به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری ایده روز آنلاین، اگر تپه علی الطاهر نماد چالش پیش روی اسرائیل برای عقبنشینی از جنوب لبنان باشد، «کریات شمونه» روی دیگر این معادله را نمایندگی میکند: شهرکی که بیشتر ساکنانش تخلیه شدهاند، شمار آنها رو به کاهش است و امیدها برای بازگشت نیز کمرنگتر میشود. در حالی که رزمندگان مقاومت در تپههای جنوب ایستادگی میکنند، شهرکنشینان از شهرکهای خود عقبنشینی میکنند؛ صحنهای که بازتابدهنده تحولی بزرگ در موازنه قدرت نبرد میان رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان با رژیم صهیونیستی است
***
در جغرافیایی که لبنان و فلسطین اشغالی را از یکدیگر جدا میکند، دو نقطه در دو سوی متضاد قرار دارند: تپه علی الطاهر در جنوب لبنان، که ارواح پاک و نیروهای مقاومت در آن حضور دارند، و «کریات شمونه» در شمال فلسطین اشغالی، شهرکی که موشکهای مقاومت آن را به نمادی از شکست و آوارگی تبدیل کردهاند
میان این دو نقطه جغرافیایی، معادلهای جدید در درگیری با رژیم اسرائیل در حال شکلگیری است؛ جایی که شهرکهای اسرائیلی از پایگاههای انتخاباتی نامزدهای سیاسی صهیونیست به شهر ارواح تبدیل میشوند، در حالی که تپههای جنوب به دژهایی تسخیرناپذیر مبدل شدهاند.
اگر تپه علی الطاهر نماد چالش پیش روی اسرائیل برای عقبنشینی از جنوب لبنان باشد، «کریات شمونه» روی دیگر این معادله را نمایندگی میکند: شهرکی که بیشتر ساکنانش تخلیه شدهاند، شمار آنها رو به کاهش است و امیدها برای بازگشت نیز کمرنگتر میشود. در حالی که نیروهای مقاومت در تپههای جنوب ایستادگی میکنند، شهرکنشینان از شهرکهای خود عقبنشینی میکنند؛ صحنهای که بازتابدهنده تحول بزرگ در موازنه قدرت است
کریات شمونه، خاستگاه حامیان نتانیاهو زیر آتش حزب الله
کریات شمونه، شهرک اسرائیلی مجاور مرز لبنان که هدف موشکهای مقاومت حزبالله قرار گرفت، به الگویی سیاسی از پیامدهای جنگ در شمال سرزمینهای اشغالی تبدیل شده است. در انتخابات 2022، «لیکود» 49.47 درصد از آرای این شهرک صهیونیست نشین را به خود اختصاص داد، در حالی که مجموع آرای احزاب عضو ائتلاف مخالفان تنها حدود 22.63 درصد بود. اما این وفاداری تاریخی به حزب «بنیامین نتانیاهو» امروز با آزمونی بیسابقه روبهرو شده است.
با گذشت نزدیک به دو سال از اجرای نخستین آتشبس در شمال فلسطین اشغالی، تنها حدود 40 درصد از ساکنان «کریات شمونه» به این شهرک بازگشتهاند. اهالی این منطقه اشغالی از کندی روند بازسازی، ضعف خدمات و اجرا نشدن وعدههای کابینه نتانیاهو شکایت دارند. همچنین اخیراً نام بیش از 350 دانشآموز از فهرست مدارس این شهرک حذف شده است که نشانهای از ادامه آوارگی حتی پس از توقف درگیریهای گسترده است
یکی از ساکنان کریات شمونه برآورد میکند که تعداد ساکنان از 26 هزار نفر به حدود 9500 نفر کاهش یافته است و میگوید بودجهای که سالها پیش برای مقاومسازی مناطق شمالی تصویب شده بود، به این شهرک اختصاص داده نشده است. این کاهش چشمگیر ساکنان، ابعاد فاجعهای را که بر این شهرک وارد شده نشان میدهد و پرسشهایی را درباره آینده پیش روی این شهرک اشغالی مطرح میکند
این کاهش صرفاً مجموعهای صرف از اعداد نیست، بلکه فروپاشی معادلهای است که در سیاست اسرائیل ثابت تلقی میشد: اینکه شهرکهای شمالی امن باقی خواهند ماند و کابینه اسرائیل تحت رهبری بی بی قادر به حفاظت از ساکنان خود خواهد بود. اما نقشه آوارگی وسیع شهرک نشینان صهیونیست، داستانی کاملاً متفاوت را روایت میکند و پرسشی بزرگ درباره توانایی رژیم برای حفظ انسجام داخلی خود در برابر جنگ فرسایشی طولانیمدت مطرح میسازد.
در «کریات شمونه»، مواضع بین کسانی که کابینه را مسئول میدانند و کسانی که میان بین و پیامدهای تقابل با حزبالله تفکیک قائل میشوند، نوعی دو دستگی ایجاد کرده است. «ایلی ابرجیل»، از اعضای قدیمی «لیکود» و مدافع سیاست جنگهای بی پایان نتانیاهو در منطقه میگوید: «جنگ اخیر خسارتی بیسابقه به کریات شمونه وارد کرده است. این نه کابینه نتانیاهو، بلکه جنگ بود که چنین وضعی را ایجاد کرد». او با وجود اذعان به اینکه کابینههای قبلی توجه لازم را به این شهرک نداشتند، تأکید میکند که به دلیل وابستگی ایدئولوژیک خود همچنان به لیکود رأی خواهد داد و معتقد است کابینه آتی برنامهای جدی برای بازسازی «کریات شمونه» ارائه خواهد کرد
در مقابل، «داوید ابراهام»، که متولد این شهرک است، به کابینه بی بی نمره «صفر» میدهد و معتقد است بحران با جنگ اخیر آغاز نشده، بلکه به سالها بیتوجهی، نبود سرمایهگذاری و خدمات اساسی بازمیگردد. او تصمیم دارد در انتخابات 5 آبان کنست اسرائیل به رقیب نتانیاهو، گادی آیزنکوت، رای دهد، چون او در سالهای دور فرماندهی منطقه شمالی ارتش اسرائیل را بر عهده داشته و با نیازمندیهای این منطقه آشنا است.
این اختلاف دیدگاه، وضعیت سیاسی پیچیدهای را منعکس میکند؛ جایی که لیکود در یکی از پایگاههای اصلی خود با چالشی بیسابقه روبهرو است. شهرکی که زمانی خاستگاه تضمینشده آرای انتخاباتی برای لیکود بود، امروز زیر فشار آوارگی، ویرانی و احساس بیتوجهی قرار دارد و در چنین شرایطی پای به انتخابات 2026 میگذارد، در حالی که این پرسش را مطرح میکند: آیا موشکهای حزبالله برای تغییر جهت آرا کافی بودهاند؟
شاید مهمتر از این پرسش، آن چیزی باشد که در درون خود شهرکنشینان رخ میدهد: در حالی که برخی آمادگی خود را برای رأی دادن به مخالفان نتانیاهو نشان میدهند، پرسش عمیقتر همچنان بیپاسخ باقی مانده است: آیا در صورت تغییر کابینه نتانیاهو، این شهرک نشینان با وعده نامزدهای رقیب واقعاً به خانههای خود بازخواهند گشت؟ یا اینکه تجربه آوارگی شکافی وجودی در رابطه آنها با این شهرک ایجاد کرده است؛ شهرکی که از نگاه بسیاری، اکنون تنها خاطرهای از مکانی امن است که دیگر وجود ندارد؟
و اما تپه علی الطاهر..
در سوی دیگر مرز در جنوب لبنان، تپه علی الطاهر به نمادی از ایستادگی و مقاومت تبدیل شده است. این تپه در شهرستان نبطیه، میان دو شهرک کفرتبنیت و نبطیه الفوقا، در ارتفاع 600 متری از سطح دریا قرار دارد و بر شهر نبطیه و برخی از روستاهای اطراف اشراف دارد. همین امر به هر طرف که آن را در اختیار داشته باشد، امکان رصد و کنترل آتش بر مناطق گسترده را میدهد.
برخلاف «کریات شمونه» که شاهد آوارگی و فرار ساکنان است، تپه علی الطاهر همچنان مملو از نیروهای مقاومت است؛ نیروهایی که آن را به دژی تسخیرناپذیر مبدل ساختهاند. در حالی که شهرکنشینان از شهرکهای خود عقبنشینی میکنند، نیروهای مقاومت بر تپههای خود ایستادگی کرده و تأکید دارند که جغرافیا بهتنهایی پیروزی را رقم نمیزند، بلکه این نبرد به ارادهای مقاوم، نیروهایی که بر خاک میهن پایبندی دارند و ارواح پاکی که گامهای آنان را متبرک ساخته، نیاز دارد.
با وجود آنچه رسانههای عبری از برآوردهای «ارتش» رژیم اسرائیل و گزارشها درباره ساخت یک مجموعه بزرگ زیرزمینی توسط حزبالله در ارتفاعات علی الطاهر منتشر کردهاند، گفته میشود این مجموعه شامل اتاقهای فرماندهی و کنترل، انبارهای تسلیحات و تجهیزات، درمانگاههای صحرایی و سکوهای ویژه پرتاب انواع مختلف موشکهاست. این زیرساخت کلیدی مقاومت اسلامی لبنان نشان میدهد که این تونل معمولی نیست، بلکه به یک شهر نظامی کامل در زیر زمین شباهت دارد و همین مسئله اصرار و پافشاری رژیم اسرائیل بر کنترل این تپه را آشکار می سازد.
اما مهمتر از همه این گزارشها که رژیم صهیونیستی از وجود تأسیسات زیرزمینی و محاصره نیروهای مقاومت و مجاهدان منتشر کرده است، صحنهای است که رسانههای عبری آن را نادیده میگیرند: جوانانی که به پروردگار خود ایمان آوردهاند، شب را بهانه قرار ندادهاند، از مواضع خود دست نکشیدهاند، محل استقرار خود را ترک نکردهاند و از ترس مرگ نگریختهاند. بلکه مقاومت و فداکاری میکنند و ثابت میکنند که اراده از آهن قویتر است و روح از صخره سختتر.
اینجاست که تفاوت اساسی میان این دو نقطه آشکار میشود: در کریات شمونه، شهرک تخلیه شده، شهرکنشینان عقبنشینی کردهاند و امید به بازگشت کمرنگ شده است. اما در تپه علی الطاهر، نیروهای مقاومت به خاک خود تمسک ورزیده و در برابر قدرتمندترین ماشین جنگی منطقه ایستادگی میکنند و تأکید دارند که زمین از آن صاحبانش و کسانی است که از آن محافظت میکنند. این تفاوت میان کسی است که میگریزد و کسی است که ایستادگی میکند، میان کسی که سرزمینش را ترک میکند و کسی که بخاطر خاک میهن جان میدهد، بین کسی که به دنبال پناهگاه میگردد و کسی که خود برای دیگران پناهگاه میشود.
این تفاوت صرفاً تفاوتی خلاصه شده در یک موقعیت نظامی نیست، بلکه تفاوتی در نگاه به خود هستی است. نیروهای مقاومت در تپه علی الطاهر به زمین صرفاً بهعنوان مکانی برای زندگی نگاه نمیکنند، بلکه آن را همچون یک آرمان و رسالت میدانند. آنها میدانند که عقبنشینیشان به معنای فروپاشی کل پروژه مقاومت است و به همین دلیل، ایستادگی آنها صرفاً یک گزینه نظامی نیست، بلکه وظیفهای وجودی است که سازشپذیر نیست. در حالی که در کریات شمونه، شهرکنشینان از خود میپرسند: آیا این زمین ارزش این همه زحمت را دارد؟ و آیا بازگشت به آن ارزش به خطر انداختن یک زندگی امن در مکانی دیگر را دارد؟
علی الطاهر؛ از میدان نبرد تا میز مذاکرات رم
تپه علی الطاهر صرفاً یک موقعیت نظامی در جنوب لبنان نبوده، بلکه به چالشی سیاسی در مذاکرات رم میان لبنان و رژیم اسرائیل تبدیل شده است؛ جایی که این تپه در حقیقت به کانون اختلاف بر سر آینده عقبنشینی اسرائیل از اراضی اشغالی لبنان تبدیل شده است.
در هفتمین دور مذاکرات که در 7 اوت 2026 با میانجیگری آمریکا به پایان رسید، طرف لبنانی بر گسترش دایره مناطق جدیدی که ارتش اسرائیل باید از آنها عقبنشینی کند، پافشاری کرد، در حالی که طرف اسرائیلی «راستیآزمایی» استقرار کامل ارتش لبنان در دو منطقهای را که پیشتر بر اساس توافق موسوم به توافق چارچوب در آنها مستقر شده بود، را به عنوان پیش شرط مطرح ساخت. تپه علی الطاهر، در کنار مناطق دیگری مانند زوطر غربی، در رأس این مناطق آزمایشی قرار داشت که رژیم اسرائیل در پی تأکید بر کنترل خود بر آنهاست.
در همین زمینه، منابع مطلع فاش ساختند که فشار آمریکا برای تحویل تپه علی الطاهر وجود دارد و تلاشهای اسرائیل برای رسیدن به آن ادامه دارد؛ موضوعی که باعث شده این تپه از یک موقعیت نظامی به یک چالش مذاکراتی تبدیل شود که پیچیدگیهای صحنه سیاسی و نظامی در جنوب لبنان را بازتاب میدهد. این در حالی است که ناظران معتقدند اصرار رژیم بر کنترل این تپه تنها به ارزش نظامی آن مربوط نمیشود، بلکه به تمایل آن برای دستیابی به دستاوردهای سیاسی پیش از انتخابات اسرائیل در پاییز آینده نیز مرتبط است.
***
آنچه در «کریات شمونه» رخ میدهد صرفاً یک پدیده نظامی نیست، بلکه تحولی عمیق در عرصه سیاسی است. موشکهای حزبالله فقط ساختمانها را ویران نکردند، بلکه اعتماد به کابینه اسرائیل را نیز متزلزل کردند و حول توانایی کابینه نتانیاهو برای حفاظت از ساکنان شهرک نشینان ابهاماتی را رقم زدند.
به نظر میرسد نتانیاهو که روی جنگ برای تقویت تصویر خود بهعنوان یک «رهبر شاخص امنیت محور» حساب کرده بود، اکنون با پیامدهای سیاسی آن نزد حامیان انتخاباتی خود روبهرو شده است. «کریات شمونه» که باور داشت لیکود تنها ضامن امنیت آن است، امروز این تضمین را زیر سؤال برده و میپرسد: آیا جنگ ضروری بود؟ و آیا میشد از این فاجعه جلوگیری کرد؟
اما آزاردهندهترین پرسش برای نتانیاهو درباره ضرورت جنگ نیست، بلکه درباره اعتبار وعدههای اوست. نتانیاهو به ساکنان شهرکهای شمالی وعده امنیت داد، اما در نهایت آوارگی را نصیب آنها کرد. به آنها وعده پیروزی داد، اما شکست نصیبشان شد. به آنها وعده بازگشت داد، اما تنها چشم انتظاری برای بازگشت به خانه نصیبشان شد. در سیاست اسرائیل، جایی که قدرت رهبری چهرههای سیاسی با توانایی شان در تأمین امنیت سنجیده میشود، این شکاف میان وعده و وعیدها و واقعیت ممکن است از هر موشکی دردناکتر باشد، چون مستقیماً مشروعیت رهبری را هدف قرار میدهد.
در مقابل، تپه علی الطاهر همچنان نماد ایستادگی است؛ جایی که سوال از سودمندی مقاومت اساسا جایی ندارد، بلکه معادله پایداری در آن تجسم یافته است؛ معادلهای که هر موشک شلیکشده را به پیامی برای دشمن تبدیل میکند: اینکه اشغال جنوب لبنان به دست صهیونیستها تثبیت نخواهد شد، شهرکها امن نخواهند بود و تا زمانی که اشغال ادامه دارد، همچنان سایه تهدید مقاومت بر سر ساکنان شهرک های شمال فلسطین اشغالی گسترده خواهد بود.
***
در نهایت، مقایسه میان «کریات شمونه» و علی الطاهر شگفتانگیز باقی میماند. در حالی که از اولی عقبنشینی میشود، دومی ایستادگی میکند و قدرتمندتر میشود. در حالی که اولی شاهد آوارگی و کاهش آرای پایگاه انتخاباتی بی بی است، دومی نماد پایداری نیروهای مقاومت و تجدید عهد است. در حالی که ساکنان «کریات شمونه» درباره آینده سیاسی خود در ابهام به سر میبرند، رزمندگان علی الطاهر سوگند خود برای ایستادگی را در هر صبحگاه تجدید میکنند.
این همان جوهر معادلهای است که دشمن اسرائیلی از آن بیم دارد: اینکه مقاومت فقط شلیک نمیکند، بلکه اعتماد را متزلزل میکند، معادلات را تغییر میدهد و شهرکهای اسرائیلی را که زمانی امن بودند، به شهر ارواح تبدیل میکند. در لحظهای که قدرت اشغالگر عقبنشینی میکند، قدرت مقاومت افزایش مییابد و این حقیقت تأیید میشود که زمین از آن کسی است که مالک آن است و از آن محافظت میکند.
واگر کریات شمونه به الگویی از شهری تبدیل شده که در آن اعتماد شهرکنشینان به رهبرانشان متزلزل شده است، تپه علی الطاهر همچنان الگویی از تپهای باقی مانده که اعتماد نیروهای مقاومت به پروردگار و سرزمینشان در آن پابرجاست.
میان این دو الگو، معادلهای جدید در درگیری شکل میگیرد: اینکه هر کس اراده و صبر داشته باشد، توانایی تغییر معادلات را هم دارد و کسی که جغرافیا را بدون باور و عقیده در اختیار دارد، جز نقشهای که با نخستین لرزش رنگ میبازد، چیزی در اختیار ندارد. این همان جوهر چیزی است که دشمن اسرائیلی از آن بیم دارد: نه موشکهایی که بر شهرکها فرود میآیند، بلکه ارواحی که در زیر این تپهها ایستادگی به خرج داده و از هر سنگ آن روایتی از پیروزی و از هر رزمندهای که بر آن ایستاده، افسانهای فناناپذیر میسرایند.
نویسنده: امل شبیب، سرویس عربی خبرگزاری ایده روز آنلاین
انتهای پیام/
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین