شنبه , 6 تیر 1405 - 6:51 بعد از ظهر

بقایی در تلویزیون همشهری: دست آمریکایی‌ها را در مذاکرات خوانده‌ایم | ضرورتی بر عکس گرفتن و دست دادن با آمریکایی‌ها نمی‌بینیم


ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت‌وگویی تفصیلی با تلویزیون همشهری که سه‌شنبه ۲ تیر انجام شد، جزئیات تازه‌ای از مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در زوریخ، سازوکار آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، روند اجرای یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد و چشم‌انداز مذاکرات آینده را تشریح کرد. اسماعیل بقایی در این گفت‌وگو با تاکید بر اینکه «موضوع موشکی ایران هیچ‌گاه موضوع مذاکره نبوده و نخواهد بود»، از آغاز گفت‌وگوهای فنی، پیگیری موضوع غرامت جنگ و طراحی سازوکار نظارت بر اجرای آتش‌بس در لبنان خبر داد.

سوالات ما بسیار زیاد است و زمان شما محدود. خواهشی که دارم این است که تلاش کنیم به همه سوالات پاسخ داده شود؛ بنابراین ممنون می‌شوم اگر به‌صورت جامع، شفاف و بی‌پرده با مردم صحبت کنیم. در جریان مذاکرات، آقای قالیباف جمله مهمی را مطرح کردند و گفتند: «ما در مذاکرات، چیزی را به دست آوردیم که در جنگ به دست نیاوردیم و دستاورد مهمی در جریان مذاکره داشتیم.» این دستاورد چه بود و دقیقاً درباره چه موضوعاتی گفت‌وگو شد که شاید در ایام جنگ امکان طرح آنها وجود نداشت؟

باور ما این است که دیپلماسی نوعی مبارزه است. دیپلماسی هم در راستای تثبیت دستاوردهای میدان قرار دارد و هم در جهت دفع شر دشمنان. از این منظر، تمام تلاش هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران، نه فقط اکنون بلکه در ۲ سال گذشته و حتی پیش از آن، معطوف به تامین هرچه بهتر منافع ملی و امنیت ملی ایران بوده است.

مذاکرات روز یکشنبه که تا پاسی از شب دوشنبه ادامه یافت، بر پیگیری اجرای تعهدات طرف مقابل متمرکز بود. ما در ۲۸ خردادماه یادداشت تفاهم را امضا کردیم، اما امضای یک سند به این معنا نیست که مفاد آن به‌صورت خودکار اجرا خواهد شد. برای اجرای هر توافقی باید پیگیری و مطالبه‌گری صورت گیرد.

یعنی مذاکرات برای توافق نهایی نبود؟

خیر. مذاکرات مربوط به توافق نهایی زمانی آغاز خواهد شد که مطابق یادداشت تفاهم، درباره برخی بندهای مشخص شامل بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ به نتیجه رسیده باشیم؛ به این معنا که اجرای این بندها آغاز شده و استمرار یافته باشد.

بنابراین، سفر اخیر به زوریخ بر اجرای این پنج بند متمرکز بود؛ یعنی ایجاد تضمین‌های لازم برای اجرای این مواد و حصول اطمینان از اینکه اجرای آنها آغاز شده و تداوم خواهد داشت. برای نمونه، در بند ۴ درباره خاتمه اقدامات آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان و فراتر از آن، در چارچوب آنچه «محاصره دریایی» نامیده می‌شد، صحبت شده است.

این تعهد آمریکا بود که باید بلافاصله پس از امضای سند متوقف می‌شد. البته طبق متن سند، اجرای این تعهد از زمان امضا آغاز می‌شود و در ۲۸ خرداد، بلافاصله پس از امضای توافق، اجرای آن نیز آغاز شد. طرف آمریکایی رسماً اعلام کرد که محاصره دریایی را رفع خواهد کرد و ما باید از استمرار این روند اطمینان حاصل می‌کردیم.

موضوع دیگر، اموال بلوکه‌شده ایران بود؛ مسئله‌ای که از مدت‌ها پیش درباره آن بحث می‌شد. ما باید اطمینان پیدا می‌کردیم که سازوکارهای لازم طراحی شده و جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود به این دارایی‌ها به‌صورت آزادانه دسترسی داشته باشد و آنها را در مسیر خریدهایی که به مصلحت کشور می‌داند، هزینه کند. این نیز یکی از موضوعاتی بود که در سفر به سوئیس مورد پیگیری قرار گرفت.

همه ما می‌دانیم که درباره آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده ایران اجماع و توافق نظر وجود دارد و این منابع، حق مسلم ایران است. اما نحوه آزادسازی آنها برای مردم سوال‌برانگیز شده است. چرا این منابع به‌صورت نقدی وارد کشور نمی‌شوند و سازوکار وصول آنها چگونه خواهد بود؟ حتی آقای ونس اعلام کرده بود که این منابع آزادشده تحت نظارت آمریکا و قطر هزینه خواهد شد و صرفاً برای کمک به مردم ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ به عبارت دیگر، این ادعا مطرح شده که ایران اختیار کامل این منابع را نخواهد داشت و هزینه‌کرد آنها تحت نظارت دیگران خواهد بود. چرا روند وصول این منابع به این شکل طراحی شده و چه اتفاقی افتاد که توافق درباره پول‌های بلوکه‌شده به این صورت شکل گرفت؟

ما باید طبق یادداشت، به دارایی‌های خودمان دسترسی آزاد و کامل داشته باشیم؛ به این معنا که هر کجا که بانک مرکزی ما لازم بداند و به مصلحت بداند، بتواند دستور پرداخت بدهد و ما بتوانیم خریدهای لازم را انجام دهیم. این بر عهده بانک مرکزی و مراجع ذی‌صلاح ایرانی است. بقیه روایت‌هایی که گفته شده، هیچ‌کدام درست نیست.

آن نکته‌ای که گفتند «در مورد این اموال باید اطمینان حاصل کنیم که برای مردم ایران استفاده می‌شود و برای مقاصد تروریستی استفاده نمی‌شود»، فکر می‌کنم به زعم آن‌ها همه مردم ایران، هر ۹۰ میلیون نفر، تروریست حساب می‌شوند! بارها هم گفته بودند که «ملت تروریست»؛ از چنین تعابیر توهین‌آمیزی استفاده کردند. این‌ها را بگذارید به حساب روایت‌سازی‌های طرف مقابل.

آن چیزی که برای ما مهم است، فارغ از اینکه چگونه تعهدشان را انجام می‌دهند، این است که ایران بتواند به صورت آزادانه دسترسی داشته باشد به این دارایی‌ها و بتواند مطابق تشخیص خود و بر اساس صرفه و صلاح کشور، از این اموال برای تامین کالاهای مورد نیاز کشور استفاده کند.

آیا قرار است این منابع به‌صورت کالایی در اختیار ایران قرار گیرد؟ همچنین طرف معامله و شرکت‌هایی که کالاها از آنها خریداری می‌شود چه کسانی خواهند بود؟ آیا الزاما باید شرکت‌های آمریکایی باشند یا امکان خرید از سایر کشورها نیز وجود دارد؟

خیر، چنین چیزی وجود ندارد. جزئیات مربوط به خریدها بر عهده بانک مرکزی، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر دستگاه‌هایی است که مسئول خریدهای خارجی کشور هستند. بانک مرکزی در تمام این روندها حضور داشته، مذاکرات لازم را انجام داده و نظرات کارشناسی خود را ارائه کرده است. همچنین تجربه‌های پیشین نیز مدنظر قرار گرفته تا بتوانیم به بهترین شکل ممکن به این دارایی‌ها دسترسی داشته باشیم. نحوه ایفای نقش قطر و سازوکارهای فنی، مالی و پولی مربوط به این روند، موضوعاتی تخصصی در حوزه پولی و بانکی هستند که با مشارکت بانک مرکزی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

مقدارش مشخص است؟

در متن یادداشت تفاهم، عدد مشخصی ذکر نشده است. مطابق این یادداشت، جمهوری اسلامی ایران باید به تمامی اموال و دارایی‌های بلوکه‌شده خود دسترسی آزاد داشته باشد. الان ما در مورد رقمی حدود ۱۲ میلیارد دلار صحبت می‌کنیم.

در مورد هسته‌ای هم این مجوز وجود دارد؟

ما در یادداشت تفاهم به‌صراحت بیان کردیم که در رابطه با بحث هسته‌ای و رفع تحریم‌ها به‌عنوان ۲ موضوعی که موضوع بحث برای توافق نهایی خواهد بود، بعد از شروع اجرای تعهدات مندرج در بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ گفت‌وگو خواهیم کرد. ما یک بازه زمانی ۶۰ روزه خواهیم داشت که در این مدت باید درباره این ۲ موضوع گفت‌وگو شود.

تاکید می‌کنم که آغاز گفت‌وگوها درباره رفع تحریم‌ها که برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت بسیار زیادی دارد و همچنین موضوع هسته‌ای، منوط به آن است که تعهدات طرف مقابل در بندهای یادشده نه‌تنها آغاز شده باشد، بلکه استمرار نیز پیدا کرده باشد. در سفر اخیر به زوریخ، بخش مهمی از این تعهدات مورد گفت‌وگو قرار گرفت و سازوکارهای اجرایی آنها طراحی شد. برای مثال، صدور مجوزهای مربوط به فروش نفت خام ایران، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی از جمله تعهداتی بود که طرف مقابل باید اجرا می‌کرد.

همچنین درباره دارایی‌های مسدودشده ایران نیز تفاهم‌های لازم حاصل شد و سازوکارهای اجرایی آن مورد توافق قرار گرفت. بر این اساس، انتظار می‌رود ظرف روزهای آینده امکان صدور دستور پرداخت و استفاده از این منابع فراهم شود. یکی از مهمترین پیش‌شرط‌های آغاز مذاکرات برای توافق نهایی، بند یک یادداشت تفاهم است؛ بندی که در واقع شالوده اصلی تفاهم ۲۸ خرداد محسوب می‌شود.

این بند بر توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، تاکید دارد. ما از همان ابتدا شاهد بودیم که رژیم صهیونیستی بارها به لبنان حمله کرد و این مسئله از نگاه ما به منزله نقض تعهدات آمریکا تلقی می‌شد. در این زمینه پیگیری‌های مستمر و مفصلی انجام شد و یکی از نتایج این پیگیری‌ها، ایجاد سازوکاری برای نظارت بر جلوگیری از بروز درگیری و منازعه بود که در جریان مذاکرات اخیر در سوئیس مورد توافق قرار گرفت.

این سازوکار دقیقا مربوط به چه منطقه‌ای است؟ آیا صرفا بیروت را در بر می‌گیرد یا مناطق جنوبی لبنان را نیز شامل می‌شود؟ همچنین آیا این روند را باید نشانه عقب‌نشینی اسرائیل تلقی کرد یا صرفا اقدامی موقت است و باید منتظر تحولات بعدی باشیم؟

تعهدات طرفین کاملا روشن است. بند یک یادداشت تفاهم بر خاتمه فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، تاکید دارد. همچنین در ادامه این بند، بر احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی لبنان تصریح شده است. احترام به تمامیت ارضی لبنان به این معناست که هیچ بخشی از خاک این کشور نباید در اشغال نیروهای خارجی قرار داشته باشد.

آنچه در سوئیس مورد توافق قرار گرفت، سازوکاری برای اطمینان از اجرای همین بند از یادداشت تفاهم بود. این سازوکار متشکل از نمایندگان ایران و آمریکا به‌عنوان طرف‌های اصلی تفاهم، نماینده لبنان و همچنین با حضور میانجی‌ها یعنی پاکستان و قطر خواهد بود. هدف اصلی این سازوکار نیز اطمینان از اجرای تعهدات مندرج در بند یک یادداشت تفاهم است.

در همین زمینه، نقل‌قولی از یکی از میانجی‌ها منتشر شد که البته ساعاتی بعد از صفحه شخصی وی حذف شد. این نقل‌قول به موضوع مذاکرات هسته‌ای و همچنین برخی خطوط قرمز ایران اشاره داشت. همچنین موضوع بازرسی از تاسیسات هسته‌ای ایران نیز مطرح شد. مایل هستیم توضیح دهید که این مباحث مربوط به مذاکرات اخیر بوده یا به موضوعات گذشته ارتباط داشته است و اساساً موضوع بازرسی‌ها به چه صورت دنبال خواهد شد؟

در مذاکرات اخیر، هیچ‌گونه مذاکره‌ای درباره موضوع هسته‌ای انجام نشد. گفت‌وگوها صرفا بر اجرای بخش‌های مختلف یادداشت تفاهم متمرکز بود و هیئت آمریکایی نیز اعلام کرد که پاسخ مقتضی جمهوری اسلامی ایران را دریافت کرده است. موضوع در همین حد بود.

اما درباره بحث بازرسی‌ها، باید بگویم برخی مطالب مطرح‌شده در این زمینه دقیق نیست. ما تاکید کرده‌ایم که روند همکاری و تعامل ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچنان مطابق روال جاری ادامه خواهد یافت.

منظور شما بازرسی از تاسیسات هسته‌ای است؟

بله، منظور همان بازرسی‌هاست. همان‌طور که عرض کردم، بازرسی‌ها بر اساس روال جاری و متعارف ادامه پیدا خواهد کرد. البته باید توجه داشت که طرف‌های مقابل، پس از اقداماتی که مرتکب شدند و حمله به تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، عملا روندهای متعارف را بر هم زدند. از آن زمان تاکنون، هیچ پروتکل یا شیوه‌نامه مشخصی برای بازدید از تاسیساتی که مورد حمله قرار گرفته‌اند، تدوین نشده است.

منظورتان تاسیساتی مانند تهران و بوشهر است؟

اجازه بدهید به یک نکته اشاره کنم. در مقطعی، تعاملاتی میان ایران و آژانس شکل گرفت که به تفاهم قاهره منجر شد؛ تفاهمی که اگر خاطرتان باشد در آستانه فعال شدن سازوکار اسنپ‌بک صورت گرفت. اما طرف‌های مقابل از آن فرصت به‌درستی استفاده نکردند و در نتیجه، آن روند نیز به سرانجام نرسید. در چارچوب آن تفاهم، سازوکاری مشخص طراحی شده بود که هیچ‌گاه به مرحله اجرا نرسید. اما روال جاری روشن است؛ در خصوص تاسیسات و مراکز هسته‌ای که آسیب ندیده‌اند، همکاری‌های ایران با آژانس ادامه دارد.

حتی اخیرا نیز بازدیدی از رآکتور اتمی بوشهر انجام شده بود. در آینده نیز هر اقدامی که لازم باشد انجام شود، بر اساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی، تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و رویه‌های قانونی و مشخص کشور انجام خواهد شد.

در جریان مذاکرات، همه مشاهده کردیم که هیچ عکسی منتشر نشد و تصمیم بر آن بود که خروجی تصویری از مذاکرات وجود نداشته باشد. برخی مطرح کردند که از تهران هشدارها یا توصیه‌هایی درباره عدم تصویربرداری به هیئت مذاکره‌کننده منتقل شده بود. مایل هستم بدانم این تصمیم، تصمیم خود شما بود یا واقعاً چنین توصیه‌ای از سوی مقامات داخلی مطرح شده بود؟

ابتدا باید میان هیئت مذاکره‌کننده و سایر بخش‌ها تفکیک قائل شویم. از همان ابتدا، تصمیم هیئت مذاکره‌کننده این بود که تمرکز خود را صرفا بر اصل موضوع قرار دهد. برای ما، آنچه اهمیت دارد، مطالبه و پیگیری منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است. این رویکرد صرفا به سفر سوئیس محدود نمی‌شد؛ اگر به خاطر داشته باشید، در سفر اسلام‌آباد نیز همین شیوه دنبال شد. تصمیم ما این بود که از هر عاملی که بتواند موجب ایجاد حاشیه‌های غیرضروری شود، پرهیز کنیم و اجازه ندهیم تمرکز ما از مسیر اصلی منحرف شود؛ مسیری که همان پیگیری اجرای تعهدات و تامین منافع ملی ایران بود.

یعنی از ابتدا تصمیم بر این بود که تصویربرداری انجام نشود و موضوعی نبود که بعدا مطرح شده باشد؟

بله، تصمیم از ابتدا همین بود. البته طبیعی است که طرف‌های مقابل و میانجی‌ها تمایل داشتند که تصویربرداری انجام شود و این موضوع نیز غیرطبیعی نیست؛ زیرا معمولاً گفته می‌شود که یک رویداد دیپلماتیک تا زمانی که تصویر و عکس آن منتشر نشود، کامل تلقی نمی‌شود.

اما از نگاه ما، این رویداد دیپلماتیک یک رویداد عادی و متعارف نبود. ما شرایط، ملاحظات و حساسیت‌های خاص خود را داشتیم و معتقدیم تصمیمی که گرفته شد، تصمیمی منطقی و در راستای مصالح این روند دیپلماتیک بود. هدف نیز جلوگیری از شکل‌گیری حواشی غیرضروری بود.

خبرنگاران خارجی معمولا این سوال را مطرح می‌کنند که چرا تصویری منتشر نشد و حتی دست دادن میان طرفین نیز صورت نگرفت. برخی از آنها در توصیف هیئت مذاکره‌کننده ایران از عبارت «پیچیده» یا حتی «گیج‌کننده» استفاده کرده‌اند. ارزیابی شما از این نوع توصیف‌ها چیست؟

درباره دست دادن یا دست ندادن، شاید بد نباشد از بیتی از مولانا استفاده کنیم که می‌فرماید:

«چون بسی ابلیس آدم‌روی هست

پس به هر دستی نشاید داد دست»

اما درباره این توصیف‌ها، واقعیت این است که موضع و رفتار هیئت ایرانی کاملاً روشن بود. هیچ ضرورتی وجود نداشت که به موضوعی غیر از اجرای یادداشت تفاهم و پیگیری تعهدات طرف مقابل فکر کنیم یا برنامه دیگری در دستور کار قرار دهیم. اساسا هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تمرکز خود را بر اصل موضوع قرار داده بود.

ما برای انجام کارهای نمایشی به سوئیس یا هیچ کشور دیگری سفر نکرده بودیم؛ همان‌گونه که سفر اسلام‌آباد نیز با چنین هدفی انجام نشده بود. به همین دلیل، معتقدم تصمیم اتخاذشده کاملا عاقلانه بود و اگر سایر طرف‌ها اندکی صبر و تامل کنند، به این نتیجه خواهند رسید که بهترین تصمیم همان تصمیمی بود که هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرد و دیگران نیز در نهایت آن را پذیرفتند.

ما در مقطعی شاهد توقف موقت مذاکرات بودیم و هیئت ایرانی برای مدتی میز مذاکره را ترک کرد. واکنش طرف آمریکایی به این اقدام چه بود؟ آیا در ادامه، رفتار یا رویه خود را اصلاح کردند؟

آنچه رخ داد این بود که حدود ساعت ۳ بعدازظهر به وقت سوئیس، جلسه چهارجانبه آغاز شد. پیش از آن نیز دیدارهایی با میانجی‌ها انجام شده بود. در جلسه چهارجانبه، هیئت‌های نمایندگی ایران، آمریکا، پاکستان و قطر حضور داشتند. پس از حدود یک ساعت و ۲۰ دقیقه تا یک ساعت و نیم، مقرر شد وقفه‌ای نیم‌ساعته برای مشورت‌های داخلی میان هیئت‌ها ایجاد شود. در همین فاصله بود که اظهارات تهدیدآمیز و مهم برخی مقامات آمریکایی در رسانه‌ها منتشر شد و در همان مقطع، هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت در دور دوم جلسه چهارجانبه شرکت نکند.

واقعا در همین حین میانجی‌ها خوب ورود کردند، خیلی تلاش کردند که جریان تعاملات ادامه پیدا کند. ما خیلی صریح گفتیم که در این وضعیت به جلسه چهارجانبه برنخواهیم گشت. اما با توجه به اینکه باز تاکید می‌کنم هدف را نباید گم کرد، هدف ما تامین منافع ملی بود، هدف ما اطمینان از ایفای تعهدات طرف مقابل طبق بندهای یادداشت تفاهم بود. از آن فرصت استفاده شد و از طریق میانجی‌ها هم قطر و پاکستان، نقطه‌نظرات ما منعکس شد. نتیجه‌اش را هم خوب دیدیم. نتیجه این تعاملات که حدود هفت، هشت ساعت هم طول کشید، منجر شد به روشن شدن تکلیف یکی دو مورد از تعهدات مهم طرف مقابل؛ هم بحث صدور مجوزهای مربوط به فروش نفت، هم بحث مربوط به دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و هم موضوع لبنان که نتیجه‌اش هم بخشی در قالب بیانیه مشترک دو میانجی منتشر شد.

در جریان مذاکرات، زمانی که روند گفت‌وگوها بدون مشکل در حال پیشرفت بود، رئیس‌جمهور آمریکا اظهاراتی تهدیدآمیز مطرح کرد و هشدار داد که شرایط به سمتی نرود که ایران تنگه هرمز را ببندد یا حتی تیم مذاکره‌کننده نتواند به کشور خود بازگردد. در آن لحظه دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ چرا چنین اظهاراتی مطرح شد و واکنش شما چه بود؟

واکنش ما روشن بود. مذاکره‌کننده، در هر شرایطی، سرباز ایران است و فارغ از تهدیدها و فضاسازی‌ها، موظف است وظیفه خود را انجام دهد. اگر قرار بود در میدان دفاع از منافع ملی عقب‌نشینی کنیم، در طول آن ۴۰ روز نیز همه کسانی که برای کشور تلاش می‌کردند، چه افرادی که در میدان نظامی حضور داشتند و چه کسانی که در عرصه دیپلماسی فعالیت می‌کردند، باید میدان را ترک می‌کردند. بنابراین، از همان ابتدا تصمیم گرفتیم اجازه ندهیم انواع پارازیت‌ها تمرکز ما را از آنچه برای ما اهمیت اساسی دارد، یعنی صیانت از منافع ملی ایران، منحرف کند.

البته این رفتارها و تهدیدها خود نشانه‌ای از آن است که بدبینی ایرانیان نسبت به طرف آمریکایی بی‌دلیل نیست و ریشه در واقعیت دارد. اینکه شما در حال مذاکره هستید، چند روز پیش یادداشت تفاهمی امضا شده و در همان زمان، طرف مقابل چنین تهدیدهایی را مطرح می‌کند، موضوعی معنادار و قابل توجه برای افکار عمومی جهان است. به اعتقاد من، چنین رفتارهایی بیش از هر چیز به اعتبار و جایگاه آمریکا در نگاه جهانیان آسیب وارد می‌کند. مردم ایران نیز که با رفتارهای آمریکا آشنایی تاریخی دارند، بیش از گذشته متوجه می‌شوند که در عرصه دیپلماسی با چه طرفی مواجه هستند.

درباره رفتار و ادبیات طرف آمریکایی در این دوره از مذاکرات بیشتر توضیح دهید. آیا رفتار آنها نسبت به قبل از جنگ تغییر کرده بود؟ آیا جنگ و نمایش توان نظامی و قدرت بازدارندگی ایران تاثیری بر ادبیات و مواضع آنها گذاشته بود یا همچنان از موضع برتر سخن می‌گفتند؟

برای ما، ادبیات و نحوه بیان طرف آمریکایی معیار تعیین‌کننده نیست. واقعیت این است که تناقض‌گویی، نوسان در مواضع و اظهارات متعارض، به بخشی ثابت از رفتار سیاسی طرف آمریکایی تبدیل شده است. این مسئله از یک سو می‌تواند نشانه نوعی سردرگمی و آشفتگی درونی در میان تصمیم‌گیران آمریکایی باشد و از سوی دیگر، بازتابی از ناکامی‌های آنها در میدان‌های دیگر تلقی شود. ممکن است برخی این رفتارها را بخشی از تاکتیک‌های مذاکره بدانند، اما حتی اگر چنین فرضی را بپذیریم، باید گفت این روش‌ها در قبال جمهوری اسلامی ایران کارآمد نیست.

جمهوری اسلامی ایران سبک و روش خود را در مذاکرات دارد. یکی از اهداف این نوع اظهارنظرها جنگ روانی و اعمال فشار بر طرف مقابل است برای امتیازگیری. واقعیت این است که ما دست آمریکایی‌ها را خوانده‌ایم. مهم این است که رسانه‌های ما مراقب باشند، نخبگان ما، همه کسانی که صاحب سخن هستند و حرفشان در جامعه شنیده می‌شود، باید مراقب باشند که اظهارنظرها و اعلام مواضع بسیار متغیر و آشفته طرف‌های آمریکایی موجب اخلال در سامانه فکری خودمان نشود.

در این شرایط باید همه‌مان سواد رسانه‌ای‌مان را بالا ببریم، باید به خودمان اعتماد کنیم و نباید اجازه بدهیم که این نوع اظهارنظرهای بسیار متغیر، متناقض و ضدونقیض باعث شود که در رفتار خودمان نسبت به همدیگر یا در شیوه فکری‌مان درباره موضوع مذاکرات یا در رابطه با اصل دشمنی آمریکا اخلالی ایجاد شود.

گام بعدی در مذاکرات چه خواهد بود؟ آیا تیم‌های فنی وارد مرحله بعدی گفت‌وگوها خواهند شد یا روند دیگری در پیش گرفته می‌شود؟ همچنین موضوعی که برای مردم اهمیت زیادی دارد، مسئله دریافت غرامت و خسارات ناشی از جنگ است. آیا زمینه‌های لازم برای طرح این موضوع فراهم شده و قرار است درباره آن مذاکره شود؟ سازوکار دریافت این خسارت‌ها چگونه خواهد بود؟

ادامه مسیر مشخص است. برای ما زمان مهم است. ما تاکید داریم که باید بتوانیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن و نه لزوما در پایان بازه ۶۰ روزه، به نتیجه برسیم. این بستگی دارد به جدیت و رفتار طرف مقابل. ما هر ساعتی که بتوانیم تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه آمریکا را برداریم، برد کرده‌ایم. به همین دلیل هم ما تنها دو روز بعد از امضای یادداشت تفاهم در ۲۸ خرداد حاضر شدیم در نشست سوئیس شرکت کنیم، با این هدف که مطمئن شویم بندهای یادداشت تفاهم به مرحله اجرا درمی‌آیند. چون اجرایی شدن بندهای یادداشت تفاهم، زمینه‌ساز و لازمه شروع روند مذاکره برای توافق نهایی است. لذا ما به هر شیوه لازم حسن نیت خودمان را نشان دادیم.

در سطح فنی هم وارد شدیم. روز دوشنبه، یعنی تنها چند ساعت بعد از پایان مذاکرات سطح عالی، همکاران ما به ریاست آقای غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت خارجه، گفتگوهای فنی را شروع کردند. در مورد شکل‌دهی به چند کارگروه فنی تفاهم شده و این کارگروه‌ها باید کار خودشان را ادامه دهند. یکی از موضوعاتی که ما در این ۶۰ روز باید در موردش صحبت کنیم، همین موضوع است که اشاره کردیم: بحث غرامت، بازسازی و خسارات ناشی از جنگ؛ همان صندوق بازسازی که در بند ۶ متن یادداشت تفاهم صراحتا به آن اشاره شده. این موضوع پیچیده‌ای است و جزئیات دارد. در مورد جزئیات آن باید در این ۶۰ روز گفت‌وگو کنیم و نحوه دریافت مشخص شود.

میزان و نحوه دریافت آن هم مشخص است؟

میزانش در بند ۶ یادداشت تفاهم به صراحت ۳۰۰ میلیارد دلار اعلام شده است. در رابطه با نحوه تأمینش، نحوه هزینه‌کردش، این‌ها مواردی است که باید در هفته‌های آینده درباره آن گفت‌وگو شود.

سوالی که برای مردم مهم بود این است که علت سفر آقای قالیباف و آقای عراقچی به عمان بعد از سفر به سوئیس و سفر آقای پزشکیان به اسلام‌آباد چه هست؟ قرار است که این دیدارها تکمیل‌کننده دور قبلی مذاکرات باشد یا نه، و تسهیل‌کننده دور بعدی مذاکرات است؟

این سفرها را نباید صرفاً در چارچوب مذاکرات تعریف کرد. دیپلماسی ابعاد گسترده‌ای دارد و بخشی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر سیاست حسن همجواری و توسعه روابط با کشورهای همسایه است. پاکستان برای جمهوری اسلامی ایران کشوری بسیار مهم و نزدیک محسوب می‌شود و روابط دو کشور همواره روندی رو به رشد داشته است.

مناسبات میان دو کشور گسترده و مهم است. البته پاکستان در ماه‌های اخیر، علاوه بر جایگاه همسایگی، نقش مهم دیگری نیز ایفا کرده و آن، کمک به روند برقراری آتش‌بس و همچنین تسهیل شکل‌گیری یادداشت تفاهم مربوط به پایان جنگ بوده است. این موضوع برای جمهوری اسلامی ایران ارزشمند است.

با این حال، سفر مقامات ایرانی به پاکستان صرفاً به موضوع جنگ یا مذاکرات محدود نمی‌شود و حوزه‌هایی مانند همکاری‌های اقتصادی، تجاری و توسعه روابط دوجانبه نیز در دستور کار قرار دارد. سفر آقای قالیباف به عمان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. روابط جمهوری اسلامی ایران و عمان همواره روابطی ممتاز و مبتنی بر اعتماد متقابل بوده است.

این روابط سابقه‌ای طولانی دارد و همواره به‌عنوان الگویی موفق در منطقه شناخته شده است. منطقه خلیج فارس برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت بسیار زیادی دارد و ما مصمم هستیم در تعامل با کشورهای منطقه، از تجربه تلخ جنگ و تنش‌های اخیر برای ساختن آینده‌ای مبتنی بر اعتماد متقابل و امنیت جمعی استفاده کنیم.

البته از رفتار برخی کشورهای منطقه نیز ناراضی هستیم و گلایه‌های جدی داریم. همکاری یا همراهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه یک کشور اسلامی منطقه، موضوعی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن عبور کرد. با این حال، واقعیت این است که ما همسایگان دائمی یکدیگر هستیم؛ کشورهایی با تاریخ، فرهنگ، دین و منافع مشترک. به همین دلیل، همه کشورهای منطقه باید برای ایجاد چشم‌اندازی روشن‌تر و امن‌تر برای آینده منطقه تلاش کنند.

خبرگزاری آناتولی به نقل از نخست‌وزیر پاکستان، آقای شهباز شریف، مطلبی منتشر کرد که البته اندکی بعد حذف شد. در آن خبر ادعا شده بود که تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران قرار است درباره مسائل موشکی نیز وارد مذاکره شود. آیا این خبر صحت دارد؟

من نیز آن خبر را مشاهده کردم و همان‌طور که اشاره کردید، اندکی بعد حذف شد. برداشت من این است که احتمالا اشتباهی در ترجمه رخ داده است؛ زیرا ظاهرا آقای شهباز شریف در پارلمان پاکستان به زبان اردو صحبت کرده بودند. ما این فرض را می‌پذیریم که خطایی در ترجمه صورت گرفته است؛ چرا که مقام‌های پاکستانی بهتر از هر طرف دیگری می‌دانند که موضوع موشکی جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه موضوع مذاکره با هیچ طرفی نبوده و نخواهد بود.

ما این موضوع را بارها مورد تاکید قرار داده‌ایم. اتفاقا در متن یادداشت تفاهم نیز تصریح شده است که مذاکرات مربوط به توافق نهایی منحصرا درباره موضوعات مشخصی انجام خواهد شد و این موضوعات نیز کاملاً روشن هستند؛ یعنی پرونده هسته‌ای و رفع تحریم‌ها.

یعنی اساسا چنین نقل‌قولی از سوی آقای شهباز شریف مطرح نشده بود؟

برداشت من این است که اشتباهی در ترجمه رخ داده بود و به همین دلیل نیز خبر منتشرشده توسط خبرگزاری آناتولی به سرعت حذف شد.

بسیاری از مردم معتقدند که مسئولان آمریکایی و همچنین مقامات رژیم صهیونیستی در شهادت فرماندهان و رهبران کشور ما نقش داشته‌اند و طبیعتاً مطالبه افکار عمومی، پیگیری این موضوع است. در سایه روند مذاکرات، سرنوشت این مطالبه چه خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران چگونه این موضوع را دنبال خواهد کرد؟

دامنه شمول یادداشت تفاهم و موضوعاتی که در آن مورد اشاره قرار گرفته، کاملا روشن است. هدف این یادداشت تفاهم، پایان دادن به جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین توقف درگیری‌ها در لبنان بوده است.

در ادامه نیز مجموعه‌ای از موضوعات مورد نظر طرفین در آن گنجانده شده و ما مصمم هستیم که برای اجرای بند به بند این یادداشت تفاهم تلاش کنیم. اما موضوعات دیگری نیز وجود دارد که اساساً در چارچوب این یادداشت تفاهم قرار نمی‌گیرند. از جمله این موضوعات، پیگیری اجرای عدالت و مطالبه پاسخگویی از کسانی است که مرتکب جنایت شده‌اند، به کشور ما آسیب زده‌اند و جان شهروندان و مسئولان ایرانی را گرفته‌اند.

مطالبه عدالت، مطالبه‌ای دائمی خواهد بود و جمهوری اسلامی ایران از تمامی ابزارهای موجود برای جلوگیری از تضییع حقوق قربانیان استفاده خواهد کرد. وزارت امور خارجه از نخستین روزهای وقوع این حوادث، تلاش کرده است سهم خود را در مستندسازی این اقدامات ایفا کند.

در جریان جنگ خردادماه ۱۴۰۵، صدها صفحه سند در سطوح مختلف بین‌المللی ثبت و تهیه شد و از ظرفیت نهادهای بین‌المللی برای ثبت و پیگیری این موضوعات استفاده شد. مستندسازی، مقدمه هر اقدام حقوقی و قضایی است. هر اقدام قضایی، چه در محاکم داخلی و چه در دادگاه‌های بین‌المللی، نیازمند اسناد و مدارک کافی است و به همین دلیل، این روند همچنان ادامه دارد.

بسیاری از شواهد و مدارک ممکن است ماه‌ها پس از وقوع حوادث آشکار شوند و به همین دلیل، فرآیند جمع‌آوری مستندات یک روند مستمر است. بخش قابل توجهی از این مستندات جمع‌آوری شده و بخش دیگری نیز در حال تکمیل است. این اقدامات با همکاری نهادهای مختلف از جمله وزارت کشور، جمعیت هلال احمر، نهادهای نظامی و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط انجام می‌شود.

بخشی از این مستندات منتشر شده و بخش دیگری نیز در آینده منتشر خواهد شد. پیگیری حقوقی و بین‌المللی این پرونده‌ها یکی از اولویت‌های دستگاه دیپلماسی کشور است. همزمان، در داخل کشور نیز برای این پرونده‌ها در محاکم داخلی روند قضایی تعریف خواهد شد؛ چرا که این اقدامات در قلمرو جمهوری اسلامی ایران رخ داده‌اند و طبق قوانین کشور، باید مورد رسیدگی قضایی قرار گیرند. در عرصه بین‌المللی نیز جمهوری اسلامی ایران از هیچ تلاشی برای مستندسازی، طرح دعاوی و پیگیری اجرای عدالت فروگذار نخواهد کرد.

وقت برنامه به اتمام رسیده. اگر جمع‌بندی دارید بفرمایید.

از فرصتی که در اختیار بنده قرار دادید تشکر می‌کنم. من معتقدم آنچه مردم ایران در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در طول آن ۴۰ روز از خود نشان دادند، رویدادی است که شاید امروز هنوز ابعاد واقعی آن را درک نکرده باشیم؛ زیرا همچنان در دل آن وقایع قرار داریم و برای قضاوت دقیق‌تر، گذر زمان ضروری است.

آنچه رخ داد، از منظر تاریخی و اجتماعی قابل توجه است. اینکه کشوری که دهه‌ها تحت فشار تحریم‌های شدید قرار داشته و همزمان با چالش‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه بوده است، توانسته انسجام و ایستادگی خود را حفظ کند، موضوعی است که در آینده بیشتر مورد مطالعه و تحلیل قرار خواهد گرفت. در عین حال، باید هوشیار باشیم. ما همچنان در میانه یک روند قرار داریم و لازم است تجربه‌های گذشته را همواره مدنظر داشته باشیم. واقع‌بینی، احتیاط و توجه به سوابق رفتاری طرف‌های مقابل، بخشی جدایی‌ناپذیر از مسیر پیش رو است.

همان‌طور که در عرصه‌های مختلف از منافع و امنیت کشور دفاع شده است، در حوزه دیپلماسی نیز باید با همان جدیت، دقت و انسجام عمل شود. همزمان باید به این واقعیت توجه داشت که سابقه رفتار طرف مقابل، از جمله نقض تعهدات و بدعهدی‌ها، موضوعی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. از این رو، در کنار پیگیری دیپلماسی و تعامل، حفظ آمادگی و هوشیاری نیز ضروری است. تداوم این مسیر نیازمند بهره‌گیری از پشتوانه مردمی، انسجام ملی و استفاده از تجربه‌های ارزشمند سال‌های گذشته خواهد بود.


Source link

درباره ی ایده روز آنلاین

مطلب پیشنهادی

اسموتریچ: اسرائیل باید به‌ تنهایی علیه موشک‌های ایرانی اقدام کند

به گزارش ایده روز آنلاین، «بتزالل اسموتریچ» وزیر دارایی رژیم صهیونیستی جمهوری اسلامی ایران را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *