پنجشنبه , 30 مهر 1405 - 11:12 قبل از ظهر

بیش از ۱۰۰ پرونده محرمانه MI5 آزاد شد؛ از چهره‌های مشهور تا جاسوسان شوروی

به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین، امروز پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ بیش از ۱۰۰ پرونده سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (MI۵) در آرشیو ملی این کشور منتشر شد که موضوعات و افراد گوناگونی را در بر می‌گیرد. وب‌سایت این آرشیو برای آشنایی بیشتر با این مجموعه اسناد آزادشده، گفت‌وگویی با مارک دانتون، متخصص ارشد اسناد معاصر، درباره محتوای این اسناد انجام داده است. توضیحات او را در پی می‌خوانید:

این مجموعه تازه از اسناد سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (MI۵)، دوره‌ای از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۷۰ را پوشش می‌دهد. این اسناد که زمانی محرمانه یا فوق‌محرمانه طبقه‌بندی شده بودند، موضوعات و چهره‌های گوناگونی از دنیای سیاست و سرگرمی تا مأموران دوجانبه شوروی را در بر می‌گیرند.

آنورین بیوان

یکی از نام‌هایی که در نگاه نخست در این مجموعه تازه به چشم می‌آید، آنورین بیوان است. دو پرونده با شماره‌های بایگانی KV ۲/۴۸۰۷ و KV ۲/۴۸۰۸ به او اختصاص دارد. بیوان بیش از هر چیز به‌ عنوان بنیان‌گذار نظام خدمات درمانی ملی بریتانیا (NHS) شناخته می‌شود.

بیوان در سال ۱۸۹۷ در ترِدِگار، واقع در جنوب ولز، در خانواده‌ای معدن‌کار به دنیا آمد. او نیز پس از ترک تحصیل در ۱۳سالگی، راه خانواده را ادامه داد و معدن‌کار زغال‌سنگ شد. بیوان به مارکسیسم گرایش پیدا کرد، اما به دموکراسی پارلمانی پایبند ماند. او در سال ۱۹۲۹ به نمایندگی حزب کارگر از حوزه انتخابیه ایب‌وِیل به پارلمان راه یافت و این کرسی را تا پایان عمر حفظ کرد.

پرونده‌ها نشان می‌دهند که MI۵ از طریق شبکه‌ای از رؤسای پلیس مناطق مختلف، فعالیت‌های بیوان و ارتباطات پیش از جنگ او با کمونیست‌ها را زیر نظر داشت. بااین‌حال، تنها اقدامی که در این زمینه انجام شد، مراقبت و نظارت بود.

بیوان سخنرانی برجسته و چهره‌ای صریح‌اللهجه بود که بارها دیدگاه‌های خود را بی‌پرده بیان می‌کرد. در پرونده‌ها، متن‌های متعددی از سخنرانی‌های او وجود دارد که بخش‌های پرشورتر آن‌ها اغلب زیرخط‌دار شده‌اند. او در دوران جنگ جهانی دوم از منتقدان سرسخت دولت ائتلافی چرچیل بود. در اسناد همچنین اشاره شده است که بیوان پس از جنگ «بسیار مراقب بود که هیچ‌گونه ارتباطی» با حزب کمونیست نداشته باشد.

سر مایکل تیپت

دو پرونده با شماره‌های بایگانی KV ۲/۴۸۵۹ و KV ۲/۴۸۶۰ به سر مایکل تیپت اختصاص دارد؛ یکی از شاخص‌ترین آهنگ‌سازان بریتانیایی قرن بیستم. او در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست و در سال ۱۹۳۶ به جریان تروتسکیستی پیوست. تیپت همچنین عضو حزب کارگر و اتحادیه تعهد به صلح بود و به صلح‌طلبی اعتقاد راسخ داشت.

در جریان جنگ جهانی دوم، او به‌ عنوان مخالف وجدانی جنگ ثبت‌نام کرد؛ اصطلاحی که به افرادی اطلاق می‌شود که به دلایل اخلاقی، مذهبی یا اعتقادی از شرکت در جنگ و خدمت نظامی امتناع می‌کنند. تیپت در سال ۱۹۴۳، به‌ دلیل رعایت نکردن شرایط تعیین‌شده برای این معافیت، به سه ماه حبس محکوم شد.

تا آن زمان، او به گفته اسناد، به «آهنگ‌سازی موفق در عرصه موسیقی جدی» تبدیل شده بود.

بیش از ۱۰۰ پرونده محرمانه MI5 آزاد شد؛ از چهره‌های مشهور تا جاسوسان شوروی
مایکل تیپت. شماره مرجع بایگانی: KV ۲/۴۸۶۰.

 

آرنولد ریدلی و سیلویا متیوز

از دنیای تلویزیون، طرفداران مجموعه کمدی محبوب ارتش بابا (Dad’s Army) احتمالاً از این موضوع شگفت‌زده خواهند شد که در یکی از پرونده‌های سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (MI۵)، اشاره‌ای گذرا به آرنولد ریدلی، بازیگر نقش سرباز گادفری، وجود دارد. این پرونده با شماره مرجع بایگانی KV ۲/۴۸۵۸ ثبت شده است.

در پرونده آمده است که آرنولد ریدلی، عضو باشگاه نویسندگان، در ۸ سپتامبر ۱۹۳۹ [۱۶ شهریور ۱۳۱۸]، هنگامی که خانم سیلویا متیوز برای ارائه اظهارات خود به یکی از دفاتر پلیس لندن مراجعه کرد، او را همراهی می‌کرد.

ریدلی تا آن زمان به‌ عنوان نمایشنامه‌نویسی موفق شناخته شده بود. نمایشنامه او با عنوان قطار شبح (The Ghost Train) در دهه ۱۹۲۰ به موفقیتی چشمگیر دست یافته بود و همین شهرت، عضویتش در باشگاه نویسندگان را توضیح می‌دهد؛ باشگاهی که یکی از قدیمی‌ترین نهادهای ادبی بریتانیاست. اما اظهارات سیلویا متیوز درباره چه موضوعی بود؟

موضوع به گذرنامه‌ای بریتانیایی مربوط می‌شد که سیلویا متقاعد شده بود برای یک کمونیست آلمانی به نام ورنر امیل اشمیت تهیه کند.

سیلویا در اظهاراتش توضیح داد که اواخر سال ۱۹۳۶ با اشمیت آشنا شده و عاشق او شده بود. این دو سپس در خانه‌ای اشتراکی در شمال غرب لندن، در منطقه‌ای با کد پستی NW۸، با یکدیگر زندگی کردند؛ خانه‌ای که ظاهراً شباهت‌هایی به یک کمون کمونیستی داشت.

اشمیت در ماه مه ۱۹۳۷ از بریتانیا اخراج شد و سیلویا نیز به دنبال او به فرانسه رفت. او از طریق یکی از دوستانش گذرنامه‌ای بریتانیایی برای اشمیت تهیه کرد تا به گفته خودش، «من و اشمیت بتوانیم به انگلستان برگردیم و ازدواج کنیم».

اما همه‌چیز برخلاف انتظار پیش رفت. اشمیت او را با خود به مکزیک برد و سپس رهایش کرد و در آن‌جا سرگردان و بی‌پناه گذاشت. سیلویا متوجه شد گذرنامه‌ای که در اختیار اشمیت قرار گرفته بود، دست‌کاری شده و او عکس خودش را در آن جایگزین کرده بود.

پرونده برای بررسی به واحد ویژه پلیس بریتانیا (Special Branch) ارجاع شد؛ واحدی که وظایف اطلاعاتی نیز برعهده داشت. بااین‌حال، از سرانجام این ماجرا اطلاعی در دست نیست.

در پرونده اشاراتی وجود دارد که احتمال می‌دهد اشمیت پس از جنگ جهانی دوم به بریتانیا بازگشته باشد، اما در این‌باره اطلاعات مستند و قابل‌توجهی ارائه نشده است.

اشاره به آرنولد ریدلی بسیار کوتاه است و اطلاعات دیگری درباره نقش او در این ماجرا در دست نیست. تنها می‌توان حدس زد که او به‌ عنوان دوست یا آشنای سیلویا، برای حمایت روحی و همراهی با او هنگام مراجعه به دفتر پلیس، در کنارش حضور داشته است.

بیش از ۱۰۰ پرونده محرمانه MI5 آزاد شد؛ از چهره‌های مشهور تا جاسوسان شوروی
سندی مربوط به آرنولد ریدلی. شماره مرجع بایگانی: KV ۲/۴۸۵۸.
متن سند:


ظنّ جاسوسی

۸ سپتامبر ۱۹۳۹

خانم سیلویا متیوز، ساکن شماره ۷، هدفورت پلیس،

خیابان چاپل، لندن، منطقه جنوب غربی ۱، امشب به این اداره مراجعه کرد

و اظهارات پیوست را درباره گذرنامه‌ای بریتانیایی بیان کرد که متقاعد شده بود

برای فردی آلمانی به نام ورنر امیل اشمیت تهیه کند؛ شخصی که در حال حاضر گمان می‌رود در نیویورک باشد.

هدف او از این مراجعه، آسوده کردن وجدان خود و آگاه کردن مقام‌های مسئول از این احتمال بود

که گذرنامه موردنظر به‌صورت غیرقانونی مورد استفاده قرار گیرد. او اظهار داشت

که آخرین بار گذرنامه را در پاریس دیده و این مدرک قطعاً دست‌کاری شده بود.

گذرنامه در اصل به نام یک تبعه جوان بریتانیا به نام آنگوس مکسی صادر شده بود.

خانم متیوز که آقای آرنولد ریدلی، از اعضای باشگاه نویسندگان، او را همراهی می‌کرد،

به‌ طور مشخص درخواست کرد که هیچ‌گونه تحقیقی درباره او در نشانی هدفورت پلیس انجام نشود.

او آپارتمانی در شماره ۵۵، امبسی هاوس، وست اِند لین داشت و می‌شد او را در آن‌جا ملاقات کرد.

[امضا]
بازرس

سرپرست (پلیس)

هارد هیت و بوتون بوتس

در میان اسناد تازه منتشرشده، چندین پرونده جاسوسی وجود دارد که در آن‌ها افرادی اسرار را نه به دلایل ایدئولوژیک، بلکه در ازای دریافت پول در اختیار اتحاد جماهیر شوروی قرار داده بودند. یکی از این پرونده‌ها مربوط به فرانک کلیفتون بوسارد است (شماره مرجع بایگانی: KV ۲/۴۷۶۰–۴۷۸۳).

بوسارد افسر سابق نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF)، از مقام‌های ارشد اطلاعاتی و متخصص امور فنی بود. او در دوران اشتغالش در وزارت هوانوردی، از سال ۱۹۶۱ تا زمان دستگیری‌اش در سال ۱۹۶۵، اسرار مربوط به موشک‌های بریتانیا را به سازمان اطلاعاتی شوروی فروخت. او به‌شدت زیر بار بدهی رفته بود و در آرزوی داشتن زندگی مرفه‌تری به سر می‌برد.

«منبعی بسیار حساس»

ام‌آی۵ در ژوئن ۱۹۶۴، به لطف اطلاعاتی که از «منبعی بسیار حساس» ــ یک مأمور دوجانبه شوروی ــ دریافت کرده بود، تحقیقات درباره بوسارد را آغاز کرد. مأموران متوجه شدند که او سالانه ۲۰۰۰ پوند از منبعی ناشناس پول نقد دریافت می‌کند و هزینه‌های زیادی دارد. بوسارد به همراه همسرش، آیلین، در روستای سرسبز کوبام در منطقه ساری زندگی می‌کرد؛ منطقه‌ای که نمونه‌ای از نواحی محل سکونت افرادی بود که برای کار به شهر رفت‌وآمد می‌کردند.

در گزارشی متأخر از ام‌آی۵ درباره بوسارد که کلاه لبه‌گرد رسمی یا بولر به سر می‌گذاشت، آمده بود: «در ظاهر، مردی آبرومند با سلیقه‌های محافظه‌کار به نظر می‌رسید.»

ام‌آی۵ برای این زوج اسم‌های رمزی مشخصی تعیین کرده بود. اسم رمز عمومی آن‌ها «وِکس» (VEX) بود؛ بنابراین از آن‌ها با عنوان آقای و خانم وکس یاد می‌شد. در مقابل، بخش A۴ ــ واحدهای مراقبتی که به «ناظران» (Watchers) معروف بودند ــ فرانک را «هارد هیت» (HARDHIT) و آیلین را «باتون بوتس» (BUTTON BOOTS) می‌نامید.

ام‌آی۵ کار را با شنود تلفن دفتر بوسارد آغاز کرد. مأموران مراقبت نیز با دقت رفت‌وآمدهای روزانه او را زیر نظر گرفتند؛ از مسیر رفت‌وآمدش به ایستگاه واترلو و بازگشت از آن، تا ایستگاه توتنهام کورت رود که در نزدیکی دفتر وزارت هوانوردی در خیابان نیو آکسفورد قرار داشت.

بیش از ۱۰۰ پرونده محرمانه MI5 آزاد شد؛ از چهره‌های مشهور تا جاسوسان شوروی
آقای و خانم وِکس در خیابان نیو آکسفورد، اول ژانویه ۱۹۶۵.
شماره مرجع بایگانی: KV ۲/۴۷۶۷

تشدید مراقبت‌ها

پس از چند ماه، ام‌آی۵ دامنه مراقبت‌ها را گسترش داد؛ به این ترتیب که یک پست دیده‌بانی در خانه یکی از همسایه‌ها برپا کرد و دستگاه شنودی نیز در خانه خانواده بوسارد نصب کرد. پرونده‌ها حاوی حجم عظیمی از رونوشت مکالمات این زوج است. این مکالمات نشان می‌دهد که آن‌ها مرتب با یکدیگر مشاجره می‌کردند. آیلین، در فاصله‌هایی که پیانو می‌نواخت، مرتب فرانک را به‌ خاطر رابطه‌ای که با زنی متأهل داشت، ولخرجی یا تنبلی سرزنش می‌کرد.

مأموران مراقبت متوجه شدند که بوسارد گاهی چمدانی را در بخش امانات ایستگاه واترلو می‌گذاشت. او در ساعت استراحت ناهار چمدان را تحویل می‌گرفت و به هتلی در بلومزبری می‌برد؛ جایی که با نامی جعلی اتاق می‌گرفت. حدود نیم ساعت بعد، هتل را ترک می‌کرد، چمدان را به بخش امانات بازمی‌گرداند و سپس به محل کارش برمی‌گشت.

در ۵ فوریه ۱۹۶۵، مأموران ام‌آی۵ توانستند در غیاب بوسارد، محتویات چمدان او را در اتاقش در هتل مونتاگ بررسی کنند. چمدان حاوی تجهیزات عکاسی متعدد و دو دفترچه خاطرات بود. اما جالب‌ترین کشف، در میان تاخوردگی‌های یک پتو پنهان شده بود: «سه صفحه موسیقی روسی با سرعت ۴۵ دور در دقیقه از نوع صفحه‌های بلندپخش؛ از جمله آثار گروه موسیقی ارتش شوروی، شب‌های مسکو و دریاچه قو. به نظر می‌رسد این‌ها صفحه‌های معمولی شرکت ئی‌ام‌آی باشند.»

پس از بررسی، چمدان را دقیقاً به همان شکل اولیه بسته‌بندی کردند.

در آن زمان، ام‌آی۵ می‌دانست که بوسارد برای جاسوسی، اسناد را به هتل می‌برد و از آن‌ها عکس می‌گیرد. مأموران همچنین احتمال می‌دادند که او از طریق صفحه‌هایی که در اختیار داشت به برنامه‌های رادیویی پخش‌شده از مسکو گوش می‌دهد و این صفحه‌ها ممکن است وسیله‌ای برای برقراری ارتباط باشند.

دستگیری

در ۱۵ مارس ۱۹۶۵ [۱۶ بهمن ۱۳۴۳]، مأموران شعبه ویژه پلیس، هنگام خروج بوسارد از اتاق ۲۲۹ هتل ایوانهو در بلومزبری، او را دستگیر کردند. او چمدانی همراه داشت که در آن اسناد طبقه‌بندی‌شده، تجهیزات عکاسی و فیلم‌های عکاسی‌شده وجود داشت. بوسارد که «در حین ارتکاب جرم» دستگیر شده بود، هیچ تلاشی نکرد تا اقداماتش را پنهان کند.

نکته جالب این است که با وجود تمام شواهد مربوط به تنش‌های میان او و همسرش، یکی از نخستین واکنش‌هایش این بود که گفت: «بیچاره همسرم.» سپس اعلام کرد: «خب، البته که کاملاً همکاری خواهم کرد.»

برداشت کلی از پرونده‌ها این است که او به وعده‌اش عمل کرد؛ هرچند مأموران ام‌آی۵ تردید داشتند که او تمام حقیقت را درباره چگونگی جذب اولیه‌اش از سوی سرویس اطلاعاتی روسیه (RIS) گفته باشد. ام‌آی۵ اطمینان داشت که همسرش از فعالیت‌های جاسوسی او هیچ اطلاعی نداشته است.

بوسارد در ۱۰ مه ۱۹۶۵ [۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۴]، در دادگاه کیفری مرکزی لندن، معروف به اولد بیلی، به اتهام نقض قانون اسرار رسمی مصوب ۱۹۱۱ محکوم شد و حکم ۲۱ سال زندان گرفت.

فنون جاسوسی

بازگردیم به جزئیات جذاب فنون جاسوسی در پرونده بوسارد. او در همکاری با سرویس اطلاعاتی شوروی از شیوه کلاسیک جاسوسی، یعنی «صندوق‌های پستی مرده» یا Dead Letter Boxes (به اختصار DLB)، استفاده می‌کرد. «صندوق پستی مرده» به مکانی مخفی گفته می‌شود که مأمور می‌تواند بدون ملاقات حضوری با رابط خود، چیزی را در آن بگذارد یا از آن بردارد. برای مثال، این محل می‌توانست حفره‌ای درون یک درخت باشد.

پس از آن‌که بوسارد مکان‌هایی را که برای این منظور استفاده می‌کرد فاش کرد ــ جاهایی که در آن‌ها فیلم‌های حاوی عکس اسناد را می‌گذاشت یا پول دریافت می‌کرد ــ مأموران ام‌آی۵ به همه این نقاط سر زدند و از آن‌ها عکس گرفتند. برخی از این مکان‌ها در امتداد جاده‌های روستایی خلوت قرار داشتند.

اما درباره موسیقی، بوسارد اعتراف کرد که یک دستگاه گرامافون دانست خریداری کرده و صفحه‌هایی را که سرویس اطلاعاتی شوروی برایش تعیین کرده بود، پخش می‌کرد. قرار بود با این صفحه‌ها آشنا شود، اما درواقع هر قطعه را فقط یکی دو بار گوش داده بود.

سپس یک رادیوی ترانزیستوری خرید تا بتواند به پخش‌های رادیویی از منطقه مسکو گوش دهد؛ پخش‌هایی که از فرستنده سرویس اطلاعاتی روسیه ارسال می‌شد. او باید منتظر می‌ماند تا قطعات موسیقی موردنظر از رادیو پخش شوند. هر قطعه معنایی پنهان داشت و از این طریق به او می‌گفت که سرویس اطلاعاتی شوروی از او می‌خواهد در مرحله بعد چه کاری انجام دهد.

بوسارد در مه ۱۹۷۵، با آزادی مشروط از زندان آزاد شد.

بیش از ۱۰۰ پرونده محرمانه MI5 آزاد شد؛ از چهره‌های مشهور تا جاسوسان شوروی
سندی مربوط به جزئیات فنون جاسوسی به‌کاررفته در پرونده بوسارد.
شماره مرجع بایگانی: KV ۲/۴۷۷۷
متن سند:

فوق‌محرمانه

-۶-

«شب‌های مسکو» (Moscow Nights)

«دریاچه قو» (Swan Lake)

«کالینکا» (Kalinka)

«رقص شمشیر» (Sabre Dance)

«ترانه قایقرانان ولگا» (Volga Boat Song)

از او خواسته شده بود بخش‌های مشخص‌شده‌ای از این صفحه‌ها را پخش کند تا با

ملودی‌های مختلف آشنا شود. او می‌گوید درواقع هر قطعه را فقط حدود دو بار گوش داده و درباره توانایی خود

در تشخیص همه آن‌ها، به‌ویژه قطعه «کالینکا»، ابراز تردید کرده است.

۴۰. معنای هر ملودی به شرح زیر بود:

«شب‌های مسکو» = همه‌چیز روبه‌راه است.

«دریاچه قو» = از صندوق پستی مخفی جایگزین (D.L.B.) استفاده کن.

«کالینکا» = شنبه آینده هنگام غروب، در محل ملاقات دائمی حاضر شو.

«رقص شمشیر» = تحویل بعدی را لغو کن.

«ترانه قایقرانان ولگا» = تا اطلاع ثانوی متوقف شو.

۴۱. طبق آخرین برنامه زمانی بوسارد، قرار بود پیام‌های رادیویی

دو بار در روز، صبح و عصر، در سه‌شنبه‌ها و چهارشنبه‌های پیش و پس

از نخستین شنبه هر ماه پخش شوند. طول موج‌ها از ماهی به ماه دیگر تغییر می‌کرد

و زمان پخش‌ها نیز به‌ طور دوره‌ای عوض می‌شد.

۴۲. در ابتدا یک دوره آزمایشی وجود داشت

که طی آن از بوسارد فقط خواسته شده بود به

پخش‌ها گوش دهد و گزارش کند که آیا آن‌ها را دریافت کرده است یا نه.

پس از آن، او فقط به قطعه «شب‌های مسکو» گوش داده بود.

