شنبه , 8 آذر 1404 - 12:39 بعد از ظهر

سایه نوستالژی نخ‌نمای مدیران سینمایی در فجر جهانی/وقتی ملاک‌های یک جشنواره بین المللی مبهم است

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جشنواره جهانی فیلم فجر در تازه‌ترین دوره برگزاری خود، بیش از هر چیز بر رویکردی تأکید کرده که آن را «سینمای شاعرانه» می‌نامند. اما پرسش جدی اینجاست: این شاعرانگی دقیقاً به چه معناست و چه نسبتی با زبان امروز سینما دارد؟  

به طور کلی سینما با هنر، ذوق و حس و حال شاعرانگی ارتباط ذاتی دارد، بنابراین انواع گونه‌ها و سبک‌‌های سینمایی می‌تواند به عنوان سینمای شاعرانه تلقی شود و در جشنواره جهانی فیلم فجر هم حضور داشه باشد، حتی فیلم‌های ترسناک و یا اکشن زیرا آنها نیز بهره خود از شاعرانگی را دارند.

 الگوی اروپای شرقی و سایه تارکوفسکی  
باتوجه به صحبت‌های دبیر جشنواره در نشست خبری و دیگر رسانه‌ها و اشاره‌هایی که به فیلم‌های حاضر در جشنواره شده است،  به نظر می‌رسد سیاست جشنواره بیشتر در پی بازآفرینی سنتی است که در سینمای اروپای شرقی، با نام‌هایی چون آندری تارکوفسکی شناخته می‌شود. سینمایی که خیلی به ندرت در دیگر فرهنگ‌های دنیا با فیلمسازانی مانند برسون و یا درایر مطرح می‌شود. این سینما در ایران با عنوان سینمای «استعلایی» شناخته می‌شود. پل شریدر فیلمساز و نویسنده آمریکایی -که او نیز در یکی از ادوار جشنواره به ایران آمد و درباره همین سبک نشست رسانه‌ای و علمی برگزار کرد- آن را در پایان نامه دانشجویی خود مورد پژوهش قرار داده و در قالب یک کتاب چاپ کرده است، توسط بنیاد سینمایی فارابی نیز ترجمه و منتشر شده است.

جشنواره جهانی فیلم فجر , فیلم , سینما ,

تارکوفسکی

سینمایی که بر سکوت، تأمل و تجربه‌های معنوی تکیه دارد  ودر یک کلام در تلاش برای بیان «امر متعالی» است. روبر برسون (چهره اصلی کتاب سبک استعلایی در سینما) در گفتگویی که درباره این جنس از سینما دارد مشخصاً از عناصری در این سینما نام می‌برد که کاملاً شبیه یک مدیتیشن و یا تجربه معنوی خاص است. عدم بهره‌مندی از داستان به معنای رایج سینمایی آن، برداشت‌های طولانی، عمق میدان، استفاده از نابازیگران، صوت‌های محیطی و طبیعی به جای موسیقی، قلت و پیراستگی و در کل فضایی بسیار ساده و آرام که جز اساتید سینما تقریباً هیچ بیننده‌ای را جذب خود نمی‌کند.

از همین منظر است که فیلمسازی چون تارکوفسکی یا برسون و اوزو در میان عموم مردم و حتی منتقدین و سینمادوستان یک جایگاه خاص دارند تا آنکه سینمایی همه‌گیر و جذاب و تأثیرگذار داشته باشند. سینمایی که دیگر تقریباً بازتولید چندانی در جهان ندارد و بیشتر شبیه یک نوستالژی است. خصوصاً‌ برای مدیران سینمایی ما که شاگردان مدیران دهه 60 سینمای ایران هستند که شیفته و عاشق سینمای تارکوفسکی بودند و متأسفانه تلاش کردند تا این شیوه را مبنایی برای سینمای ایران قرار دهند و نتیجه آن سینمایی کم‌مخاطب شد که امروز برای بقای خود چاره‌ای جز کمدی‌سازی گیشه‌ای نمی‌بیند.

 اما آیا این زبان هنوز در جهان امروز جایگاهی دارد؟ در شرایطی که سینما به شدت متکثر و رسانه‌ای شده و به عنوان یک پیام‌رسان جدی و تأثیرگذار در معادلات جهانی و انسانی نقش‌‌آفرین است، چنین رویکردی بیش از آنکه جریان‌ساز باشد، تنها مخاطب خاص و محدود خود را حفظ کرده است. 

 فقدان ظرفیت جریان‌سازی  
سینمای استعلایی یا به تعبیر دبیر جشنواره شاعرانه، هرچند ارزشمند و قابل احترام، در عمل توان تأثیرگذاری گسترده بر فرهنگ منطقه و جهان ندارد. جشنواره‌ای که داعیه جهانی بودن دارد، آیا می‌تواند تنها با تکیه بر این زبان محدود، نقش مؤثر در دیپلماسی فرهنگی ایفا کند؟ یا اینکه این انتخاب بیشتر نوعی بازگشت نوستالژیک به میراثی است که امروز کمتر با مخاطب جهانی ارتباط برقرار می‌کند؟  

جشنواره جهانی فیلم فجر , فیلم , سینما ,

امروز جشنواره‌هایی مانند کن و دیگر جشنواره‌های رده الف دنیا (که حال به اهتمام چهره‌های دلسوز سینما در کنار آنها قرار گرفته ایم)، نیز تلاش می‌کنند تا با توجه به سینمای داستان‌گو، جذاب و دارای پیام و حرف‌های مهم و تأثیرگذار ذائقه‌سازی کنند و حرف روز داشته باشند.

ملاک دقیق فیلم‌های شاعرانه چیست؟!

از سوی دیگر، وقتی از شاعرانگی در سینمای ایران سخن می‌گوییم همه فقره فیلمی به ذهن متبادر می‌شود. همانطور که در ابتدای این یادداشت گفته شد، شاعرانگی مفهومی است که با ذوق و احساس هنری همراه است و طبیعتاً‌ در هر فیلم به خاطر ارتباط ذاتی که با آن دارد، حس می‌شود خصوصاً‌ در سینمای ایران که شاعرانگی تقریباً جزو فرهنگ ثابت مردم است. بنابراین ملاک دقیق ما برای فیلم‌های ایرانی چیست؟ مثلاً حتی فیلم دفاع مقدسی «مجنون» سرشار از مضامین، حس‌ها و فرم شاعرانگی است یا «موقعیت مهدی» و یا حتی فیلم‌های انتقادی اجتماعی ما؛ چه فیلم‌هایی دقیقاً در این جشنواره به عنوان سینمای شاعرانه انتخاب می‌شوند؟ آیا صرف نماهایی از طبیعت و یا تم‌های عاشقانه کافی است؟ از سوی دیگر میان این رویکرد داخلی با فضای بین المللی (که توضیحات آن بیان شد) چه ارتباط و تناسبی برقرار می‌شود؟

شاعرانگی در سینمای ایران، برخلاف الگوی اروپای شرقی، در فرم و زبان سینمایی آهسته و استعلایی ریشه ندارد، بلکه در مضمون و نگاه انسانی فیلمساز تجلی می‌یابد. بنابراین، آیا درست است که جشنواره جهانی فیلم فجر این دو رویکرد متفاوت را در یک سبد قرار دهد و همه را ذیل عنوان «سینمای شاعرانه» معرفی کند؟  

سایه زیتون شکسته بر بخش مقاومت 
یکی از مهم‌ترین نقاطی که در سیاست جشنواره جهانی فیلم فجر باید مورد توجه قرار گیرد، نسبت میان «شاعرانگی» و «مقاومت» است. بخش «زیتون شکسته» همانطور که از همان نامش برمی‌آید قصد دارد روایتگر چهره رنجور و آسیب‌دیده مقاومت باشد؛ روایتی که با زبان احساس و نمادهای شاعرانه عرضه می‌شود. آیا چنین زبانی می‌تواند بار سنگین واقعیت‌های امروز مقاومت را به دوش بکشد؟ سینمای مقاومت امروز حتی اگر رویکردی شاعرانه اتخاذ می‌کند، در این جنبه باید «شعر حماسی» را اولویت قرار دهد تا بتواند فضای ایستادگی و مقاومت پیروز را در مقابل رژیم کودک‌کش به گوش دنیا برساند. البته در این شکی نیست که بیان ظلم‌هایی که به مردم مظلوم و مقتدر ایران و غزه می‌شود، یکی از راه‌های انتقال است اما باید این نگرش در کنار جنبه حماسی و طوفانی باشد نه اینکه بر آن سایه بیاندازد.

جشنواره‌ای که داعیه جهانی بودن دارد، نمی‌تواند سهم مقاومت را تنها در یک بخش کوچک خلاصه کند. مقاومت نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه یکی از اصلی‌ترین گفتمان‌های فرهنگی و سیاسی منطقه است که روز به روز طول موج آن افزایش می‌یابد و ما باید همزمان با ارتفاع آن نیز قد بکشیم و این موضوع در جشنواره صرفاً با حضور یک یا دو فیلم محقق نمی‌شود بلکه باید در فضاسازی، شعار و هویت جشنواره دیده و حس شود تا بتواند این حس را به دنیا منتقل کند وگرنه بیشتر به یک نمایش فیلم و رویداد نمادین ساده بدل می‌شود تا به یک میدان جدی برای گفت‌وگو و تأثیرگذاری.

سیاست جشنواره در تأکید بر شاعرانگی، اگرچه محترم و قابل تأمل است، اما نیازمند بازنگری جدی است. آیا این رویکرد می‌تواند به نیازهای امروز سینمای ایران پاسخ دهد؟ در شرایطی که سینمای ایران به شدت از سرمایه‌‌سالاری ضربه می‌خورد، رویکردی کلی‌نگر و مبهم چه کمکی به سینمای ایران برای جریان‌سازی تازه‌نفس می‌کند؟ و مهم‌تر از همه، آیا جشنواره‌ای که نام «جهانی» را یدک می‌کشد، نباید به جای تأکید بر یک سبک خاص، به تنوع و تکثر زبان‌های سینمایی توجه کند؟  

اینگونه نگران این هستیم که افق دیدی که سیاست‌گذاران جشنواره خصوصاً‌ دبیر محترم آن دارد، مصداق شعر معروف شود که «تَرسَم این رَه که تو می‌روی به تُرکِستان است».

انتهای پیام/


Source link

درباره ی طلوع ارتباطات

ورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است

مطلب پیشنهادی

سهمیه سوخت خودروهای مونتاژی در مصوبه اخیر دولت چه می شود؟

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، بر اساس مصوبه اخیر هیئت دولت مبنی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *