دوشنبه , 15 تیر 1405 - 11:13 بعد از ظهر

بغداد؛ از پایتخت جنگ با ایران تا پایتخت بدرقه رهبر ایران


به گزارش ایده روز آنلاین، ‌بهنام صدقی،‌ روزنامه‌نگار: اگر کسی در آن روزگار، در خیابان‌های تهران یا سنگرهای شلمچه، پیش‌بینی می‌کرد که روزی بغداد، پایتخت همین عراق، برای تشییع جانشین امام تعطیل می‌شود، او را خیال‌پرداز می‌خواندند. اما امروز، دقیقا همان «خیال محض» محقق شده است و این تحقق، نه یک تصادف تاریخی، که یک «دگرگونی پارادایمیک» در نظم سیاسی-امنیتی غرب آسیاست.

این چرخش ۱۸۰ درجه‌ای را باید از منظر «وارونگی قدرت» تحلیل کرد. صدام، در ۱۹۸۰، با دو هدف به ایران حمله کرد. اول، فروپاشی سریع ارتش ایران و فتح خوزستان. دوم، تبدیل شدن به رهبر بلامنازع جهان عرب. او برای این کار، تمام حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی شرق و غرب را داشت. اما نتیجه چه شد؟ هشت سال بعد، خوزستان سقوط نکرد، بلکه فاو و شلمچه نیز از دستش رفت. ۳۵ سال بعد، خود صدام در چوبه دار مرد و ۳۸ سال بعد، بغداد، نه با تانک‌های ایرانی، که با اراده مردم و دولت عراق، برای تشییع رهبر ایران تعطیل شد. این یعنی «پیروزی تاریخی»، نه از جنس اشغال نظامی، که از جنس «تسلط گفتمانی». ایران، صدام را شکست نداد که جایش بنشیند. ایران، منطق صدام را شکست. منطقی که می‌گفت «عرب باید ارباب باشد و فارس، برده». امروز، عرب و فارس، در کنار هم، بر تابوت رهبر شهید ایران می‌گریند.

این تحول، یک مثال عینی از نظریه «قدرت نرم» جوزف نای است، اما با یک تصحیح بنیادی. نای می‌گوید قدرت نرم یعنی «جذابیت»، اما جذابیت ایران برای عراقی‌ها از کجا آمد؟ از موشک‌هایش؟ از پولش؟ خیر. از «فداکاری» آمد. وقتی داعش به دروازه‌های بغداد رسید، این ایران بود که نیروی قدس و مستشارانش را فرستاد، نه آمریکا. این سردار سلیمانی بود که با عکس‌هایش در کنار نیروهای عراقی، به نماد نجات بدل شد، نه ژنرال‌های پنتاگون. این فداکاری، ایران را از یک «دشمن تاریخی» به یک «برادر خونی» تبدیل کرد. حالا، برادر، برای برادرش عزاداری می‌کند. این گذار از «دشمنی» به «برادری»، نه با زور، که با «خون مشترک» ممکن شد. خونی که در فلوجه و موصل و سامرا ریخته شد. این یعنی قدرت نرم ایران، ریشه در «قدرت سخت فداکارانه» دارد.

نکته ظریف‌تر، «زمان‌بندی الهیاتی» این تحول است. درست در روزی که آقای شهید به مقام رهبری رسید، صدام، دشمن شماره یک بود. گویی تاریخ، یک «آزمون» برای او طراحی کرده بود: «تو در برابر دشمنی ایستاده‌ای که تمام جهان از او حمایت می‌کنند. اما صبر کن. زمان، با توست.» این صبر، ۳۸ سال طول کشید. ۳۸ سال، ایران نه با عجله، که با «تدبیر زمان‌مند»، منتظر ماند تا میوه درخت مقاومت برسد و اینک، این میوه چنان رسیده که بغداد، نه فقط تعطیل می‌شود، که مقاماتش در صف عزاداران می‌ایستند. این یعنی زمان، در گفتمان مقاومت، یک «سرمایه» است، نه یک هزینه. آنها برای نابودی ایران عجله داشتند. ما برای تحقق وعده الهی صبر کردیم و صبر، همیشه پیروز است.

این پدیده، یک درس بزرگ برای امروز ما نیز دارد. همان طور که در ۱۳۶۸، تعطیلی بغداد برای رهبر ایران «محال» به نظر می‌رسید، شاید امروز نیز برخی تحولات آینده برایمان «محال» جلوه کند. آیا روزی واشنگتن به احترام ایران تعطیل می‌شود؟ آیا روزی کاخ سفید، پرچم تسلیم در برابر اراده ملت‌ها را بالا می‌برد؟ منطق خطی تاریخ لیبرالی می‌گوید: «نه، هرگز.» اما منطق «قدرت رو به جلو»ی جمهوری اسلامی می‌گوید: «همان‌طور که بغداد تعطیل شد.» این منطق، بر پایه یک سنت الهی استوار است: «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا». باطل، محکوم به نابودی است، هرچند امروز در اوج قدرت مادی باشد. صدام، با آن همه حامی، باطل بود و نابود شد. ترامپ نیز، با آن همه لاف، باطل است. امروز، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ۶۴ درصد آمریکایی‌ها عملکرد او را تأیید نمی‌کنند. این یعنی باطل، حتی در خانه خودش نیز در حال فروپاشی است.

پس این تعطیلی بغداد، یک پایان خوش برای یک فیلم نیست. یک «پیش‌نمایش» از فردای تاریخ است. فردایی که در آن، تمام معادلات جعلی فرو می‌ریزند. صدام، نماد «نظام سلطه عربی-غربی» بود. ترامپ، نماد «نظام سلطه جهانی» است. اولی با چوبه دار از بین رفت. دومی با رأی مردمش و انزوای بین‌المللی، در حال فروپاشی است. ایران، در این میانه، نه با کودتا، نه با ترور، که با ایستادگی، در حال فتح قله‌های جدید است. قله‌هایی که ۳۰ یا ۴۰ سال بعد، شاید ما هم به آنها بنگریم و بگوییم: «آن روزها هم کسی باور نمی‌کرد.» اما آنها که تاریخ را از منظر «اراده الهی» می‌خوانند، می‌دانند که این، تازه اول راه است.


Source link

درباره ی ایده روز آنلاین

مطلب پیشنهادی

ببینید | ادعای تکراری ترامپ: آنها به شدت می‌خواهند توافق کنند

ترامپ در باره توافق با ایران ادعا کرد: آنها به شدت می‌خواهند توافق کنند.باید توافق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *