابراین هر تصمیم در کنداکتور رمضان، تصمیمی راهبردی است.
شاید یکی از نقدهای وارد به امسال، پراکندگی فرمها و فقدان یک «پرچمدار» روشن باشد. شبکه یک میتوانست برنامهای چون «جبهه» را به ساعتی غیر از افطار منتقل کند و در این زمان طلایی به یک تاکشوی برندشده بسنده کند؛ حتی احیای قالبی مانند «دعوت» با فرمی تازه میتوانست به هویت شبکه کمک کند. اما اکنون بیش از هر چیز، این شبکه نسیم است که با اتکا به شهیدیفر توانسته اندکی شور به فهرست افطاریها تزریق کند.
تلویزیون امروز در بزنگاه بازتعریف هویت رمضان خود قرار دارد. یا باید به تکرار قالبهای امتحانپسداده یا با اتکا به چهرههای مؤثر و فرمهای نو، تجربهای تازه بسازد. بازگشت شهیدیفر میتواند نشانهای از این چرخش باشد؛ چرخشی از هیجانهای لحظهای به گفتوگوی عمیق، از اشکهای برنامهریزیشده به روایتهای انسانی.
شاید «ماه عسل» دیگر بازنگردد؛ اما اگر تلویزیون بتواند از تجربه آن درس بگیرد و سرمایه انسانیاش را درست بهکار گیرد، رمضان هنوز هم میتواند میدان خلق برندهای تازه باشد. فعلاً نشانهها میگوید: با آمدن شهیدیفر، فهرست افطاریهای تلویزیون جانی دوباره گرفته است.
۲۴۲۲۴۳
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