او به‌ طور منظم به پخش‌ها گوش نمی‌داد و سرویس اطلاعاتی روسیه (R.I.S.)

به‌ دلیل رعایت نکردن دستورهای مربوط به گوش دادن منظم و گزارش دریافت پیام‌ها، او را مورد توبیخ قرار داده بود.

۴۳. اسنادی که بوسارد از آن‌ها عکس گرفت

تحقیقات مفصلی برای مشخص کردن اسنادی که بوسارد

از آن‌ها عکس گرفته است، در جریان است. بررسی‌های انجام‌شده تا این مرحله،

اظهارات خود بوسارد را تأیید می‌کند؛ مبنی بر این‌که او در انتخاب اسناد

موردنظر اختیار عمل گسترده‌ای داشت و دستورهای سرویس اطلاعاتی روسیه

(مانند نمونه پیوست، در عکسی که با حرف A مشخص شده است) به‌ندرت به او داده می‌شد.

ژوئیه ۱۹۶۵

 

عملیات «فوت» (FOOT)

در میان اسناد منتشرشده، چندین پرونده به «عملیات فوت» اختصاص دارد. در سال ۱۹۷۰، دولت محافظه‌کار ادوارد هیث به این نتیجه رسیده بود که شمار بالای مأموران اطلاعاتی شوروی در بریتانیا، «تهدیدی واقعی برای امنیت ملی ما» محسوب می‌شود. اسناد مربوط به این عملیات (شماره‌های مرجع بایگانی: KV ۳/۴۵۱ و KV ۴/۴۸۸–۴۹۷) نشان می‌دهند که سرویس امنیتی بریتانیا سال‌ها با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کرده است.

ام‌آی۵ به‌خوبی آگاه بود که از سال ۱۹۵۰، شمار نمایندگان رسمی شوروی در بریتانیا به‌ طور چشمگیری افزایش یافته است. برای نمونه، در سال ۱۹۵۰، تعداد افسران اطلاعاتی شناخته‌شده و مظنون در سفارت شوروی ۱۲ نفر بود. این رقم تا سال ۱۹۷۱ به ۸۵ نفر افزایش یافت؛ با این حال، این تنها بخشی از ماجرا بود. بسیاری از مأموران اطلاعاتی دیگر نیز در پوشش نمایندگان تجاری فعالیت می‌کردند.

ام‌آی۵ راه‌حلی اساسی پیشنهاد کرد: اخراج گسترده نیروهای اطلاعاتی شوروی. هشدارهای وزیر امور خارجه بریتانیا، سر الک داگلاس هیوم، به اتحاد جماهیر شوروی نادیده گرفته شد و سرانجام در ۲۴ سپتامبر ۱۹۷۱ [۲ مهر ۱۳۵۰]، در چارچوب عملیات فوت، ۱۰۵ مقام شوروی که با فعالیت‌های جاسوسی ارتباط داشتند، از بریتانیا اخراج شدند. این اقدام جسورانه، فعالیت اطلاعاتی شوروی در بریتانیا را با محیطی خصمانه‌تر و دشوارتر روبه‌رو کرد.

برای مطالعه بیشتر

تمام اسناد این مجموعه را می‌توانید در فهرست بایگانی ملی بریتانیا، از طریق سامانه دیسکاوری (Discovery)، بررسی کنید، بخوانید و دانلود کنید.

برای آشنایی بیشتر با ام‌آی۵، کتاب تازه مارک با عنوان بایگانی ام‌آی۵: اسرار رسمی (The MI۵ Archive: Official Secrets) را بخوانید که با همکاری استیون تویگ، رئیس پیشین بخش مجموعه‌های معاصر در بایگانی ملی بریتانیا، نوشته شده است. این کتاب از بازجویی‌ها و گزارش‌های مراقبتی گرفته تا پیام‌های رمزی و تماس‌های تلفنی رهگیری‌شده، فعالیت‌های پنهانی ام‌آی۵ را از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۰۹ تا دوران معاصر بررسی می‌کند.

منبع: www.nationalarchives.gov.uk  (آرشیو ملی بریتانیا)

۲۵۹

۲۵۹


Source link

درباره ی ایده روز آنلاین

مطلب پیشنهادی

دیوانگی ترامپ اوج گرفت ؛ تغییر نام یک اقیانوس به ترامپ!

رئیس‌جمهور آمریکا گفت که با گوگل مپ تماس گرفته تا نامش را با نام اقیانوس …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *