به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امام رضا(ع) در حدیثی صریح، تشیع واقعی را بر سه اصل استوار میدانند: تسلیم در برابر فرمان اهلبیت(ع)، پایبندی عملی به سخنان آنان و مرزبندی آگاهانه با دشمنانشان. تأکید این حدیث بر عمل، نهتنها ادعای محبت را به چالش میکشد، بلکه با استناد به آیات قرآن و بیانات آیتالله خامنهای نشان میدهد که پیروی از اهلبیت(ع) فراتر از یک احساس قلبی و هویت موروثی است؛ تعهدی که باید در رفتار و موضعگیری انسان نمود پیدا کند.
بنابر روایت ابنا، امام رضا(ع) در روایتی، معیار پیروی حقیقی از اهلبیت(ع) را در سه ویژگی بیان میکنند و میفرمایند: «شِیعَتُنا الْمُسَلِّمُونَ لِأمْرِنا الْآخِذُونَ بِقَولِنا، الْمُخالِفُونَ لِأعْدائِنا فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذالِکَ فَلَیْسَ مِنّا»؛ «شیعیان ما کسانی هستند که در برابر فرمان ما تسلیماند، سخنان ما را میپذیرند و به آن عمل میکنند و با دشمنان ما مخالفت دارند؛ پس هر کس چنین نباشد، از ما نیست.» [۱]
این روایت، تعریفی روشن و در عین حال قاطع از تشیع ارائه میدهد. بر اساس این معیار، صرف ادعای محبت اهلبیت(ع) برای شیعهبودن کافی نیست؛ بلکه این محبت باید در قالب اطاعت، پایبندی به آموزهها و موضعگیری در برابر دشمنان حق نمود پیدا کند. سه رکن مطرحشده در حدیث، ابعاد بههمپیوسته یک حقیقتاند که قرآن کریم و بیانات آیتالله خامنهای نیز بر جنبههای مختلف آن تأکید دارند.
تسلیم در برابر فرمان اهلبیت(ع)؛ نخستین معیار تشیع
عبارت «الْمُسَلِّمُونَ لِأمْرِنا» نخستین ویژگی شیعیان را تسلیم در برابر فرمان اهلبیت(ع) معرفی میکند. این تسلیم، به معنای پذیرش ولایت و پایبندی به دستورات آنان است؛ دستوری که در چارچوب اطاعت از خداوند و پیامبر(ص) معنا پیدا میکند.
قرآن کریم در سوره نساء میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ»؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر و اولیالامر خود نیز اطاعت کنید.» [۲]
در این آیه، فرمان اطاعت از اولیالامر در امتداد اطاعت از خداوند و پیامبر(ص) قرار گرفته است. تکرار نشدن فعل «أَطِیعُوا» پیش از «أُولِی الْأَمْرِ» نیز در تفسیر مورد اشاره، بیانگر پیوستگی این اطاعت و استقلال نداشتن آن از فرمان الهی است. بر این اساس، تسلیم در برابر امام معصوم(ع) به معنای پذیرش مسیری است که با هدایت الهی و آموزههای پیامبر(ص) پیوند دارد، نه اطاعتی مستقل از اراده خداوند.
از این منظر، تسلیم در برابر امر اهلبیت(ع) صرفاً یک موضع ذهنی یا اعتقادی نیست؛ بلکه در عمل و در انتخابهای فردی و اجتماعی نیز باید آشکار شود.
پایبندی به سخنان اهلبیت(ع)؛ محبت باید به عمل برسد
دومین رکن حدیث، عبارت «الْآخِذُونَ بِقَولِنا» است؛ یعنی شیعیان واقعی، سخنان اهلبیت(ع) را میپذیرند و آن را مبنای رفتار خود قرار میدهند. این اصل نشان میدهد که شناخت و محبت، زمانی به پیروی حقیقی تبدیل میشود که در عمل نیز اثرگذار باشد.
قرآن کریم در سوره حشر میفرماید: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا»؛ «آنچه را پیامبر به شما داد، بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، بازایستید.» [۳]
علامه عبدالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم، ذیل این آیه، بر اطلاق واژه «ما» در عبارت «ما آتاکم» تأکید میکند؛ اطلاقی که بر اساس این تفسیر، تنها به اموال غنیمت محدود نیست و احکام، مقررات و قوانین را نیز دربرمیگیرد. [۴]
آیتالله خامنهای نیز در تبیین مفهوم تشیع، محبت به امیرالمؤمنین(ع) را بهتنهایی کافی نمیدانند و بر ضرورت پیروی عملی از آن حضرت تأکید میکنند. ایشان میفرمایند: «محبت امیرالمؤمنین خیلی باارزش است… اما محبتِ به تنهائی کافی نیست؛ تبعیت و پیروی کردن لازم است. ما که در دنیا به نام شیعه معروف هستیم، شیعه را اینجور معنا کردهایم: «الشّیعة من شایع علیّا»؛ باید دنبال او حرکت کنیم و هدفهای او را دنبال کنیم.» [۵]
بر این اساس، معیار محبت حقیقی به اهلبیت(ع) تنها احساس قلبی یا اظهار علاقه نیست؛ بلکه باید در پیروی از آموزهها، اهداف و سیره آنان تجلی پیدا کند. کسی که از محبت سخن میگوید اما در عمل به دستورات و تعالیم اهلبیت(ع) پایبند نیست، هنوز به معنای کامل این پیروی نرسیده است.
مخالفت با دشمنان اهلبیت(ع)؛ مرزبندی همراه با عقلانیت
سومین ویژگی در حدیث امام رضا(ع)، عبارت «الْمُخالِفُونَ لِأعْدائِنا» است؛ یعنی شیعیان در برابر دشمنان اهلبیت(ع) موضعی روشن دارند. این بخش از روایت، بر ضرورت شناخت جبهه حق و باطل و پرهیز از بیتفاوتی در برابر دشمنی با آموزههای دینی تأکید میکند.
قرآن کریم در توصیف مؤمنان میفرماید: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ «در برابر کافران استوار و سختگیر و در میان خود مهرباناند.» [۶] این آیه، در کنار تأکید بر ایستادگی در برابر دشمنان، بر رحمت و همدلی در میان مؤمنان نیز دلالت دارد.
با این حال، مرزبندی با دشمنان اهلبیت(ع) نباید با دشمنی با پیروان دیگر مذاهب اسلامی یکسان گرفته شود. آیتالله خامنهای در بیاناتی درباره مسائل جهان اسلام، با اشاره به دشمنی قدرتهای استکباری با مسلمانان، میفرمایند: «امریکا و صهیونیستها و مستکبران عالم، نه به شیعه علاقمندند و نه به اهل سنت؛ با هر دو دشمنند.» [۷]
این بیان بر ضرورت توجه به دشمن مشترک مسلمانان تأکید دارد. بر همین اساس، مخالفت با دشمنان اهلبیت(ع) را نباید به اختلافافکنی میان شیعه و اهل سنت یا دشمنی با مسلمانانی که در برخی مسائل اعتقادی و فقهی اختلافنظر دارند، تعبیر کرد. مرزبندی مورد تأکید حدیث، باید در چارچوب شناخت دشمنان حق و دفاع از آموزههای اهلبیت(ع) فهمیده شود.
اطاعت از امام معصوم(ع)؛ پیروی آگاهانه، نه اطاعت کورکورانه
در روایتی از امام باقر(ع) نیز درباره مفهوم اولیالامر آمده است: «إیّانا عنی خاصّة، أمَرَ جمیع المؤمنین إلی یوم القیامة بطاعتنا»؛ یعنی خداوند در این آیه، ما را اراده کرده و همه مؤمنان را تا روز قیامت به اطاعت از ما فرمان داده است. [۸]
در تبیین این رویکرد، باید میان تسلیم در برابر امام معصوم(ع) و اطاعت کورکورانه از افراد غیرمعصوم تفاوت قائل شد. در نگاه اعتقادی شیعه، اطاعت مطلق از امام معصوم(ع) بر عصمت او استوار است؛ زیرا فرمان او در تعارض با فرمان خداوند قرار نمیگیرد.
آیتالله خامنهای نیز در این زمینه میفرمایند: «حُسن کار در اطاعت اولیای الهی و پیغمبر و ائمۀ معصومین(ع) این است که انسان خاطرش جمع است که اینها معصومند، حرفی که آنها میزنند، امری که میکنند، بلاشک منطبق نیست بر چیزی که معصیت خالق باشد، بلکه عینِ اطاعت خالق است.» [۹]
بنابراین، تسلیم مورد اشاره در حدیث امام رضا(ع)، در چارچوب اعتقاد به جایگاه امام معصوم(ع) معنا پیدا میکند و نباید آن را به پذیرش بیچونوچرای هر ادعا یا فرمانی از سوی افراد غیرمعصوم تعمیم داد.
سیره امام رضا(ع)؛ پیوند مخالفت با ظلم و حفظ وحدت اسلامی
امام رضا(ع) در سیره عملی خود نیز الگویی از پایبندی به اصول اعتقادی، ایستادگی در برابر انحراف و برخورد حکیمانه با مسائل اجتماعی و سیاسی ارائه کردند. سفر اجباری آن حضرت به خراسان در دوره مأمون، با وجود شرایط تحمیلشده، زمینهای برای گسترش ارتباطات علمی و تقویت جایگاه مکتب اهلبیت(ع) فراهم کرد.
آیتالله خامنهای درباره آثار این سفر میفرمایند: «مکتب اهل بیت که بعد از شهادت سیدالشهدا(ع) منزوی و مظلوم بود، در پرتو نتایج آن سفر از انزوا خارج شد و شیعیان روحیهای یافتند که آن روحیه توانست شیعه را در تاریخ حفظ کند.» [۱۰]
یکی از ابعاد مهم سیره امام رضا(ع)، نحوه مواجهه ایشان با مخالفان و صاحبان دیدگاههای گوناگون بود. مناظرات علمی آن حضرت با پیروان ادیان و مکاتب مختلف، نشان میدهد که دفاع از اعتقادات الزاماً به معنای توهین، تخریب یا فحاشی نیست؛ بلکه میتوان با استدلال، گفتوگوی منطقی و تبیین علمی از باورهای دینی دفاع کرد.
آیتالله خامنهای نیز با تأکید بر ضرورت طرح منطقی مباحث اعتقادی میفرمایند: «جای اثبات اینگونه مطالب در میان اهل فن، در میان متخصصین و در میان نخبگان است. تازه بحث در اینگونه موارد باید بحث کلامی و بحث منطقی باشد؛ بدگویی و عیبجویی و فحاشی… کمک کردن به دشمنان اسلام است.» [۱۱]
این رویکرد نشان میدهد که مخالفت با دشمنان اهلبیت(ع) باید با آگاهی، استدلال و رعایت مصالح جهان اسلام همراه باشد. از این منظر، سیره امام رضا(ع) میان ایستادگی بر اصول و پرهیز از رفتارهای تفرقهانگیز پیوند برقرار میکند.
«از ما نیست»؛ معیار تشیع، فراتر از ادعا و انتساب
بخش پایانی حدیث امام رضا(ع)، یعنی «فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذالِکَ فَلَیْسَ مِنّا»، پیام اصلی روایت را با صراحت بیان میکند: کسی که این ویژگیها را نداشته باشد، از شیعیان حقیقی به شمار نمیآید.
این تعبیر، تشیع را از یک عنوان صرفاً موروثی یا احساسی فراتر میبرد و آن را با تعهد و رفتار عملی پیوند میزند. در این نگاه، انتساب خانوادگی، اظهار علاقه یا ادعای پیروی، بهتنهایی معیار نهایی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، میزان پایبندی فرد به فرمان و آموزههای اهلبیت(ع) است.
آیتالله خامنهای نیز در تبیین جایگاه اطاعت الهی، به این نکته اشاره میکنند که امامان به سبب اطاعت از خداوند به مقام امامت رسیدهاند و حتی نسبت خانوادگی با پیامبر(ص) بهتنهایی تضمینکننده رستگاری نیست. ایشان میفرمایند: «تنها کسانی که مطیع خدا هستند، امامان ما هستند. آنان تنها با اطاعت از خدا امام شدند… پیامبر به حضرت زهرا (س) فرمود: نسبت خانوادگی ما در پیشگاه خدا برای تو سودی ندارد.» [۱۲]
این مضمون بر مسئولیت فردی در مسیر ایمان تأکید دارد؛ مسئولیتی که با ادعا پایان نمییابد و در انتخابها، رفتارها و میزان پایبندی به ارزشهای دینی سنجیده میشود.
بر این اساس، حدیث امام رضا(ع) سه معیار بههمپیوسته برای تشیع حقیقی ترسیم میکند: تسلیم در برابر فرمان اهلبیت(ع)، پذیرش و پیروی از سخنان آنان و مخالفت آگاهانه با دشمنانشان. این سه اصل را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد؛ زیرا تسلیم بدون عمل به آموزهها ناقص است، پذیرش سخنان بدون پایبندی عملی به نتیجه نمیرسد و مرزبندی بدون شناخت و عقلانیت نیز ممکن است به اختلافافکنی و رفتارهای نادرست بینجامد.
آیتالله خامنهای با تأکید بر ضرورت تبیین معارف اهلبیت(ع) با زبانی روزآمد و قابل فهم برای مخاطبان غیرشیعه، بر اهمیت انتقال منطقی و روشن این آموزهها تأکید کردهاند. [۱۳] این رویکرد نشان میدهد که حدیث امام رضا(ع) تنها ناظر به یک تعریف تاریخی از تشیع نیست، بلکه معیاری برای بازاندیشی در رفتار و ادعاهای پیروان اهلبیت(ع) در روزگار کنونی نیز به شمار میرود.
در نهایت، پیام این روایت روشن است: تشیع تنها نامی برای ابراز محبت نیست؛ بلکه مسیری است که با تسلیم در برابر حق، پیروی عملی از آموزههای اهلبیت(ع) و مرزبندی آگاهانه با دشمنان آنان معنا پیدا میکند.
پینوشتها
۱. وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۸۳، ح ۲۸.
۲. قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۵۹.
۳. قرآن کریم، سوره حشر، آیه ۷.
۴. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ذیل آیه ۷ سوره حشر.
۵. بیانات آیتالله خامنهای، ۱۳۸۷/۴/۲۶.
۶. قرآن کریم، سوره فتح، آیه ۲۹.
۷. بیانات آیتالله خامنهای در دیدار زائران حرم رضوی.
۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، باب «ما فرض الله عز وجل من طاعة الأئمة».
۹. بیانات آیتالله خامنهای، ۱۳۹۲/۰۵/۰۱.
۱۰. بیانات آیتالله خامنهای در دیدار زائران حرم رضوی.
۱۱. بیانات آیتالله خامنهای، ۱۳۸۷/۴/۲۶.
۱۲. بیانات آیتالله خامنهای، ۱۳۸۹/۰۴/۱۲.
۱۳. بیانات آیتالله خامنهای، ۱۳۸۷/۴/۲۶.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
