ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: یک رسانه آمریکایی نوشت موفقیت سریع واشنگتن در تغییر حکومت ونزوئلا، ترامپ را به این تصور رساند که میتواند همان الگو را در ایران نیز تکرار کند؛ محاسبهای که به گفته این رسانه، به بنبست انجامید.
رسانه آمریکایی وکس در تحلیلی با اشاره به شباهتهای قابل توجه میان ایران و ونزوئلا نوشت: هر ۲ زمانی روابط نزدیکی با روسیه و چین داشتهاند؛ هر ۲ اقتصادهایی نفتمحور و حکومتهایی اقتدارگرا با ایدئولوژی ضدآمریکایی دارند؛ هر ۲ به حمایت از گروههای مسلح خارجی متهم شدهاند؛ سابقه انتخابات مناقشهبرانگیز دارند؛ جمعیت قابل توجهی از مخالفان آنها در آمریکا زندگی میکنند و سالهاست تحت تحریمهای واشنگتن قرار دارند.
اما به اعتقاد نویسنده، شباهتها همینجا پایان مییابد.
گزیدههایی از این تحلیل را میخوانید:
نخستین تفاوت، توان نظامی است. مجموع نیروهای مسلح ایران حدود ۳ برابر ونزوئلاست و از تجهیزات بسیار پیشرفتهتری، بهویژه در حوزه موشکی و پهپادی، برخوردار است؛ توانمندیهایی که طی ماههای اخیر معادلات امنیتی منطقه را بهشدت تحت تاثیر قرار دادهاند. علاوه بر این، فرماندهان ارشد ایران محصول جنگ ایران و عراق هستند و دههها تجربه رویارویی غیرمستقیم با آمریکا و اسرائیل را در کارنامه دارند؛ در حالی که ونزوئلا در دوران معاصر هیچ جنگ بیندولتی مهمی را تجربه نکرده است. حتی مادورو برای حفاظت شخصی خود به نیروهای کوبایی متکی بود.
عامل مهم دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران است. قرار گرفتن در مجاورت تنگه هرمز به تهران این امکان را میدهد که با ایجاد اختلال در یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی و آمریکا تحمیل کند. ونزوئلا اگرچه بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، اما چنین اهرم ژئوپلیتیکی ندارد.
به نوشته نویسنده، ایران همچنین قادر بوده است از طریق توان موشکی خود و شبکه گروههای همپیمانش، متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس را هدف قرار دهد. در مقابل، برخلاف ادعاهای ترامپ درباره نفوذ دولت مادورو بر باندهای تبهکار یا استفاده از مهاجرت به عنوان سلاح، ونزوئلا اساسا ابزار مشابهی برای اعمال فشار بر آمریکا در اختیار نداشت.
تفاوت دیگر، سابقه روابط ۲ کشور با واشنگتن است. حتی در اوج تنشها، آمریکا و ونزوئلا ارتباطات خود را کاملا قطع نکردند. گفتوگوهایی درباره انرژی و تبادل زندانیان ادامه داشت و شرکت نفتی «شورون» همچنان در ونزوئلا فعالیت میکرد. دلسی رودریگز نیز برای مقامهای آمریکایی چهرهای شناختهشده بود و پیشتر در مذاکرات با دولتهای بایدن و ترامپ حضور داشت.
اما شاید مهمترین تفاوت، ماهیت ایدئولوژیک حکومتها باشد. به گفته کریس ساباتینی، مدیر برنامه آمریکای لاتین در اندیشکده چتمهاوس، حکومت ونزوئلا اگرچه همچنان از آرمانهای بولیواری هوگو چاوز سخن میگوید، اما در عمل به «نوعی سرمایهداری رفاقتی افراطی با ظاهری از بازتوزیع درآمدهای نفتی» تبدیل شده است. بسیاری از مقامهای ارشد غیرنظامی و نظامی این کشور منافع اقتصادی گستردهای در صنایع نفت، معدن طلا و حتی قاچاق مواد مخدر دارند و در نهایت، حفظ این منافع برای آنها مهمتر از دفاع از آرمانهای انقلاب بود.
برخی گزارشها نیز حاکی از آن است که دلسی رودریگز پیش از بازداشت مادورو، در تماس مستقیم با مقامهای آمریکایی قرار داشته و همکاری خود را با آنها تضمین کرده بود؛ موضوعی که اگر درست باشد، عملیات آمریکا را بیش از آنکه به یک حمله برای تغییر حکومت شبیه کند، به کودتایی با حمایت واشنگتن نزدیک میکند. حتی دیوسدادو کابیو، یکی از سرسختترین چهرههای جریان چاویسم، نیز پس از تغییر قدرت با دولت جدید همکاری کرده است.
در مقابل، نویسنده معتقد است حکومت ایران ساختاری منسجمتر، منضبطتر و وفادارتر به ایدئولوژی انقلاب ۱۹۷۹ دارد. رهبران جمهوری اسلامی سالها برای سناریوی حمله خارجی برنامهریزی کرده و سازوکار جانشینی را از پیش طراحی کرده بودند. به همین دلیل نیز، به نوشته مقاله، هیچ گزینه قابل اتکایی برای ایفای نقش یک «دلسی ایرانی» وجود نداشت.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
