خبرگزاری تسنیم، لرستان: پاییز از نیمه گذشته و لرستان در میانه یک بحران آبیِ فعال و چندلایه قرار دارد، این تصویر تنها کاهشِ نرمالِ بارش فصلی نیست؛ بلکه فروپاشی نسبیِ ترازِ آبی است.
پاییز لرستان بدون حتی یک میلیمتر بارش مؤثر آغاز شد و ردِ بحران را از کوهستانهای زاگرس تا دشتهای جنوبی گستراند. کاهش شدید دبی رودخانهها و ذخایر پشت سدها، وضعیت آب این استان را حالا بهشکل هشدارآمیزی به نمایش گذاشتهاست.
بررسی روند بلندمدت بارشها نشان میدهد لرستان با سابقۀ رودها و چشمهها در پنج سال گذشته یکی از شدیدترین افتهای بارندگی در غرب کشور را تجربه کردهاست.
متوسط بارندگی سالانه که باید در بازهای حدود 500 تا 600 میلیمتر نوسان داشته باشد، در برخی سالها به زیر 350 میلیمتر سقوط کرده و در برخی ایستگاهها رکوردهایی تاریخی ثبت شده که در نیم قرن اخیر بیسابقه بودهاست.
این کاهش نهفقط در مجموع بارش، بلکه در توزیع زمانی آن نیز دیده میشود؛ بهگونهای که بخش عمدهای از بارشها در بازههای کوتاه و بهصورت رگباری رخ داده و امکان نفوذ مؤثر به سفرههای زیرزمینی را از بین بردهاست.
بررسی آخرین برآوردهای فنی در حوزه آب نشان میدهد لرستان وارد یکی از سختترین دورههای کمآبی در نیمقرن اخیر شدهاست. خشکسالی حالا تنها بهمعنای کمبارشی نیست؛ این بحران یک واکنش زنجیرهای است که در آن هر حلقه، حلقه بعدی را نیز از کار میاندازد.
کاهش بارندگی به افت جریان رودخانهها منجر شده، افت رودخانهها ذخایر سدها را تحلیل برده، کاهش امکان تنظیم آب از سدها فشار را به آبخوانها منتقل کرده و پمپاژ فزاینده آبهای زیرزمینی خود به افت لایههای آب و فرونشست زمین انجامیدهاست.
تازیانه خشکسالی بر دشت
یک پژوهش علمی که با استفاده از تصاویر ماهوارهای و تحلیل شاخصهای پوشش گیاهی وضعیت خشکسالی در لرستان را بررسی کرده است، نتایج قابلتوجهی دارد. طی 20 سال گذشته، مناطق بدون خشکسالی در لرستان حدود 14.7٪ کاهش یافتهاند،
بهعوض مناطق با خشکسالی خفیف در این بازه زمانی حدود 6.5٪ افزایش یافتهاند و مناطق با خشکسالی متوسط حدود 8.2٪ گسترش یافتهاند. این تغییرات با کاهش پوشش گیاهی (کاهش مناطق با پوشش گیاهی فشرده) و افزایش مناطق زمین برهنه/خاک همراه بودهاست.
دادههای علمی مستقل تأیید میکنند که لرستان طی دو دهه گذشته روندی رو به تشدید خشکسالی، کاهش پوشش گیاهی و تخریب محیطزیست را تجربه کردهاست.
از سوی دیگر سدها بهحدی خالیاند که نقش تنظیمکننده و ذخیرهای آنها بهشدت تضعیف شده است، سفرههای زیرزمینی بهسرعت افت کردهاند، دبی چشمهها کاهشِ شدید یافته است و شبکههای شهری و روستایی تأمین آب را تجربهای شکننده میدانند.
این وضعیت محصول تلاقی سه مجموعه عاملِ طبیعی و انسانی است: کاهش بلندمدت بارش و تغییر اقلیم، برداشت مازاد از سفرههای زیرزمینی و الگوهای نامتناسبِ مصرف و کشت.
مجموع ظرفیت ذخیره سدهای لرستان اکنون به 10 درصد رسیده و تنها حدود 20 میلیون مترمکعب آب در مخازن موجود است که بخش مهمی از آن نیز در رده حجم مرده طبقهبندی میشود.
بررسی روند پرشدگی سدها طی پنج سال اخیر نشان میدهد کسری مخازن نهتنها جبران نشده بلکه روندی افزایشی داشته است. کاهش ورودی رودخانهها، افت شدید روانابها، کاهش تغذیه آبخوانها و استمرار برداشتها باعث شده است تراز آبی هر سال منفیتر شود.
فروپاشی ذخایر سطحی لرستان
لرستان اکنون وارد مرحله خشکی چندلایه شدهاست؛ به این معنا که نهفقط بارندگی کاهش یافته، بلکه ذخایر پشتیبان نیز بهطور همزمان تحلیل رفتهاند.
در بسیاری از استانها، سدها حداقل امکان مدیریت نوسانات اقلیمی را فراهم میکنند، اما در لرستان، سدها خود قربانی همین نوسانات شدهاند.
زمانی که یک سد برای چند سال پیاپی به زیر تراز بحرانی میرسد، بازگشت آن بسیار دشوار میشود. سطوح گلی و رسوبی، تبخیر بالا و فرسایش شدید باعث میشود حتی در صورت بارندگی مناسب، بازدهی ذخیرهسازی بهشدت کاهش یابد.
این فرآیند در لرستان باعث شده است مجموع ورودی آب به شش سد فعال نیز تنها 0.14 مترمکعببرثانیه گزارش شود، پیامد فوری این کاهش شدید، محدودیت در حقابه کشاورزی است.
اما مسئله به اینجا ختم نمیشود، زمانی که سدها توان تنظیم منابع را از دست میدهند، فشار مستقیم به شبکه آب شرب منتقل میشود. شهرها ناچار میشوند سراغ چاههای عمیقتر بروند، کیفیت آب کاهش مییابد، هزینه پمپاژ بالا میرود. فروپاشی سدها حالا بحران را از سطح زمین به عمق زمین کشاندهاست.
شرایط منابع زیرزمینی، بهمراتب نگرانکنندهتر است، میانگینِ افت سطحِ آبخوانها به حدود 6 متر گزارش شده است که بهلحاظ تراز حجمی معادل ازدسترفتنِ حدود 600 میلیون مترمکعب از ذخایر زیرزمینی در بازههای اخیر برآورد میشود.
مقایسه دادههای سالانه نیز حکایت از آن دارد که حجم کسری مخازن زیرزمینی از حدود 522 میلیون مترمکعب در سال قبل به بیش از 606 میلیون مترمکعب در سال جاری رسیده؛ افزایشی که بیانگر شتابگرفتن بحران است، نه تثبیت آن.
فروپاشی آب در زمین
هر متر افت سطح آب زیرزمینی بهمعنای نابودی میلیونها مترمکعب ذخیرهٔ طبیعی است، وقتی این عدد به شش متر میرسد، یعنی لرستان چیزی در حدود 600 میلیون مترمکعب از اندوختهٔ استراتژیک خود را از دست دادهاست.
وقتی تراز منفی منابع زیرزمینی تثبیت میشود، نشانههای ثانویه آن بهتدریج بروز پیدا میکند؛ از شورشدن منابع آب در برخی مناطق گرفته تا کاهش کیفیت زمینهای کشاورزی و افزایش احتمال نشست زمین.
نمود بیرونی این فاجعه بهشکل فروچالهها بروز پیدا کردهاست، شکافهایی که زمین دهان باز میکند و نشان میدهد زیرپوست خاک، آب نیست؛ خلأ است. در دشتهای مرکزی و جنوبی لرستان، ترکها دیگر نشانه خشکی سطحی نیستند، بلکه نشان فروکش کردن ستونهای حیات در زیر زمیناند.
سالها بود که هرگاه بارندگی کم میشد، چاههای بیشتری حفر میشد، مجاز و غیرمجاز. هر کشاورز برای نجات محصول، زمین را میشکافت، در چنین شرایطی، هرگونه تداوم برداشت با الگوی فعلی، بهمعنای فشار بیشتر بر منابعی است که توان جایگزینی طبیعی خود را از دست دادهاند.
اما بحران آب در لرستان فقط یک معادله طبیعی نیست، بیش از 80 درصد کل مصرف آب در این استان در بخش کشاورزی انجام میشود، آن هم عمدتاً با روشهایی با راندمان پایین.
کشاورزیای که دههها بر پایه آب فراوان طراحی شده بود، اکنون با محدودیتهای شدید مواجه شدهاست، الگوهای کشت همچنان بر اساس شرایط دهههای پرآب تنظیم شدهاند.
آبیاری غرقابی که همچنان در بخش بزرگی از مزارع رایج است، راندمانی حدود 35 درصد دارد، در بهترین حالت، فقط یکسوم آبی که مصرف میشود به ریشه گیاه میرسد.
دوره نااطمینانی آبی
در مقابل، سامانههای نوین آبیاری میتوانند این عدد را به بیش از 85 درصد برسانند؛ اما روند توسعه این سامانهها در لرستان کند و پراکنده بودهاست.
کاهش بارندگی و افزایش تبخیر موجب شده است سطح زیرکشت محصولات پاییزه نیز کاهش یابد. بسیاری از کشاورزان یا کشت نکردهاند یا زمینها را با حداقل بذر رها کردهاند، برخی فقط برای حفظ مالکیت زمین، کشت صوری انجام دادهاند.
در بخش دامداری نیز اوضاع به همان اندازه بحرانی است، مراتع خشک شدهاند، چشمهها کمآب یا ناپدید شدهاند و دامداران ناچار شدهاند دامهای خود را زودتر از موعد روانه بازار کنند، این عرضه ناگهانی، قیمت دام را کاهش داده و خسارت مضاعفی به خانوارهای دامدار وارد کردهاست.
در چنین شرایطی، تداوم الگوی کشت پرآببر نهتنها یک خطای مدیریتی، بلکه نوعی مخاطره ساختاری محسوب میشود. ادامه این وضعیت، در میانمدت به نابودی خاک، خالیشدن روستاها و گسترش مهاجرت اقلیمی منجر خواهد شد.
موضوع مهم دیگر، الگوی کشت است. کشت بهاره محصولات پرآببر در استانی که سالهاست با کسری منابع روبهروست، یک تناقض مدیریتی محسوب میشود.
در شرایطی که کشاورزی باید متناسب با ظرفیت اقلیمی ساماندهی شود، استمرار کشتهای پرمصرف نهتنها منابع آب را تحلیل میبرد، بلکه آینده اقتصادی روستاها را نیز به خطر میاندازد.
پیامدهای این فروپاشیِ تراز آبی رو به همهٔ بخشهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی سرایت کردهاست. در کشاورزی، مزارعِ آبی و دیم، عملکردشان بهشدت افت کرده؛ برخی زمینها یا کشتِ خود را کاهش دادهاند یا بهطورکلی متروکه شدهاند.
بهگفته نامدار صیادی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی لرستان، تغییر الگوی کشت به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل شده و بر جایگزینی کشت پاییزه بهجای بهاره تأکید شدهاست.
آب شرب در سرازیری جیرهبندی
اما تصویر بحران فقط به روستاها و مزارع محدود نیست، شهرهای لرستان نیز وارد دوره نااطمینانی آبی شدهاند. منابع شرب عمدتاً متکیبر آب زیرزمینیاند، یعنی همان منابعی که کشاورزی آنها را میبلعد، شهر هم از همان سهم برمیدارد، تضاد پنهانی که هر روز شدیدتر میشود.
در حوزه تأمین آب شرب، نشانههای بحران بهصورت محسوستری در حال ظهور است. بسیاری از شهرهای لرستان منابع پایدار ندارند و بخش عمده آب شرب از چاهها و چشمهها تأمین میشود.
اما افت دبی این منابع، شرایط را بحرانی کردهاست. در برخی نقاط، کاهش دبی چشمهها به بیش از 80 درصد رسیده و تکیهبر منابع زیرزمینی نیز با افت محسوس روبهروست.
از طرف دیگر، مشاهدات عملیاتی از سطح بهرهبرداری شهری نشان میدهد که ایستگاههای مهم پمپاژ و تأمین شهری با کاهش شدیدِ میزان برداشت مواجه شدهاند.
مثالِ شاخص بهگفته نورالدین نوریزدان، مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب لرستان، ایستگاه پمپاژ شهید مطهری است که سال گذشته حدود 1300 لیتر در ثانیه از منبع برداشت میکرده و اکنون این رقم به حدود 160 تا 200 لیتر در ثانیه کاهش یافتهاست.
وقتی تکیهگاههای شهری چنین افتِ شدیدی را تجربه میکنند، خطرِ اعمال جیرهبندیِ آب و اختلال شدید در زندگی شهری و خدمات پایهٔ شهری کاملاً محسوس میشود.
از سوی دیگر الگوی نادرست مصرف خانگی نیز فشار مضاعفی بر شبکهها وارد کردهاست. مصرف آب شرب برای کاربریهای غیرضروری، عدمرعایت اصول بهینهسازی، فرسودگی شبکههای توزیع و هدررفت قابلتوجه آب، شرایط را پیچیدهتر کردهاند.
فروپاشی ادامهدار آب
پیشبینیهای هواشناسی از احتمال بارشهای پراکنده در ماههای آینده حکایت دارد، اما هیچیک از مدلهای اقلیمی نوید یک دوره ترسالی پایدار را نمیدهد. بارندگیهای مقطعی اگرچه میتواند بخشی از نگرانیهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما قادر به جبران کسری انباشته منابع نیست.
لرستان حالا نمونهای فشرده از بحرانی است که سراسر ایران را در برگرفته، اما شدت، سرعت و عمق آن در این استان نگرانکنندهتر از بسیاری مناطق دیگر است.
ترکیب اقلیم نیمهخشک، توپوگرافی فرساینده، ضعف زیرساختهای آبی و الگوهای مصرف ناپایدار، لرستان را در معرض فرسایش آبی سریع قرار دادهاست.
خشکسالی دیگر یک احتمال نیست؛ یک وضعیت موجود است. لرستان حالا نه در آستانه بحران، بلکه در متن بحران آب قرار دارد.
گزارش از فاطمه نیازی
انتهای پیام/644/.+
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین





