به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، کارشناسان موضع ایران در دعوت به کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان را عاقلانه توصیف میکنند چرا که نظر به توجهات بازیگران منطقهای و جهانی از جمله چین و روسیه و هند به کشورهای شرقی ایران برای پیشبرد برنامههای کریدوری و اقتصادی و جایگاه راهبردی ایران در تحقق این کریدورها، حفظ ثبات در این کشورها منافع ملی ایران را تأمین میکند.
سیدحسام رضوی، کارشناس مسائل افغانستان در ویدئویی به تحلیل مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره تنش میان افغانستان و پاکستان و اهمیت امنیت و ثبات درکشورهای شرق ایران پرداخته است. وی همچنین آینده پیشرفتهای اقتصادی و توسعه کریدورهایی را که هر کدام از قدرتهای منطقهای و جهانی از جمله چین و روسیه و هند حامی توسعه آن کریدورها هستند، بررسی کرده است.
بعد از افزایش تنشها بین افغانستان و پاکستان یکی از سؤالاتی که در افکار عمومی ایران و در سطح کارشناسی و حتی سطح تصمیمسازان کشور مطرح میشد این بود که جمهوری اسلامی ایران باید چه موضعی در قبال این تحولات اتخاذ کند؟
ایران با موضوعات مختلفی با افغانستان مواجه است. از موضوعات آبهای مرزی تا موضوعات مربوط به حضور تروریستها. در عین حال، ایران تقریبا موضوعات مشابهی را با پاکستانیها دارد. از بحث حضور گروهکهای تروریستی بلوچ که در خاک پاکستان مستقر هستند گرفته تا مسائل مربوط به خط لوله انرژی.
اما بهترین موضع را در همان ساعات اولیه که تنشها شعلهور بود آقای عراقچی، وزیر خارجه کشور داشت. وی در گفتگو ویژه خبری گفت که «موضع ما در این تنش، بیطرفی است و دو طرف را به خویشتنداری دعوت میکنیم». این یک موضع عاقلانه برای جمهوری اسلامی ایران بود و یک تصمیمسازی عقلایی. اما چرا؟
ایران در 2 سال گذشته در غرب کشور یعنی از عراق تا سوریه و حتی بخشهایی از شمال غرب کشور تا لبنان که خط محور مقاومت بود در برابر رژیم صهیونیستی به شدت درگیر بوده است و در جنگ 12 روزه آسیبهای جدی از این حوزه دید. یعنی در حوزه پدافندی در حوزه آسمان کشورهای همسایه که به ناحق در اختیار رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود، علیه کشور استفاده شد.
بنابراین هر اتفاقی از دیدگاه نظامی که منجر به یک ناامنی نظامی در شرق کشور بشود به ضرر جمهوری اسلامی ایران هست. حال این امر به صورت درگیریهای مرزی باشد یا افزایش تحرکات گروهکهای تروریستی تجزیه طلب جنوب شرق. شاهد هستیم که در این مدت آمریکا و رژیم صهیونیستی بیکار نشستهاند و این گروهها را تقویت کردهاند.
نکته مهمتر از بعد نظامی و امنیتی، بعد اقتصادی است. افغانستان ثباتی را در 4 سال گذشته تجربه کرده و اکنون تبدیل به مرکز کریدوری در قلب آسیا شده است. امروز چینیها با یک شتاب قابل توجهی وارد افغانستان شدهاند و کریدورهای مختلف از جمله راه لاجورد و راه ابریشم را پیگیری میکنند.
روسها و کشورهای آسیای مرکزی کریدور شمال جنوب را پیگیری میکنند. ازبکها پروژه خط انتقال برق را هم به افغانستان و هم به جنوب آن یعنی پاکستان تجربه میکنند و این امر برای آنها پروژه مهم و با اهمیتی است. تاجیکها، قرقیزها و قزاقها نیز در حال دنبال کردن محورهای ریلی و جادهای هستند. هندیها با یک عجله جدی در شش ماه گذشته وارد افغانستان شدهاند و پروژههای اقتصادی جدی رو در پیش گرفتهاند.
این اتفاقات کریدوری و اقتصادی و زیربنای انرژی با محوریت افغانستان، محور شرق را به شدت قدرتمند خواهد کرد. یعنی چینیها با کوتاهترین مسیر به اروپا از طریق افغانستان و جمهوری اسلامی ایران متصل خواهند شد. روسها خود را به آبهای آزاد و از یک مسیر دوم علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، وصل میکنند. این یک رقابت اقتصادی به نفع شرق است. شرقی که امروز توانسته است بیشترین ذخایر طلا را داشته باشد و دلار را به چالش کشیده و امروز به بزرگترین رقیب آمریکای تحت هدایت ترامپ در حوزه اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.
طبیعی است این اتفاقات اقتصادی و کریدوری در زمانی حاصل میشود که ثبات در منطقه حاکم باشد. از این رو بطور اجتنابناپذیر، آمریکاییها افغانستان امروز را به صلاح اقتصاد سیاسی و بینالملل آینده خود نمیدانند و باید به سمت ناامن کردن افغانستان حرکت کنند. این که میبینید ترامپ دوباره از پایگاه بگرام یاد میکند نگاه ترامپ این نیست که در بگرام مستقر بشود؛ نگاه وی این است که در افکار عمومی بازی امنیتی را به نفع خود تغییر بدهد.
انتهای پیام/.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین