غزال زیاری- این روزها و با انتشار خبر انهدام پهپادهای آمریکایی، از جمله MQM-۱۷۰ Outlaw ، نام این پهپاد برسر زبان ها افتاده است. به همین بهانه قصد داریم تا مروری فنی بر ویژگی های این پهپاد داشته باشیم:
پهپاد MQM-۱۷۰ Outlaw محصول شرکت آمریکایی Griffon Aerospace است که توسعه آن به اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی برمیگردد. این پرنده در ابتدا برای ایفای نقش هدف پروازی از راه دور (RPVT) طراحی شده بود تا نیروهای نظامی بتوانند از آن برای آموزش سامانههای توپخانهای و موشکی پدافند هوایی و ارزیابی عملکرد تجهیزات رهگیری استفاده کنند.
ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۳ این پهپاد را برای جایگزینی هدفهای پروازی قدیمیتر انتخاب کرد و اولین نمونههای آن از سال ۲۰۰۴ وارد چرخه عملیاتی شدند.
نسل اول این خانواده با عنوان Outlaw G۱ شناخته میشود و نسخه توسعهیافتهاش، Outlaw G۲، با شناسه MQM-۱۷۰C معرفی شده است. شرکت سازنده، نسل دوم را علاوه بر مأموریت هدف پروازی، بهعنوان بستری برای توسعه و آزمایش محمولههای مختلف معرفی میکند. بنابراین MQM-۱۷۰ را باید یک پلتفرم بدون سرنشین با قابلیتهای وابسته به پیکربندی دانست، نه پهپادی که تمام نمونههای آن الزاماً تجهیزات شناسایی یکسانی دارند.
ساختار بدنه و ویژگیهای آیرودینامیکی
درMQM-۱۷۰C از طراحی متعارف هواپیماهای بدون سرنشین استفاده شده است. بدنه باریک، بالهای نصبشده در بخش بالایی بدنه و دم T شکلش، از مشخصههای ظاهری نسل دوم این خانواده هستند. این ساختار در مقایسه با طراحی بالپرنده، پیچیدگی کمتری دارد و امکان استفاده از سطوح کنترلی متداول را فراهم میکند.
طول بدنه این مدل حدود ۲٫۷ متر است. دهانه بال در پیکربندی هدف پروازی حدود ۳٫۳ متر و در پیکربندی عمومی پهپادی حدود ۴٫۹ متر اعلام شده است. تفاوت این دو اندازه به پیکربندی و نوع مأموریت مربوط میشود. همچنین حداکثر وزن برخاست آن در حالت هدف پروازی حدود ۶۸ کیلوگرم است که در پیکربندی عمومی پهپادی به حدود ۱۰۲ کیلوگرم افزایش مییابد.
بدنه این خانواده از مواد کامپوزیتی ساخته شده ؛ موادی که در مقایسه با بسیاری از سازههای فلزی، امکان کاهش وزن و افزایش نسبت استحکام به وزن را فراهم میکنند.
پیشرانه؛ موتور احتراق داخلی به جای موتور جت
یکی از ویژگیهای مهم MQM-۱۷۰C استفاده از موتور احتراق داخلی دوسیلندر و دوزمانه است. شرکت سازنده برای این مدل، پیشرانههایی با حجم ۱۵۰ یا ۱۷۰ سیسی را معرفی کرده. نیروی تولیدشده توسط موتور از طریق یک ملخ رانشی در قسمت عقب به حرکت تبدیل میشود.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه آرایش پیشرانه این پهپاد ، قرارگیری ملخ در عقب، بهجای بخش جلویی بدنه است. این طراحی به ایجاد فضای مناسب در قسمت جلویی برای نصب برخی تجهیزات و محمولههای مأموریتی کمک میکند. البته عملکرد واقعی موتور و میزان مصرف سوخت به وزن پرنده، شرایط جوی و نوع مأموریت بستگی دارد.
استفاده از موتور پیستونی بهجای موتور جت، با ماهیت مأموریتهای این پهپاد و نیازش به پرواز نسبتاً طولانی با هزینه عملیاتی محدودتر متناسب است.
سرعت، ارتفاع و مداومت پروازی
بر اساس اطلاعات رسمی منتشرشده از سوی سازنده، سرعت کروز MQM-۱۷۰C بین ۶۰ تا ۸۰ گره دریایی، معادل حدود ۱۱۱ تا ۱۴۸ کیلومتر بر ساعت است. حداکثر سرعتش نیز به ۱۲۶ گره دریایی، معادل حدود ۲۳۳ کیلومتر بر ساعت میرسد.
سقف پروازی این پهپاد بیش از ۱۶ هزار پا، معادل حدود ۴۸۸۰ متر، اعلام شده و مداومت پروازی آن در شرایط مناسب از هشت ساعت فراتر میرود. این میزان مداومت پروازی، امکان استفاده از آن در مأموریتهای طولانی آموزشی، آزمایشی و پایش هوایی را فراهم میکند.
البته باید توجه داشت که مداومت پروازی و ظرفیت حمل تجهیزات به یکدیگر وابستهاند؛ افزایش وزن محموله یا تغییر میزان سوخت میتواند بر زمان پرواز اثر بگذارد.
تجهیزات شناسایی و محمولههای قابل نصب
یکی از قابلیتهای مهم نسل دوم Outlaw، امکان نصب محمولههای متنوع است. طبق اطلاعات شرکت سازنده، این پهپاد میتواند به دوربینهای الکترواپتیکی و فروسرخ (EO/IR) مجهز شود. این تجهیزات امکان تصویربرداری در نور روز و شرایط کمنور را فراهم میکنند و در صورت استفاده از حسگرهای فروسرخ، ثبت تصاویر مبتنی بر اختلاف تابش حرارتی اجسام نیز امکانپذیر خواهد بود.
علاوه بر این، امکان نصب حسگرهای تحقیقاتی و تجهیزات مرتبط با ارزیابی عملکرد راداری و صوتی نیز برای این پلتفرم در نظر گرفته شده. ظرفیت حمل محموله آن، بسته به میزان سوخت و پیکربندی، حدود ۱۸ تا ۲۷ کیلوگرم اعلام شده است.
با این حال، قابلیت حمل یک حسگر به معنی نصب قطعی آن روی تمام نمونهها نیست. برای ارزیابی تجهیزات یک فروند مشخص، باید تصاویر، اسناد فنی یا اطلاعات مربوط به همان نمونه در دسترس باشد.
سامانه پرتاب و بازیابی
MQM-۱۷۰ برای برخاستن الزاماً به باند پرواز متعارف نیاز ندارد. در پیکربندی هدف پروازی، این پهپاد میتواند با استفاده از پرتابگر پنوماتیکی به پرواز دربیاید. در این روش، فشار هوای فشرده نیروی لازم برای شتابدادن به پرنده روی ریل پرتاب را تأمین کرده و آن را به سرعت موردنیاز برای پرواز میرساند.
بازیابی پهپاد هم با توجه به تجهیزات نصبشده و شرایط عملیاتی میتواند از طریق فرود لغزشی روی سطح مناسب یا استفاده از چتر انجام شود. برخی پیکربندیها هم با ارابه فرود، امکان برخاستن و فرود روی باند را دارند. این انعطافپذیری در روش پرتاب و بازیابی، امکان استفاده از پهپاد را در محیطهای عملیاتی و آزمایشگاهی مختلف فراهم میکند.
سامانه کنترل و هدایت
کنترل MQM-۱۷۰ بر پایه ترکیبی از ارتباط رادیویی، خلبان خودکار و تجهیزات الکترونیکی مدیریت پرواز انجام میشود. خلبان خودکار وظیفه حفظ وضعیت پروازی و اجرای فرمانهای کنترلی را برعهده دارد و سامانه ارتباطی امکان تبادل اطلاعات میان پرنده و ایستگاه کنترل زمینی را فراهم میکند.
در این ساختار، حسگرهای پروازی اطلاعاتی مثل وضعیت و حرکت هواگرد را در اختیار سامانه کنترل قرار میدهند تا پایداری پرواز حفظ شود. جزئیات کامل نرمافزار هدایت، برد ارتباطی و معماری الکترونیکی نسخههای مختلف MQM-۱۷۰ بهصورت عمومی منتشر نشده؛ بنابراین نمیتوان درباره میزان خودمختاری یا مقاومت ارتباطی آن اظهارنظر قطعی کرد.
یک پلتفرم تخصصی با محدودیتهای مشخص
MQM-۱۷۰ را نمیتوان در رده پهپادهای رزمی سنگین یا سامانههای شناسایی راهبردی قرار داد. این پرنده اساساً برای ایفای نقش هدف پروازی و پشتیبانی از فعالیتهای آموزشی و آزمایشی توسعه یافته است. ظرفیت محدود حمل محموله، سرعت نسبتاً پایین در مقایسه با پهپادهای جت و وابستگی عملکرد آن به پیکربندی موتور و تجهیزات، از جمله ملاحظات فنی این سامانه محسوب میشوند.
در مقابل، ساختار نسبتاً ساده، قابلیت بازیابی، مداومت پروازی قابلتوجه و امکان تغییر محموله، آن را به بستری قابل استفاده برای مأموریتهای آموزشی، آزمایش تجهیزات و برخی فعالیتهای شناسایی تبدیل کرده است. در نهایت، ارزش عملیاتی MQM-۱۷۰ بیش از آنکه به یک قابلیت منفرد وابسته باشد، از ترکیب طراحی کمهزینه، انعطافپذیری پیکربندی و امکان استفاده مجدد از پرنده ناشی میشود.
منابع : griffonaerospace، odin.t۲com.army.mil ، everycrsreport، twz
۵۸۳۲۱
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین




