پنجشنبه , 9 بهمن 1404 - 3:17 بعد از ظهر

خانواده، خرافه، بقا؛ سه نسل زن در نبردی برای زیستن


به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین، یاشاریوسفی، منتقد سینما در این نشست گفت: «دختر چپ دست» از گره های کوچک و خرده پیرنگ های متعددی تشکیل شده که متاسفانه هیچکدام تبدیل به یک پیوستار و خط روایی محکم در سیر درام نمی شوند.

او ادامه داد: بحران های اصلی مثل رابطه مادر با شوهر سابقش و فداکاری و ایثارش برای او و همچنین مسئله اینکه دختر کوچک، فرزند خواهر بزرگتر است هم یا شکل نگرفته یا بسیار دیر اتفاق می افتد.

او با بیان اینکه فیلمساز از پس انبوهی از مسائل اجتماعی و عاطفی و … که مطرح می کند بر نمی آید، افزود: رابطه های احساسی در سطح باقی مانده و تضادها و تقابل ها بین شخصیت ها به دلیل عمق نداشتن کاراکتر و عدم شناسایی و هم ذات پنداری توسط مخاطب به بیراهه می رود. 

 محسن سلیمانی فاخر نویسنده و منتقد سینما نیز گفت: عنوان دختر چپ دست فقط به یک ویژگی جسمانی اشاره نمی‌کند، بلکه بیانیه‌ رویکرد فیلم است. چپ‌دستی در اینجا نشانه‌ تفاوتی است که جامعه تاب دیدنش را ندارد. فیلم از خلال بدن یک کودک، سازوکارهای هنجارساز خانواده و فرهنگ را افشا می‌کند؛ این‌که چگونه امر طبیعی، وقتی با الگوی غالب هم‌خوان نباشد، به مسئله تبدیل می‌شود. در واقع فیلم درباره جهانی است که فقط یک جور بودن را به رسمیت می‌شناسد.

او ادامه داد:  فیلم تصویری عریان اما انسانی از زیست زنانه در حاشیه اقتصاد شهری ارائه می‌دهد. زنان این روایت، قهرمان‌های پرطمطراق نیستند؛ آن‌ها ادمهای خاموش بقا هستند. مادر با کار فرساینده، دختر بزرگ‌تر با انتخاب‌های پرریسک و کودک با نوعی مقاومت ناخودآگاه، سه شکل متفاوت از مواجهه زن با فشار اقتصادی، قضاوت اجتماعی و محدودیت‌های جنسیتی را نمایندگی می‌کنند. فیلم نشان می‌دهد بار دوام آوردن خانواده، بی‌سروصدا بر دوش زنان است.

سلیمانی فاخر افزود: فیلم نشان می‌دهد که چگونه مفهوم حفظ آبرو و شرم فرهنگی، حتی در دل یک جامعه مدرن و شهری، همچنان نیرویی تنظیم‌کننده و پنهان است. مادر بیش از آن‌که بر اساس خواست درونی‌شان تصمیم بگیرند، نگران نگاه دیگری و داوری جمعی‌اند؛ گویی آبرو نوعی سرمایه اجتماعی است که باید به هر قیمت حفظ شود. در این میان، خرافه نیز نه به‌عنوان باقیمانده‌ای متعلق به گذشته، بلکه به‌شکل تغییریافته‌ای در زندگی معاصر حضور دارد. فیلم نشان می‌دهد مدرنیته الزاماً به معنای رهایی از این سازوکارها نیست؛ بلکه سنت، شرم و خرافه در شکل‌هایی نرم‌تر اما مؤثرتر به حیات خود ادامه می‌دهند.

در این فیلم، «چپ‌دست بودن» فقط نشانه تفاوت فردی نیست، بلکه استعاره‌ای از موقعیت زنانه در ساختاری است که هنجارهایش را دیگری تعیین کرده است. دختر چپ‌دست همان دیگری ای است که نه غلط است و نه ناقص، فقط با معیار غالب هم‌خوان نیست؛ درست مانند زنانی که در اقتصاد شهری و نظم مردسالار، بار بقا را به دوش می‌کشند بی‌آن‌که معیارها را آن‌ها ساخته باشند. بقا در اینجا شکلی زنانه دارد: سازگار شدن، تاب آوردن، و هم‌زمان پیدا کردن راه‌های ظریف برای ادامه دادن.

او در پایان گفت: یکی از ضعف‌های فیلم، تراکم ایده‌ها و ناهنجاری‌های متعدد است؛ گویی فیلمساز می‌خواهد هم‌زمان درباره فقر، جنسیت، خرافه، شکاف نسلی و زیست شهری حرف بزند. این پراکندگی باعث می‌شود برخی موقعیت‌ها بیشتر طرح شوند تا پرداخت. چنین شتابی در بیان دغدغه‌ها، ویژگی آشنای فیلم‌اولی‌هاست؛ جایی که شور گفتن از تجربه زیسته، گاهی بر تمرکز روایی و انسجام درام غلبه می‌کند.

۵۹۲۴۴


Source link

درباره ی ایده روز آنلاین

مطلب پیشنهادی

درخواست استقلال برای میزبانی در ورزشگاه آزادی!

به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین؛ علی تاجرنیا، رئیس هیئت مدیره باشگاه استقلال با احمد دنیامالی، وزیر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *