یکشنبه , 9 آذر 1404 - 7:12 قبل از ظهر

طرح ناقص ترامپ برای جنگ اوکراین / صلح میان مسکو و کی‌یف همچنان دست نیافتنی به نظر می‌رسد / جای خوش‌بینی وجود ندارد


خبرآنلاین – نویسنده: نایجل گولد-دیویز: در تاریخ ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵، دن دریسکول، وزیر ارتش ایالات متحده، یک طرح صلح ۲۸ ماده‌ای را (که مفصل‌ترین طرح صلح برای جنگ اوکراین تا به امروز محسوب می‌شود) برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین ارائه کرد.

اگرچه منشأ و نویسنده اصلی این طرح مبهم است، اما به نظر می‌رسد که پیش‌نویس این طرح از مذاکرات بین کریل دیمیتریف، فرستاده روسیه، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نشأت گرفته‌است.

این مذاکرات عملا بخش بزرگی از ساختار سیاسی مستقر دولت آمریکا را دور زده‌بود و بدون دخالت نهادهای سنتی ذی‌ربط انجام شد.

شرایط نابرابر

این متن سرشار از تناقضات، ابهامات و خطاهایی بود که نشان‌دهنده فقدان تخصص حقوقی یا دیپلماتیک است.

برخی بخش‌ها به نظر می‌رسد که مستقیما از روسی ترجمه شده‌اند، در حالی که برخی دیگر از مواد طرح مستقیما از طرح ۲۰ ماده‌ای آتش‌بس غزه وام گرفته‌شده‌بود که به یک درگیری اساساً متفاوت می‌پرداخت. 

حتی وضعیت حقوقی این طرح هم (هم «یادداشت تفاهم» و هم «الزام‌آور قانونی») نامشخص بود.

شرایط به شدت به نفع مسکو بود. روسیه زمین‌های اوکراین (و اگرچه بیان نشده بود، مردم آن) را فراتر از آنچه در حال حاضر اشغال کرده بود، به دست می‌آورد؛ دسترسی کامل به اقتصاد جهانی را دوباره کسب می‌کرد؛ و از عفو برای جنایات جنگی برخوردار می‌شد.

کشورهای اروپایی، به رغم غیبت در مذاکرات، از استقرار نیرو در اوکراین منع می‌شدند؛ موظف به لغو تحریم‌ها می‌شدند؛ و مجبور می‌شدند دارایی‌های مسدود شده روسیه را که در سیستم‌های مالی اروپا نگهداری می‌شدند، به آمریکا واگذار کنند.

اوکراین با محدودیت‌هایی در اندازه ارتش خود روبرو می‌شد و هیچ تضمین امنیتی معتبری دریافت نمی‌کرد.

سؤالات بحث‌برانگیز باقی مانده‌اند

مذاکرات آمریکا و اوکراین در ژنو در ۲۳ نوامبر ۲۰۲۵، که در ابتدا پرتنش بود، یک طرح بازنگری شده ۱۹ ماده‌ای را به ثمر رساند که اندکی از طرح اصلی را دست نخورده باقی گذاشت.

طبق گزارش‌ها، دو سؤال همچنان حل نشده باقی مانده و منتظر تصمیم‌گیری در بالاترین سطح هستند: قلمروی سرزمینی اوکراین و تضمین‌های امنیتی.

اینها همیشه مسائل کلیدی بوده‌اند. اوکراین شاید بتواند با از دست دادن عملی زمین در ازای تضمین‌های محکم برای محافظت در برابر تجاوزات آینده موافقت کند.

با این حال، روسیه نه تنها به دنبال یک دستاورد سرزمینی کوچک است (منطقه‌ای که ادعا می‌کند به زحمت ۰.۷ درصد به مساحت شناخته‌شده این کشور اضافه می‌کند) بلکه خواهان تبعیت کامل اوکراین به عنوان یک نهاد سیاسی و فرهنگی است. مسکو با تضمین‌های امنیتی برای کی‌یف که این هدف را به خطر بیندازد، موافقت نخواهد کرد.

تناقض بین این دو موضع، زیربنای تمام مذاکرات صلح از سال ۲۰۲۲ بوده است. 

اوکراین نمی‌تواند مطمئن باشد که رئیس‌جمهوری که صلحی نامطلوب را تحمیل می‌کند، بعداً در صورت نقض شرایط توسط روسیه، به خاطر اوکراین خطر جنگ را بپذیرد.

شرایط پایان جنگ

جنگ تنها در صورتی پایان خواهد یافت که ضعف، یکی از طرفین درگیر یا هر دوی آنها را مجبور به تغییر موضع کند.

اگر اوکراین با فروپاشی برگشت‌ناپذیر روبرو شود، شاید بتواند با صلحی موافقت کند که فاجعه فوری را به قیمت آسیب‌پذیری دائمی برطرف سازد.

اگر روسیه به دلیل فشارهای جنگ بزرگ و تحریم‌ها با یک بحران سیستمی تمام‌عیار در داخل مواجه شود، ممکن است مجبور شود هدف خود مبنی بر تسلط بر اوکراین را تعدیل کند.

هیچ یک از این چشم‌اندازها قریب‌الوقوع نیست.

اگرچه اوکراین در میدان نبرد با شکست‌هایی روبرو است، اما منابع آن به پایان نزدیک نیست. عزم برای مقاومت همچنان قوی است: اکثر اوکراینی‌ها پیامدهای انسانی اشغال روسیه را درک می‌کنند.

رسوایی فسادی که درست قبل از ظهور طرح صلح در کی‌یف آشکار شد، به اعتبار دولت ولودیمیر زلنسکی آسیب می‌رساند، اما، مگر اینکه این امر به یک بحران ملی روحی-روانی تبدیل شود که تلاش‌های جنگی اوکراین را به خطر اندازد، او را مجبور به امضای یک صلح بد نخواهد کرد.

روسیه نیز با بحران قریب‌الوقوعی روبرو نیست. مشکلات اقتصادی در حال تشدید هستند، و وابستگی روسیه به درآمدهای نفتی با افزایش کسری بودجه ناشی از جنگ، آسیب‌پذیری فزاینده‌ای را ایجاد می‌کند.

از قضا، آمریکا در حال کمک به هدف قرار دادن این امر است، حتی در حالی که به اوکراین فشار می‌آورد.

اولین تحریم‌های دور دوم ریاست جمهوری ترامپ (علیه دو شرکت بزرگ نفتی روسیه) همزمان با ورود دریسکول به کی‌یف به اجرا درآمد.

حملات اوکراین به زیرساخت‌های نفتی، با کمک اطلاعات ایالات متحده، تأثیر آنها را تشدید می‌کند. با این حال، این اقدامات قانونی و حرکتی علیه جریان ورودی دلارهای نفتی روسیه هنوز برای ایجاد بحران کافی نیست. روسیه همچنان یک تهدید موجودیتی محسوب می‌شود که اوکراین همچنان متعهد به مقاومت در برابر آن است.

اکنون و آینده

دیپلماسی ادامه دارد. ویتکاف هفته آینده از مسکو دیدن خواهد کرد، و زلنسکی ممکن است از کاخ سفید بازدید کند.

اما به نظر می‌رسد ترامپ کمتر از دیپلماسی قبلی خود در مورد جنگ، درگیر این طرح شده و انعطاف‌پذیری نشان داده است. مقامات ارشد روسیه اصرار دارند که مسکو هیچ امتیازی نخواهد داد.

ولادیمیر پوتین همچنان معتقد است که اوکراین فاقد یک دولت مشروع برای امضای توافق است. در همین حال، اوکراین قدردانی خود را از آمریکا بابت طرح صلح نشان می‌دهد، در حالی که در تلاش است شرایط غیرقابل قبول را از طریق مذاکره حذف کند.

اگر این مذاکرات شکست بخورد، همانطور که قبلی‌ها شکست خوردند، سؤال این خواهد بود که ترامپ کدام کشور را مقصر می‌داند و چه پیامدهایی در پی خواهد داشت.

این شرایط سه نتیجه کلی دارد:

  1. آمریکا همچنان بر دیپلماسی این جنگ مسلط است و شرایط مذاکرات را تعیین می‌کند، حتی زمانی که یک پیشنهاد دارای نقص ناشی از یک فرآیند آشفته را ارائه می‌دهد. ترس از دشمنی با ترامپ به او قدرت می‌دهد. اوکراین و اروپا جرأت ندارند «نه» بگویند؛ آنها فقط می‌توانند بگویند «بله، اما…»، که آنها را مجبور می‌کند در فرآیندی سرمایه‌گذاری کنند که بعید است موفق شود.
  2. در حالی که ترامپ نقش کمی در آماده‌سازی این طرح داشت، یک بار دیگر تلاش کرده است که جنگ را عمدتاً از طریق فشار بر اوکراین پایان دهد. این نظریه صلحی است که او، علی‌رغم شکست‌های گذشته و نشانه‌های فزاینده سرخوردگی از پوتین پس از اجلاس ناموفق آلاسکا در ماه آگوست،  مکرراً به آن باز می‌گردد.
  3. ضعف اروپا به طرز دردناکی آشکار شده است. موضع آن، وابستگی واکنشی است تا استقلال استراتژیک. علیرغم اینکه منبع اصلی حمایت اقتصادی و نظامی اوکراین است، در دیپلماسی جنگ به حاشیه رانده شده و کاری جز ارائه اصلاحاتی به پیش‌نویس طرح صلح آمریکا انجام نداده است. شکست آن در توافق بر سر طرحی برای استفاده از دارایی‌های مالی مسدود شده روسیه برای حمایت از اوکراین، به ایالات متحده این امکان را داده است که این دارایی‌ها را برای استفاده خود به عنوان سرمایه‌گذاری‌های پس از جنگ، طلب کند. اگر اتحادیه اروپا نتواند طرح خود را در ماه آینده پیش ببرد، اوکراین طی دو سال آینده با کسری بودجه ۶۰ میلیارد دلاری روبرو خواهد شد که توانایی آن برای انجام مؤثر جنگ را به شدت مختل خواهد کرد.

این دیپلماسی سومین تلاش بزرگ بین‌المللی برای تنظیم روابط امنیتی روسیه و اوکراین است، پس از تفاهم‌نامه بوداپست در سال ۱۹۹۴، که اوکراین بر اساس آن سلاح‌های هسته‌ای خود را در ازای تضمین‌های حاکمیت کنار گذاشت، و توافق‌نامه‌های مینسک ۲۰۱۴-۲۰۱۵ که منجر به آتش‌بس پس از اولین تهاجم روسیه به اوکراین شد. هر دو با نقض روسیه شکست خوردند. تلاش فعلی برای پایان دادن به دومین تهاجم روسیه، آشفته‌تر از هر دوی آنها است. این امر جایی برای خوش‌بینی باقی نمی‌گذارد.

منبع: موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS)

۴۲/۴۲


Source link

درباره ی طلوع ارتباطات

ورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است

مطلب پیشنهادی

صفحهٔ درخواستی شما یافت نشد.

احتمالاً آدرس را اشتباه تایپ کرده‌اید. شما به طور خودکار به صفحهٔ اول هدایت خواهید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *