ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: تشدید درگیری میان آمریکا، ایران و اسرائیل، خاورمیانه را بیش از گذشته در چرخهای از حمله و تلافی فرو برده؛ چرخهای که نه چشمانداز روشنی برای پایان جنگ دارد و نه اجازه میدهد تبعات آن در مرزهای منطقه متوقف بماند. اکونومیک تایمز هند گزارش داده اختلال در مسیرهای نفتی و افزایش هزینه انرژی، هند را در برابر یک شوک اقتصادی فزاینده قرار داده، در حالی که چین میتواند از بازآرایی جریان انرژی و تجارت جهانی، بدون ورود مستقیم به جنگ، سود راهبردی ببرد.
متن گزارش را میخوانید:
در شرایطی که آمریکا، ایران و اسرائیل درگیریای بدون چشمانداز پایان را تشدید میکنند، هند با ناامنی پایدار در حوزه نفت و بیثباتی منطقهای روبهروست؛ در حالی که چین بدون شلیک حتی یک گلوله، از نظر اقتصادی در حال کسب منفعت است.
خاورمیانه دیگر سازوکاری برای پایان دادن به جنگ ندارد. شاید خطرناکترین نتیجهای که میتوان از آخرین دور تشدید تنش میان آمریکا و ایران گرفت، همین باشد.
حملات ۵ سپتامبر ارتش آمریکا به ۳ نفتکش ایرانی، پس از شلیک موشکهای بالستیک ایران به سمت ۲ ناو جنگی آمریکا، صرفا از این جهت مهم نیست که آستانه دیگری در درگیری پشت سر گذاشته شده است. اهمیت این حملات در آن است که هر دور جدیدی از اقدامات تلافیجویانه، احتمال دور بعدی را افزایش میدهد و همزمان خروج از درگیری از مسیر مذاکره را دشوارتر میکند.
آمریکا میتواند خسارت نظامی و اقتصادی عظیمی به ایران وارد کند. اسرائیل میتواند تاسیسات ایران را نابود کند، فرماندهان را از میان بردارد و توانمندیهای نظامی این کشور را کاهش دهد. ایران نیز میتواند علیه نیروهای آمریکایی، زیرساختهای منطقهای و کشتیرانی دست به اقدام تلافیجویانه بزند. اما هیچیک از این ۳ طرف نشان ندادهاند که اقدامات نظامی آنها چگونه میتواند به یک توافق سیاسی پایدار منجر شود. از این منظر، آنها مسیر اصلی را گم کردهاند.
چرخهای که دیگر هدف سیاسی مشخصی ندارد
عملیات نظامی قرار است در خدمت اهداف سیاسی باشد. اما به نظر میرسد در خاورمیانه، هدف سیاسی بهتدریج در برابر خود چرخه نظامی به حاشیه رفته است: حمله، تلافی، تشدید، بازدارندگی و سپس حملهای دیگر.
حملات ۵ سپتامبر این مشکل را بهخوبی نشان میدهد. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد پس از آنکه ایران یک ناو هواپیمابر آمریکایی و یک ناوشکن مجهز به موشک هدایتشونده را هدف قرار داد، ۲ نفتکش ایرانی از کار انداخته و یک نفتکش دیگر منهدم شد. پیام واشنگتن روشن بود: حمله به نیروهای آمریکایی، هزینه اقتصادی بیشتری به تهران تحمیل خواهد کرد. ایران نیز در پاسخ تهدید کرد اگر حملات به کشتیهای ایرانی ادامه پیدا کند، اقدامات شدیدتری انجام خواهد داد.
هر طرف میتواند تشدید تنش بعدی خود را از منظر عقلانی توجیه کند. اما در مجموع، همین تصمیمهای ظاهرا عقلانی، طرفها را به سوی نتیجهای راهبردی و بهطور فزایندهای غیرعقلانی سوق میدهد.
ایران بهشدت آسیب دیده، اما تسلیم نشده است. آمریکا از برتری متعارف نظامی قاطع برخوردار است، اما نمیتواند بهآسانی برتری خود در میدان نبرد را به یک نظم سیاسی باثبات در ایران یا منطقه تبدیل کند. اسرائیل میتواند زیرساخت نظامی ایران را تضعیف کند، اما نمیتواند نیروهای ژئوپلیتیکیای را که در وهله نخست موجب خصومت ایران شدهاند، بمباران کند. تهران نیز میتواند کشتیرانی و منافع آمریکا را تهدید کند، اما هر اقدام از این دست، توجیهی برای حملات بیشتر به اقتصاد و توانمندیهای نظامی ایران فراهم میکند.
