به گزارش ایده روز آنلاین، نیکلاس مادورو در 3 ژانویه 2026 توسط نیروهای دلتا فورس امریکا بازداشت شد. پایان او در تخت خواب کاخ خود معروف به فولورانس بود. زمانی که در خواب بود و تا آمد خود را به درب امن برساند دستگیر شد. این پایان 13 سال حکومت او با ایدئولوژی چاوزیسم در این کشور بود.
ایده روز آنلاین در گزارشی مفصل درباره اینکه او که بود، از کجا آمد و چگونه به قدرت رسید؟ نوشت: مادورو نه یک ژنرال نظامی بود، نه یک تکنوکرات تحصیلکرده غرب؛ او محصول مستقیم خیابان، اتحادیههای کارگری و سیاست پوپولیستی آمریکای لاتین بود.
نیکلاس مادورو، برخلاف بسیاری از رهبران آمریکای جنوبی، مسیر قدرت را نه از دانشگاههای معتبر و نه از ارتش، بلکه از رانندگی اتوبوس و فعالیتهای اتحادیهای آغاز کرد؛ مسیری که بعدها در روایت رسمی هوادارانش به نماد «رئیسجمهور مردم» تبدیل شد و در روایت مخالفان، به نشانهای از «نبود شایستگی لازم برای اداره یک کشور بحرانزده».
در بخشی از این گزارش به روابط ایران با ونزوئلا پرداختهایم که در ادامه میخوانید اما مشروح این تفصیل را در لینک مرتبط بخوانید:
رانندهای که میراث چاوز را بر باد داد / پایان حکومت سوسیالیستی در ونزوئلا؟ /از اتحاد استراتژیک با ایران تا تقابل بیرحمانه با آمریکا و حمایت از فلسطین
از اتحاد ضدآمریکایی تا آغاز تقابل مستقیم با واشنگتن
دو کشور دور از هم، یک دشمن مشترک
در نگاه اول، ایران و ونزوئلا، هیچ شباهت جغرافیایی، فرهنگی یا تاریخی ندارند؛ یکی در خاورمیانه و دیگری در آمریکای لاتین. اما سیاست بینالملل بارها نشان داده که جغرافیا الزاماً تعیینکننده اتحادها نیست، بلکه دشمن مشترک است که پیوند میسازد. رابطه تهران و کاراکاس نیز دقیقاً از همین جنس است: رابطهای که نه بر پایه نزدیکی طبیعی، بلکه بر اساس تقابل با آمریکا شکل گرفت و بهتدریج به یک اتحاد سیاسی–اقتصادی بدل شد.
برای فهم چرایی نزدیکی ایران و ونزوئلا، باید به سالها قبل از نیکلاس مادورو بازگشت؛ به دوران هوگو چاوز و به لحظهای که ونزوئلا تصمیم گرفت نقش «چالشگر نظم آمریکایی» را در نیمکره غربی ایفا کند.
ریشههای اولیه رابطه | دوران چاوز و احمدینژاد
نزدیکی ایران و ونزوئلا بهطور جدی از اوایل دهه ۲۰۰۰ و همزمان با روی کار آمدن هوگو چاوز در ونزوئلا آغاز شد. چاوز، همانند بسیاری از رهبران چپ آمریکای لاتین، آمریکا را عامل اصلی عقبماندگی، نابرابری و بیثباتی منطقه میدانست. این نگاه، او را بهطور طبیعی به کشورهایی نزدیک میکرد که در تقابل با واشنگتن قرار داشتند.
در همین مقطع، ایران نیز بهویژه در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، سیاست خارجی تهاجمیتری علیه آمریکا دنبال میکرد. نتیجه این همزمانی، شکلگیری یک همگرایی سیاسی ایدئولوژیک میان تهران و کاراکاس بود.
دیدارهای مکرر مقامات دو کشور، امضای دهها توافقنامه اقتصادی و تأکید مشترک بر «مقابله با امپریالیسم»، بهتدریج رابطه ایران و ونزوئلا را از سطح نمادین به سطح عملیاتی ارتقا داد.
چرا این رابطه برای ونزوئلا مهم بود؟
برای ونزوئلا، نزدیکی به ایران چند مزیت اساسی داشت:
۱. پشتیبانی سیاسی بینالمللی
در شرایطی که واشنگتن تلاش میکرد دولت چاوز و بعدتر مادورو را منزوی کند، حمایت ایران در مجامع بینالمللی برای کاراکاس اهمیت داشت.
۲. همکاری اقتصادی خارج از مدار غرب
ونزوئلا بهدنبال کاهش وابستگی به شرکتها و نهادهای غربی بود و ایران، با تجربه تحریم، شریک مناسبی به نظر میرسید.
۳. پیام نمادین به آمریکا
رابطه با ایران، برای دولتهای چاوز و مادورو، پیامی آشکار به واشنگتن بود: ونزوئلا حاضر است با دشمنان آمریکا همپیمان شود.
چرا این رابطه برای ایران اهمیت داشت؟
از سوی دیگر، ایران نیز دلایل روشنی برای سرمایهگذاری سیاسی روی ونزوئلا داشت:
۱. شکستن انزوای دیپلماتیک
حضور فعال در آمریکای لاتین، به ایران امکان میداد نشان دهد که منزوی نشده است.
۲. دسترسی به منابع انرژی و همکاری نفتی
هر دو کشور عضو اوپک بودند و همکاری در حوزه انرژی، منطقی و سودمند به نظر میرسید.
۳. ایجاد عمق ژئوپلیتیک در حیاط خلوت آمریکا
نزدیکی به ونزوئلا، برای تهران یک امتیاز نمادین و راهبردی محسوب میشد.
انتقال قدرت از چاوز به مادورو؛ تداوم اتحاد
با مرگ هوگو چاوز در سال ۲۰۱۳، این پرسش مطرح شد که آیا نیکلاس مادورو مسیر نزدیکی با ایران را ادامه خواهد داد یا نه. پاسخ خیلی زود روشن شد: مادورو نهتنها این رابطه را حفظ کرد، بلکه در برخی حوزهها آن را عملیتر و امنیتیتر کرد.
مادورو که خود سالها وزیر خارجه بود، بهخوبی اهمیت روابط غیرغربی را درک میکرد. او در شرایطی به قدرت رسید که اقتصاد ونزوئلا بهشدت آسیبپذیر شده بود و فشارهای خارجی در حال افزایش بود. در چنین فضایی، ایران به یکی از معدود شرکای قابل اتکا برای کاراکاس تبدیل شد.
آغاز تنش جدی با آمریکا | از اختلاف سیاسی تا دشمنی راهبردی
اما همین نزدیکی، یکی از عوامل اصلی تشدید تنش میان ونزوئلا و آمریکا شد. واشنگتن از همان ابتدا، رابطه تهران–کاراکاس را با سوءظن دنبال میکرد. برای آمریکا، حضور فعال ایران در آمریکای لاتین نهتنها یک مسئله دیپلماتیک، بلکه یک چالش امنیتی بالقوه محسوب میشد.
تنشها در چند مرحله تشدید شد:
مرحله اول: اختلاف ایدئولوژیک
در این مرحله، آمریکا دولتهای چاوز و مادورو را رژیمهایی ضددموکراتیک و پوپولیست میدانست، اما هنوز سیاست مهار کامل را در پیش نگرفته بود.
مرحله دوم: تحریمهای هدفمند
با افزایش همکاری ونزوئلا با ایران و روسیه، واشنگتن تحریمهایی علیه مقامات و نهادهای دولتی ونزوئلا اعمال کرد.
مرحله سوم: امنیتی شدن پرونده
در این مقطع، آمریکا بهصراحت از «تهدیدات امنیتی ناشی از روابط ونزوئلا با ایران» سخن گفت و موضوع از سطح سیاسی به سطح راهبردی ارتقا یافت.
نفت؛ قلب اختلاف با واشنگتن
یکی از عوامل کلیدی در اختلاف ونزوئلا و آمریکا، نفت بود. ونزوئلا یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد و برای دههها، تأمینکننده مهم انرژی آمریکا بود. سیاستهای ملیسازی چاوز و مادورو، این رابطه را بهشدت تضعیف کرد.
نزدیکی ونزوئلا به ایران در حوزه انرژی، برای واشنگتن خط قرمز محسوب میشد. آمریکا نگران بود که این همکاریها، هم تحریمهای ایران را بیاثر کند و هم نفوذ واشنگتن بر بازار انرژی منطقه را کاهش دهد.
روایت مادورو | «جنگ اقتصادی آمریکا»
مادورو همواره تأکید میکرد که بحران اقتصادی ونزوئلا نتیجه سوءمدیریت نیست، بلکه حاصل «جنگ اقتصادی» آمریکا است. در این روایت، ایران نه یک شریک عادی، بلکه همرزمی در برابر فشار غرب بود.
این روایت، اگرچه برای بخشی از جامعه ونزوئلا قانعکننده بود، اما نتوانست جلوی نارضایتی گسترده ناشی از تورم، کمبود کالا و سقوط سطح زندگی را بگیرد.
آغاز شکاف برگشتناپذیر با واشنگتن
نزدیکی ونزوئلا و ایران، در نهایت به نقطهای رسید که بازگشتپذیر نبود. آمریکا به این جمعبندی رسید که مادورو نهتنها قابل مذاکره نیست، بلکه بخشی از «محور ضدآمریکایی» در سطح جهانی است.
از اینجا به بعد، هدف واشنگتن تغییر کرد: از فشار برای اصلاح رفتار، به تلاش برای تغییر حکومت.
این تغییر راهبرد، زمینهساز ورود مستقیمتر دولت آمریکا به پرونده ونزوئلا شد؛ مسیری که در دوره دونالد ترامپ به اوج خود رسید و در محور بعدی بهتفصیل بررسی خواهد شد.
اتحاد ناگزیر، تقابل حتمی
روابط ایران و ونزوئلا نه بر اساس اشتراکات فرهنگی، بلکه بر پایه محاسبه سیاسی و دشمن مشترک شکل گرفت. این اتحاد، برای هر دو کشور مزایایی داشت، اما هزینههای سنگینی نیز به همراه آورد؛ بهویژه در تقابل با آمریکا.
برای مادورو، این رابطه بهتدریج از یک ابزار سیاست خارجی به یک عامل فشار تبدیل شد؛ عاملی که واشنگتن آن را تهدیدی مستقیم برای منافع خود تلقی کرد. از این نقطه به بعد، تقابل ونزوئلا و آمریکا وارد مرحلهای شد که دیگر صرفاً دیپلماتیک نبود؛ مرحلهای که نام دونالد ترامپ بر آن سایه انداخت.
جایگاه ایران در آینده ونزوئلا
برای ایران، سقوط مادورو بهمعنای پایان بازی نیست، اما فضای مانور را محدودتر میکند. تهران ناچار خواهد بود سیاست خود را بازتعریف کند و بهدنبال حفظ حداقلی از نفوذ باشد.
سقوط دولت نیکلاس مادورو، تنها پایان یک دولت نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر موازنه قدرت در آمریکای لاتین و مرحلهای تازه در رقابت آمریکا با متحدانش است. ونزوئلا اکنون در نقطهای ایستاده که آیندهاش هنوز نوشته نشده؛ اما آنچه روشن است این است که پیامدهای این سقوط، فراتر از مرزهای این کشور خواهد رفت.
مشروح این گزارش را اینجا بخوانید.
315
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
