ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: جنگ آمریکا و ایران که دونالد ترامپ قرار بود آن را در ۴ تا ۵ هفته به پایان برساند، وارد هفتمین ماه شده و برخلاف انتظار اولیه، نهتنها فروکش نکرده بلکه در روزهای اخیر شدت گرفته است. با این حال، والتر راسل مید، تحلیلگر والاستریت ژورنال در مقالهای با عنوان «نگاهی واقعبینانه به جنگ» معتقد است هنوز برای نتیجهگیری درباره شکست آمریکا زود است؛ ترامپ همچنان اهرم اقتصادی قدرتمندی در اختیار دارد و توانسته از تبدیل جنگ به یک بحران جهانی انرژی جلوگیری کند.
متن کامل این مقاله را میخوانید:
جنگی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ابتدا آن را جنگی «۴ تا ۵ هفتهای» علیه ایران توصیف کرده بود، روز شنبه وارد هفتمین ماه خود شد. این جنگ نهتنها رو به پایان نرفته، بلکه طی چند روز گذشته شدت گرفته است.
از محافل آرام و رسمی سیاست خارجی گرفته تا فضای ملتهب و افراطی جناحهای چپ و راست در اینترنت، یک اجماع شکل گرفته است: این جنگ یک فاجعه است؛ معادل آمریکایی شکست تحقیرآمیز بریتانیا در بحران سوئز در سال ۱۹۵۶. بر اساس این دیدگاه، قدرت آمریکا دیگر هرگز در خاورمیانه احیا نخواهد شد و ترامپ بزرگترین رسوایی دوران سیاسی خود را تجربه کرده است.
اما چشمانداز همچنان مبهم است. ایران سختتر و موفقتر از آنچه ترامپ انتظار داشت، مقابله کرده است. اگرچه تلفات نیروهای آمریکایی در مقایسه با معیارهای تاریخی نسبتا اندک بوده، این جنگ پرهزینهتر از انتظار، فشار بیشتری بر نیروی انسانی و ذخایر تسلیحاتی آمریکا وارد کرده و از نظر سیاسی نیز برای دولت ترامپ هزینه بیشتری داشته است.
به گزارش واشنگتنپست، فرماندهان ارشد ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا و همچنین فرماندهان چهارستاره نیروهای آمریکایی در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین هشدار دادهاند که ادامه استقرار نیروها در خاورمیانه، توانایی آمریکا برای مقابله با تهدیدها در سایر نقاط جهان را کاهش میدهد.
با این حال، ترامپ ظاهرا مصمم به ادامه جنگ است و دلایل معقولی هم برای خوشبینی دارد. بر اساس گزارش گلدمن ساکس، صادرات نفت از خلیج فارس به حدود دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است؛ بنابراین ایران نتوانسته یک بحران جهانی انرژی ایجاد کند.
محاصره آمریکا درد و فشار بیشتری بر ایرانیها وارد کرده است تا تلاش حکومت ایران برای بستن تنگه هرمز بر آمریکا. در همین حال، واکنش محدود و عمدتا کماثر ایران به حملات آمریکا در آخر هفته گذشته نشان داد که ترامپ همچنان قادر است سطح تشدید درگیری را کنترل کند. ایران با توجه به خسارات نظامی پیشین و نگرانی از اقدامات تلافیجویانه، ظاهرا تمایلی ندارد یا قادر نیست وضعیت نظامی موجود را به چالش بکشد.
به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا بر این باور است که میتواند بدون روی آوردن به ۲ چیزی که بیش از همه از آنها هراس دارد، یعنی ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی و اعزام نیروهای زمینی آمریکایی، فشار اقتصادی بر ایران را برای مدت نامحدود افزایش دهد.
مانند جنگ اوکراین و مانند بیشتر جنگها، درگیری میان آمریکا و ایران به چیزی طولانیتر و آشفتهتر از آنچه هر ۲ طرف انتظار داشتند تبدیل شده است. ترامپ با حملات هوایی اولیه و گسترده خود نتوانست حکومت ایران را سرنگون کند؛ حملات ایران به کشتیرانی در خلیج فارس نیز نتوانست ترامپ را وادار به عقبنشینی کند.
اکنون هر ۲ طرف با این پرسش مواجهاند که چگونه میتوانند جنگی طولانی را که انتظارش را نداشتند، به پیروزی برسانند. حاکمان ایران باید هر کاری از دستشان برمیآید برای محدود کردن جریان انرژی از تنگه هرمز انجام دهند، به این امید که استفاده از «سلاح نفت» سرانجام بحران بزرگی ایجاد کند و ترامپ را مجبور سازد با شرایط مورد نظر ایران وارد مذاکره شود.
آنها همچنین امیدوارند فشار داخلی ناشی از جنگی که از نظر سیاسی محبوبیت چندانی ندارد، ترامپ را وادار به تغییر مسیر کند؛ شاید پس از پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای.
از سوی دیگر، پس از تصمیم جنجالی واشنگتنپست برای افشای اطلاعات طبقهبندیشده درباره آسیبپذیریهای نظامی آمریکا در دوره درگیری مسلحانه، مقامهای ایرانی دلایل بیشتری دارند که امیدوار باشند آمریکا نتواند برای مدت طولانی سطح فعلی استقرار نظامی خود در منطقه را حفظ کند.
ترامپ، از سوی دیگر، ظاهرا بر تشدید بحران اقتصادی در داخل ایران تمرکز کرده و همزمان میکوشد پیامدهای جنگ را در سیاست داخلی آمریکا و در سطح جهانی محدود نگه دارد.
برای موفقیت این راهبرد، او باید تا حد امکان جریان انرژی را از تنگه هرمز و مسیرهای پیرامون آن برقرار نگه دارد و در عین حال فشار بر اقتصاد ایران را افزایش دهد.
این تلاش با چالشهایی روبهرو است؛ از جمله اینکه چین و سایر کشورها در حال کاهش ذخایر راهبردی خود هستند و نزدیک شدن زمستان، تقاضای انرژی در نیمکره شمالی را افزایش خواهد داد. با این حال، بازارهای انرژی تاکنون انعطافپذیری و تابآوری بیشتری از آنچه بیشتر ناظران انتظار داشتند نشان دادهاند.
اقتصاد ایران همین حالا نیز در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد و چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و رئیس مجلس، هشدار دادهاند که جمهوری اسلامی ممکن است در برابر فشار اقتصادی شدید دوام نیاورد.
ترامپ احتمالا بر این باور است که میتواند فشار را افزایش دهد، بدون آنکه دست به اقدامات شدید و تنشزا بزند که روابط با چین را در آستانه سفر برنامهریزیشده شی جینپینگ در اواخر سپتامبر بیثبات کند.
امیدواریم نهادهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا و متحدانش، گامهای بعدی را با دقت بررسی کرده باشند.
فرض کنید فشار اقتصادی موفق شود و مردم ایران علیه حکومت به پا خیزند. آیا آمریکا در حالی که حکومت با به راه انداختن حمام خون دیگری قدرت خود را دوباره تثبیت میکند، کنار خواهد ایستاد؟ آیا آمریکا در جنگ داخلیای که احتمالا خونین خواهد بود مداخله خواهد کرد؟ یا گزینه سومی وجود دارد؟
منتقدان ترامپ در این نکته حق دارند که پس از ۶ ماه جنگ، مسیر خروج از این درگیری همچنان نامشخص است.
اما جنگ معمولا همینگونه عمل میکند. خطر و غیرقابلپیشبینی بودن، بخشی جداییناپذیر از جنگ است. این خود دلیل خوبی برای پرهیز از جنگهای غیرضروری است؛ اما در عین حال دلیلی است برای آنکه با تغییر و نوسان بخت جنگ، نه بیش از حد دچار بدبینی شویم و نه بیش از حد به خوشبینی و سرخوشی روی بیاوریم.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
