به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اراده همان نیروی درونی مهمی است که انسان را برای انجام کارها به حرکت درمیآورد و بدون آن، بسیاری از تصمیمها و خواستهها در حد فکر و نیت باقی میمانند. به همین دلیل، شناخت اراده، عوامل مؤثر بر تقویت آن و دلایل ضعف این نیروی درونی اهمیت زیادی دارد.
اراده را میتوان قدرت تصمیمگیری، خواستن و قصد کردن دانست؛ اهرمی که انسان را از مرحله خواستن به سمت عمل هدایت میکند. این نیرو از درون فرد شکل میگیرد و در نهایت خود را در رفتار و کنش بیرونی نشان میدهد. اهمیت اراده تا جایی است که اگر عزم و خواست جدی برای انجام کاری وجود نداشته باشد، طبیعتاً عمل و نتیجهای هم حاصل نخواهد شد. بارها پیش آمده که تصمیم داشتهایم کاری را انجام دهیم، اما به دلیل شکل نگرفتن اراده لازم، آن کار به سرانجام نرسیده است.
در مقابل، بسیاری از دستاوردهای بزرگ علمی و پژوهشی، موفقیتهای ورزشی، سازههای عظیم و پروژههای بزرگ، بدون همت و اراده انسانهایی که تمام توان، دانش و تلاش خود را برای رسیدن به هدف به کار گرفتهاند، امکان تحقق نداشتهاند.
اما چه عواملی باعث میشود اراده در یک فرد قدرتمند و در فردی دیگر ضعیف و کمفروغ باشد؟ پاسخ به این پرسش به عوامل مختلفی بازمیگردد؛ عواملی که گاهی به محیط زندگی، سبک زیست و ویژگیهای فردی مربوط میشوند و گاهی نیز نتیجه تجربههایی هستند که فرد در طول زندگی به دست آورده و در فرآیند تربیت او اثر گذاشتهاند.
با این حال، هر انسانی، فارغ از اینکه در چه محیطی متولد شده یا رشد کرده است، ظرفیت تبدیل شدن به فردی بااراده را دارد. رسیدن به این نقطه نیازمند آن است که نیروی اراده در وجود فرد تقویت و پرورش داده شود.
کتاب «تقلای اراده در عصر لذتگرایی» نوشته محمدعلی صفرپور، با هدف بازتعریف مفهوم اراده و معرفی مهارتهایی برای تحقق آن نوشته شده است.
بنابر روایت مهر، در همین زمینه، درباره معنای اراده، ابعاد آن، ویژگیهای افراد بااراده و عوامل تقویتکننده این ویژگی با نویسنده کتاب به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
وقتی از اراده صحبت میکنیم، معمولاً آن را یک ویژگی کلی و انتزاعی میدانیم؛ اما به نظر میرسد اراده از مؤلفههای مشخص و قابل سنجشی تشکیل شده است. اراده دقیقاً به چه معناست و چه زمانی میتوان گفت فردی بااراده است؟
وقتی درباره اراده صحبت میکنیم، در واقع مجموعهای از مؤلفهها را مورد بررسی قرار میدهیم. یکی از مهمترین این مؤلفهها، «تلاشگری خودجوش» است. فرد بااراده، ذاتاً اهل تلاش است و در فرآیند تلاش کردن و رسیدن به هدف، نوعی لذت درونی را تجربه میکند.
این افراد به شکلی تربیت شدهاند که سختی را در تضاد با لذت نمیبینند و میتوانند در دل دشواریها نیز لذت را تجربه کنند. سازوکار ادیان نیز در مواردی بر همین اساس است؛ برای مثال، فرد روزهدار سختی روزه را تحمل میکند و در پایان با غذاهای خوشمزه مواجه میشود. یا کوهنوردی که دشواری مسیر را پشت سر میگذارد و در نهایت از رسیدن به قله لذت میبرد.
مؤلفه دیگر، «تابآوری» است. افراد تابآور زمانی که با دشواری و مشکلات مواجه میشوند، توان عبور از آنها را دارند؛ یعنی میتوانند پس از روبهرو شدن با سختیها دوباره خود را بازیابی کنند و قامت راست کنند.
مؤلفه سوم نیز «خویشتنداری» است؛ به این معنا که فرد بتواند در برابر لذتهای آنی خود را کنترل کند. اینکه بتوانم با در نظر گرفتن عاقبت کار، از یک لذت زودگذر صرفنظر کنم، نشان میدهد بخشی از اراده من قدرتمند است.
اراده چه ارتباطی با عادتها دارد؟ آیا میتوان گفت رابطه میان این دو مستقیم است؟
بله، قطعاً این دو ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند. افراد بااراده معمولاً روتینهای قدرتمندی دارند و نمیتوان تصور کرد کسی اراده قوی داشته باشد اما هیچ عادت و برنامه روتینی در زندگی خود نداشته باشد.
برای مثال، اینکه فرد عادت مشخصی برای صبحانه خوردن داشته باشد یا هر روز صبح دو لیوان آب بنوشد و پس از آن یک لیوان چای یا قهوه مصرف کند، میتواند زمینه شکلگیری عادتهای دیگر را فراهم کند.
اگر قرار باشد برای انجام همه کارها دائماً از قدرت اراده استفاده کنیم، در واقع بخشی از توان درونی خود را بیدلیل مصرف کردهایم. برای اینکه بتوانیم در موقعیتهای مهم اراده خود را به شکل مؤثر به کار بگیریم، نباید این نیرو را بیهوده هزینه کنیم. به همین دلیل، بخش زیادی از رفتارهای روزمره ما در قالب عادتها انجام میشود.
حتی افراد خلاق نیز، در کنار خلاقیت خود، بخش قابلتوجهی از فعالیتهایشان را به صورت عادت و روتین انجام میدهند.
همواره این پرسش مطرح بوده که اراده ویژگی ذاتی و ژنتیکی است یا نتیجه تعلیم و تربیت. نقش هر یک از این عوامل در شکلگیری اراده و تابآوری چقدر است؟
اراده را میتوان دارای دو جنبه دانست. ما برخی ویژگیهای ذاتی داریم و بعضی افراد از همان ابتدای تولد، میزان بیشتری از تابآوری و خویشتنداری را نشان میدهند. روانشناسی نیز این مسئله را تأیید میکند.
اما نکته مهمتر، نقش تعلیم و تربیت است. کودکی که از ابتدا از میزان مناسبی از تابآوری برخوردار است، اگر در محیطی سرشار از امکانات و بدون مسئولیت رشد کند، ممکن است به فردی تبدیل شود که اراده لازم برای تغییر شرایط زندگی خود را نداشته باشد.
از سوی دیگر، کودکی که از نظر ژنتیکی لزوماً سازوکار کافی برای اراده و تابآوری در وجودش شکل نگرفته است، میتواند در نتیجه تربیت مناسب، فردی بااراده شود.
این روزها زیاد میشنویم که نسل جدید «بیاراده» یا «تنبل» است. با توجه به تغییر سبک زندگی، آیا واقعاً نسل امروز نسبت به گذشته ضعیفتر شده یا نگاه ما به این نسل نیاز به بازبینی دارد؟
قطعاً شرایط زندگی تغییر کرده است. افرادی از نسل من، زمانی که کودک بودند، خرید نان را انجام میدادند. ما باید این کار را تحمل میکردیم و حتی ملال ناشی از ایستادن در صف را برای نیم ساعت یا یک ساعت تحمل میکردیم تا نان آماده شود. نانوایی نیز همیشه نزدیک نبود و شرایط به گونهای نبود که برای خرید نان سوار ماشین شویم.
نسل جدید بسیاری از این فرصتها را از دست داده است. امروز تقریباً همه چیز راحتتر شده و نسل جدید فرصتهای طبیعی برای تمرین خویشتنداری و تابآوری را کمتر در اختیار دارد. بنابراین باید این تمرینها را به شکل دیگری جبران کنیم؛ در غیر این صورت، نسل جدید ممکن است با مشکل مواجه شود.
با این حال، درباره نسل فعلی معتقدم که آنها از بسیاری جهات نسبت به نسلهای گذشته سالمتر و توانمندتر هستند؛ چراکه والدین امروز آگاهیهای تربیتی بیشتری دارند.
اینکه بگوییم نسل جدید تنبلتر است، نشان میدهد نسل قدیم درک درستی از نسل جدید ندارد. عواملی که در گذشته به نسل ما قوام میدادند، امروز تا حد زیادی کنار رفتهاند؛ در حالی که نسل جدید به ابزارها و مهارتهای تازهای نیاز دارد و در حال تجهیز شدن به آنهاست.
نسل جدید از نظر سلامت، عملکرد مؤثر و سازگاری با محیط نیز ظرفیتهای بیشتری دارد.
این نگاه و راهکارها برای تقویت اراده، حاصل چه فرآیند پژوهشی و میدانی بوده است؟ آیا در تدوین این دیدگاهها از نظریات و تحقیقات جهانی صاحبنظران این حوزه نیز استفاده کردهاید؟
این مباحث حاصل کارگاههایی است که طی سالهای مختلف برگزار کردهایم. یعنی سالها پیش از تولید محتوا، این موضوعات در کارگاهها به شکل عملی و میدانی مورد تمرین قرار گرفتند.
برای مثال، درباره مفاهیمی مانند «شرم» در کارگاهها کار کردیم. اطلاعات، الگوهای رایج و الگوهای جدید، حاصل همین فرآیند بود و تلاش کردیم مباحث پیچیده را به سادهترین شکل ممکن و بر اساس تجربههای عملی تبدیل کنیم.
در این مسیر، با کمک مراجعان و شرکتکنندگان در کلاسها و کارگاهها پیش رفتیم و نظرات آنها را درباره موضوعاتی مانند عادتها و هوش هیجانی مورد توجه قرار دادیم.
دانیل گلمن روی موضوع هوش هیجانی کار کرده است و ما نیز برای فهم بهتر مفهوم اراده از چنین دیدگاههایی بهره گرفتیم. همچنین در زمینه ترجمههای معتبر، مانند ترجمه ساعدی، منابع مختلف را بررسی کردیم و تلاش کردیم مطالب را با زبانی بسیار ساده بیان کنیم.
واقعیت این است که منابع به شکل مستقیم و آکادمیک در متن مورد اشاره قرار نگرفتهاند، اما چون کار ما با مخاطب ایرانی و در قالب کارگاههای عملی انجام شده و اطلاعات لازم را از این طریق به دست آوردهایم، آنها را با نظریات موجود تطبیق دادهایم. به همین دلیل، بافت فرهنگی موجود نیز به شکل طبیعی در ذهنیت ما اثر گذاشته و در نهایت این نگاه شکل گرفته است.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
