به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین؛ جمشید کیانفر، پژوهشگر تاریخ معاصر، در گفتوگو با ایده روز آنلاین به مناسبت صدوهفتادوهشتمین سالگرد آغاز صدارت امیرکبیر در بحث مربوط به تقابل مهدعلیا و امیرکبیر گفت:
مادر ناصرالدینشاه برخلاف تصویر تیرهای که از او ساختهاند، زنی مقید به شرع و اخلاق بود. وصیتنامهاش که عبدالحسین نوایی با مقدمهای دویستصفحهای چاپ کرده، نشان میدهد او حتی ریزترین اموال، ازجمله بشقاب لبپریده را مشخص کرده و تکلیفشان را روشن کرده است. چنین دقتی در وصیتنامه حتی در میان مجتهدان تراز اول هم کمتر دیده میشود. مهدعلیا مسجدی میان میدان ارگ و کاخ گلستان ساخت که هنوز پابرجاست. هزینه طلبهها و نگهداری آن از موقوفات خودش تأمین میشد، هم در زمان حیاتش و هم پس از مرگ طبق وصیت.
مهدعلیا عاشق پسرش بود. پس از مرگ محمدشاه، در حالی که شوهرش زن دیگری گرفته و فرزند آن زن را عزیز کرده بود، مهدعلیا سریع از تجریش خود را به کاخ گلستان رساند و قدرت را در دست گرفت. یک شاهزاده نوزدهساله به نام علیقلیمیرزا اعتضادالسلطنه را که بعدها وزیر علوم شد، به عنوان دستیار برگزید. این جوان بر امور مسلط بود. در مدت چهلوچند روزی که ناصرالدینمیرزا از تبریز به تهران برسد، مهدعلیا و اعتضادالسلطنه تهران را اداره کردند و آب از آب تکان نخورد. حاجمیرزا آقاسی فرار کرد و از ایران خارج شد. خیلیها فکر میکردند عباسمیرزا، فرزند دیگر محمدشاه، شاه میشود، اما مهدعلیا راه را برای پسر خودش باز گذاشت.
وقتی امیرکبیر به تهران رسید و عملاً امور را در دست گرفت، مهدعلیا حس کرد پسرش هیچکاره شده است. ناصرالدینشاه جوان بود و به کار وارد نبود؛ امیر کارکشته بود، دیپلماسی میدانست و اداره مملکت را بلد بود. مهدعلیا نگران بود که قدرت امیر روزبهروز بیشتر شود و پسرش کنار بماند. ناصرالدینشاه سعی کرد میان مادر و صدراعظم آشتی برقرار کند و حتی خواهرش را به همسری امیر داد، اما اختلاف برطرف نشد. مهدعلیا شیفته قدرت شخصی نبود. آن چهل روز ثابت کرده بود که میتواند اقتدار داشته باشد، اما او این کار را برای پسرش کرده بود. وقتی دید پسرش به جای رسیدگی به امور مملکت، بیشتر کتاب میخواند، با روحیهاش سازگار نبود و به فکر برکناری امیر افتاد.
مخالفان امیر که از تندروی او آزرده بودند، به این اختلاف دامن زدند. میرزاآقاخان نوری و دیگران هم نقش داشتند. در نهایت امیر را عزل کردند و به کاشان فرستادند. مهدعلیا پس از آنکه ناصرالدینشاه اقتدار را به دست گرفت، دیگر در امور سلطنت و دربار دخالت نکرد. نه در زمان میرزاآقاخان نوری، نه میرزاحسینخان سپهسالار و نه امینالسلطان. او شیفته فرزند بود، نه قدرت.
متن کامل گفتوگو با جمشید کیانفر را اینجا بخوانید.
۲۵۹
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