نتیجه، درگیریای است که سازوکارهای متعددی برای تشدید دارد، اما تقریبا هیچ سازوکار قابل اعتمادی برای پایان دادن به آن ندارد. برای هند، این صرفا یک تراژدی ژئوپلیتیکی دوردست نیست؛ بلکه یک مسئله اقتصادی و امنیت ملی است.
نفت؛ نقطه آسیبپذیر هند
هند نزدیک به ۹۰ درصد نیاز خود به نفت خام را از واردات تامین میکند. در پی آخرین دور تشدید تنشها، قیمت نفت برنت از ۹۵ دلار در هر بشکه عبور کرده است؛ در حالی که هزینه واردات نفت هند در سال مالی ۲۰۲۶ – ۲۰۲۵، حدود ۱۲۳ میلیارد دلار بوده است. بر اساس یک برآورد، افزایش پایدار یکدلاری قیمت هر بشکه نفت خام میتواند حدود ۱۸ هزار کرور روپیه به هزینه سالانه واردات نفت هند اضافه کند.
سازوکار انتقال بحران خاورمیانه به اقتصاد هند بیرحمانه ساده است. افزایش قیمت نفت خام، هزینه حملونقل، محصولات پتروشیمی، کود و تولید صنعتی را بالا میبرد. افزایش قیمت گاز طبیعی مایع بر صنایع گازمحور و تولید برق تاثیر میگذارد. افزایش هزینه حملونقل دریایی و بیمه نیز حتی در صورت در دسترس بودن محمولهها، هزینه نهایی انرژی را افزایش میدهد. افزایش هزینه واردات میتواند ارزش روپیه را تضعیف کند، کسری حساب جاری را افزایش دهد و به تورم دامن بزند.
بنابراین هند با ۲ خطر جداگانه مواجه است: دسترسی و قیمت.
خطر چشمگیرتر، اختلال در عرضه فیزیکی نفت است. بر اساس برآوردهای اخیر، حدود ۴۰ درصد از واردات نفت خام هند در شرایط عادی از تنگه هرمز عبور میکند و بخش قابل توجهی از این عرضه هماکنون تحت تاثیر قرار گرفته است. عرضه نفت عراق به هند بهشدت کاهش یافته، در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی ظرفیتهایی برای دور زدن تنگه هرمز از طریق خطوط لوله دارند.
اما خطر دوم ممکن است پایدارتر باشد. برای آسیب زدن به هند، لازم نیست تنگه هرمز بهطور کامل بسته شود. کافی است نفتکشها احساس کنند سطح خطر به اندازهای بالاست که نرخ حملونقل و حق بیمه افزایش پیدا کند. برنامه حرکت کشتیها غیرقابل پیشبینی میشود، پالایشگاهها برای نفت خام جایگزین هزینه بیشتری میپردازند، مسیر سفر کشتیها طولانیتر میشود و نیاز به سرمایه در گردش افزایش مییابد.
اختلال همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب، این آسیبپذیری را از پیش آشکار کرده است. عرضههای جایگزین از روسیه، آفریقا و آمریکای لاتین در دسترس هستند، اما مسیرهای طولانیتر و تغییرات در اقتصاد حملونقل دریایی هزینههای اضافی ایجاد میکنند.
از این رو، هند باید دیگر بحران خاورمیانه را عمدتا از منظر اینکه سرانجام «پایان خواهد یافت» نبیند. سیاستگذاری این کشور باید بیش از گذشته بر این احتمال بنا شود که بیثباتی منطقهای در حال تبدیل شدن به وضعیتی دائمی است.
این رویکرد به معنای افزایش ذخایر راهبردی نفت، تنوعبخشی بیشتر به منابع تامین نفت خام، انعطافپذیری بیشتر پالایشگاهها، ایجاد سازوکارهای مقاومتر برای حملونقل دریایی و بیمه و تقویت همکاریهای انرژی با روسیه، آسیای مرکزی، آفریقا و آمریکای لاتین است.
این وضعیت همچنین استدلال راهبردی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر داخلی، انرژی هستهای، سوختهای زیستی و برقیسازی را تقویت میکند. گذار انرژی دیگر صرفا یک هدف اقلیمی نیست؛ بلکه نوعی بیمه ژئوپلیتیکی است.
چین؛ برنده نسبی نظم آشفته
اما پیامد ناخوشایند دیگری نیز در حال ظهور است: چین ممکن است در نهایت بزرگترین برنده نسبی این بینظمی باشد.
پکن البته از بحران خاورمیانه مصون نیست. چین همچنان بهشدت به انرژی وارداتی وابسته است و در معرض آسیبپذیری گلوگاههای دریایی قرار دارد. با این حال، واکنش این کشور مزیت سالها تلاش برای ایجاد گزینههای متعدد تامین انرژی را نشان میدهد. شرکت سینوپک با کاهش قابلیت اتکای منابع خاورمیانه، خرید نفت خام روسیه را بهشدت افزایش داده است.
چین همچنین میتواند بخشی از انرژی روسیه و آسیای مرکزی را از طریق زیرساختهای زمینی دریافت کند و به این ترتیب ــ هرچند نه بهطور کامل ــ وابستگی خود به مسیرهای دریایی آسیبپذیر را کاهش دهد.
مهمتر از آن، چین در حال رقابت به شیوهای متفاوت است.
آمریکا منابع نظامی خود را در خاورمیانه هزینه میکند. روسیه و اروپا درگیر جنگ در شرق اروپا هستند. اسرائیل و ایران منابع عظیمی را صرف رویارویی با یکدیگر میکنند. بودجههای دفاعی در حال افزایش است، زیرساختها تخریب میشوند و توجه سیاسی صرف جنگهایی میشود که پایان آنها همچنان نامشخص است.
چین در همین حال میتواند تمرکز خود را بر تامین منابع، ظرفیت صنعتی، فناوری، زنجیرههای تامین و بازارها بگذارد.
جنگ اوکراین موجب انتقال بخشی از انرژی روسیه به سمت آسیا شد. بیثباتی خاورمیانه اکنون سازماندهی دوباره دیگری را در جریانهای جهانی کالا رقم زده است. پالایشگاههای چینی اکنون بهطور تهاجمی برای خرید نفت خام روسیه رقابت میکنند و افزایش تقاضای چین به فشار بر خرید نفت روسیه از سوی هند در ماه اوت نیز کمک کرده است.
این بدان معنا نیست که هر جنگی بهطور خودکار به نفع پکن تمام میشود. چین نیز هزینههای بالاتر انرژی و حملونقل را میپردازد و از اختلال در تجارت آسیب میبیند. اما یک عدم تقارن راهبردی مهم وجود دارد.
در شرایطی که دیگر قدرتهای بزرگ موشک، هواپیما، کشتی، مهمات و منابع مالی خود را در درگیریهای نظامی هزینه میکنند، چین از ظرفیت قابل توجهی برای دنبال کردن مزیتهای اقتصادی و منابع برخوردار است، بدون آنکه حتی یک موشک یا گلوله شلیک کند.
این موضوع باید به اندازه شوک فوری نفتی، هند را نگران کند.
مسئلهای بزرگتر از سرنوشت ۳ نفتکش
درس حمله به ۳ نفتکش ایرانی، بسیار فراتر از سرنوشت آن کشتیهاست. نظام بینالملل در حال حرکت به سوی دورهای است که در آن جنگها لزوما با معاهده، توافق سیاسی یا پیروزی قاطع پایان نمییابند. در عوض، آنها میتوانند به شرایطی نیمهدائمی تبدیل شوند که اقتصادها ناچارند خود را با آنها بازسازماندهی کنند.
آمریکا، ایران و اسرائیل همچنان ظرفیت عظیمی برای تشدید درگیری در خاورمیانه دارند. اما هیچیک بهطور قانعکننده نشان نداده است که این تشدید تنش چگونه پایان خواهد یافت.
هند نمیتواند پاسخ این پرسش را تعیین کند. اما میتواند برای پیامدهای آن آماده شود.
فرض راهبردی از این پس باید روشن و بیپرده باشد: خاورمیانه ممکن است سالها بیثبات بماند، مسیرهای نفتی ممکن است همچنان آسیبپذیر باشند، انرژی ممکن است گران بماند و رقابت قدرتهای بزرگ حتی در شرایطی تشدید شود که جنگها منابع بسیاری از بازیگران اصلی را تحلیل میبرند.
وظیفه هند دیگر انتظار برای بازگشت شرایط عادی نیست؛ بلکه ساختن اقتصادی است که بتواند حتی بدون بازگشت عادی بودن شرایط، به رشد و شکوفایی ادامه دهد.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
