تینا مزدکی_پلنگهای برفی از دشوارترین حیوانات جهان برای شمارش هستند. این جانوران در ارتفاعات بیش از ۳ هزار متر و در برخی از صعبالعبورترین مناطق زمین زندگی میکنند. پلنگ برفی حیوانی منزوی و شبفعال است و پوشش بدنش بهاندازهای با محیط اطراف سازگار شده که در زبان رایج منطقه لداخ، نام آن تقریباً به معنای «شبح کوهستان» است.
قلمرو زندگی هر پلنگ برفی میتواند صدها کیلومتر مربع وسعت داشته باشد. به همین دلیل، یک پژوهشگر که تنها یک هفته در یک دره جستوجو کند، ممکن است بهراحتی هیچکدام از پلنگهایی را که در آن منطقه زندگی میکنند مشاهده نکند.
همین دشواری باعث شده بود در حدود ۵۰ سال نخست توجه جدی به حفاظت از این گونه، ارقام مربوط به جمعیت پلنگهای برفی پاکستان عمدتاً بر پایه برونیابی از بررسیهای کوچک و محدود، پرسشنامههایی که در اختیار سران روستاها قرار میگرفت و قضاوت تعداد اندکی از زیستشناسانی باشد که تجربه حضور در زیستگاه این حیوانات را داشتند.
تخمینهای قدیمی بیشتر حدسهای کارشناسی بودند
بر اساس مطالعهای که در سال ۲۰۲۶ انجام شده، برآوردهای قبلی جمعیت پلنگ برفی در پاکستان دامنه گستردهای داشتند. در یک بررسی در سال ۱۹۷۲، جمعیت این حیوانات حدود ۱۰۰ قلاده تخمین زده شد. جورج شالر در ارزیابی سال ۱۹۷۶ این رقم را حدود ۲۵۰ قلاده اعلام کرد. در یک بررسی در سال ۱۹۹۷ نیز جمعیت حدود ۴۰۰ قلاده تخمین زده شد؛ هرچند در آن مطالعه مشخص نشده بود که این عدد بر اساس چه محدودهای به کل جمعیت تعمیم داده شده است.
در سال ۲۰۰۳ نیز یک بررسی مبتنی بر پرسشنامه که حدود ۳ هزار کیلومتر مربع را پوشش میداد، جمعیت پلنگهای برفی پاکستان را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ قلاده برآورد کرد.
با این حال، هیچیک از این مطالعات بیش از ۵ درصد از کل محدوده زیست پلنگ برفی در پاکستان را پوشش نمیدادند. در نهایت، حتی پژوهشگران این مطالعات نیز پذیرفتند که ارقام ارائهشده بیشتر «حدسهای آگاهانه» بودهاند تا شمارش واقعی.
شمارش واقعی چگونه انجام شد؟
پژوهشی که در نهایت به ارائه یک رقم مبتنی بر دادههای واقعی منجر شد، از سال ۲۰۱۰ آغاز شد. تیمی از بنیاد پلنگ برفی پاکستان، بهصورت نظاممند در محدوده واقعی زیست این حیوان در شمال پاکستان دوربینهای تلهای نصب کرد.
این کار به دلیل دشواریهای جغرافیایی و پراکندگی کم حیوانات، فرایندی طولانی بود. دوربینها باید با پای پیاده به درههای بسیار دورافتاده منتقل میشدند. انتخاب محل نصب نیز به دانش دقیق درباره نشانههای حضور پلنگ برفی، از جمله ردپا، محلهای علامتگذاری با بو، خراشها و نشانههای فعالیت طعمهها نیاز داشت.
باتریها و کارتهای حافظه دوربینها نیز باید زمستانهای بسیار سرد منطقه را تحمل میکردند؛ زمستانهایی که دمای هوا در آنها بهطور معمول به کمتر از منفی ۲۰ درجه سانتیگراد میرسد.
از سوی دیگر، لازم بود بخش کافی از کل محدوده زیست پلنگهای برفی بررسی شود تا بتوان دادههای بهدستآمده را با استفاده از روشهای آماری معتبر به کل پاکستان تعمیم داد.
تا سال ۲۰۱۹، این تیم ۸۲۸ دوربین مجهز به حسگر حرکتی را در ۳۹ درصد از زیستگاه پلنگهای برفی پاکستان مستقر کرده بود. مجموع زمان فعالیت این دوربینها به ۲۶ هزار و ۵۴۰ روز رسید که بهطور میانگین برای هر دوربین حدود یک ماه بود.
دوربینها در نهایت ۴ هزار و ۷۱۲ تصویر از پلنگهای برفی را از ۶۵ موقعیت مختلف ثبت کردند.
از آنجا که الگوهای پوشش بدن پلنگهای برفی منحصربهفرد است، میتوان حیوانات مختلف را از روی تصاویر از یکدیگر تشخیص داد؛ مشابه روشی که برای شناسایی تکتک ببرها از روی الگوی بدن آنها استفاده میشود.
بررسی مستقل تصاویر نشان داد که در مجموع ۵۳ پلنگ برفی منحصربهفرد در سراسر محدوده مورد مطالعه ثبت شدهاند. بیش از نیمی از این حیوانات تنها یک بار در مقابل دوربینها ظاهر شدند. دو پلنگ نیز بهترتیب ۱۰ و ۱۷ بار ثبت شدند و در مجموع حدود یکچهارم تمام موارد مشاهده مجدد در مجموعه داده را به خود اختصاص دادند.
برآورد جمعیت: تنها ۱۵۵ پلنگ برفی در پاکستان
پژوهشگران دادههای مربوط به تاریخچه ثبت هر حیوان را وارد یک مدل آماری موسوم به «ثبت مجدد مکانی» کردند؛ روشی استاندارد برای تخمین اندازه جمعیت از طریق شناسایی ناقص حیوانات در تصاویر دوربینهای تلهای.
نتیجه این مدل، جمعیت کل پلنگهای برفی پاکستان را حدود ۱۵۵ قلاده نشان داد. میانگین تراکم نیز حدود ۰٫۱۶ حیوان در هر ۱۰۰ کیلومتر مربع محاسبه شد.
تراکم بالاتر پلنگهای برفی در نزدیکی یخچالهای طبیعی و داخل مناطق حفاظتشده مشاهده شد. منطقه کوهستانی قراقروم-پامیر بزرگترین جمعیت منفرد پلنگهای برفی را در خود جای داده بود و پس از آن مناطق هندوکش و رشتهکوههای هیمالیا قرار داشتند.
چرا پژوهشگران به یک روش دوم نیاز داشتند؟
پژوهشگران میتوانستند در همین مرحله کار را متوقف کنند، اما همزمان با دوربینگذاری، یک بررسی مستقل دیگر نیز با استفاده از روشهای ژنتیکی انجام دادند.
از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، تیمهای میدانی در مسیرهای مشخصی در ارتفاعات بالا حرکت کردند و بیش از هزار نمونه مشکوک به مدفوع پلنگ برفی را جمعآوری کردند.
بررسی DNA در آزمایشگاه نشان داد که ۲۳۵ نمونه واقعاً متعلق به پلنگهای برفی بودهاند و نه سایر گوشتخواران ارتفاعات بالا مانند سیاهگوش هیمالیایی، گرگ یا روباه.
پژوهشگران با استفاده از یک پنل ژنتیکی ویژه مبتنی بر «پلیمورفیسمهای تکنوکلئوتیدی» یا SNPها ــ تغییرات کوچک در نقاط مشخصی از ژنوم پلنگ برفی ــ توانستند تنها از طریق مواد ژنتیکی موجود در نمونهها، ۵۶ پلنگ برفی منحصربهفرد را شناسایی کنند.
سپس تاریخچه شناسایی این حیوانات در نمونههای ژنتیکی نیز با استفاده از یک مدل آماری مستقل بررسی شد.
نتیجه این بررسی، برآورد دوم از جمعیت پلنگهای برفی پاکستان بود: ۱۶۷ قلاده، با دامنه اطمینان ۹۵ درصدی بین ۱۲۸ تا ۲۲۰ قلاده.
این عدد، با وجود تفاوت جزئی، از نظر آماری با برآورد ۱۵۵ قلادهای حاصل از دوربینهای تلهای همخوانی داشت.
دو روش مستقل، یک نتیجه تقریباً یکسان
نکتهای که این مطالعه را از ارزیابیهای پیشین متمایز میکند، همگرایی نتایج دو روش مستقل است.
دو مجموعه شواهد کاملاً متفاوت، با استفاده از تکنیکهای جداگانه و روی بخشهایی متفاوت از محدوده زیست پلنگ برفی و در دورههایی که کاملاً یکسان نبودند، تقریباً به یک نتیجه رسیدند. اختلاف دو برآورد حدود ۱۰ درصد بود.
این نوع تطابق در بومشناسی آماری بهعنوان «مثلثسازی روششناختی» شناخته میشود و میتواند یک عدد احتمالی را به یک خط مبنای قابل استفاده برای برنامههای حفاظتی تبدیل کند.
اکنون برای نخستین بار، نهادهای حفاظت از حیات وحش پاکستان به یک برآورد علمی و مبتنی بر روشهای آماری دسترسی دارند که میتوانند در سالهای آینده از آن برای بررسی افزایش، کاهش یا ثبات جمعیت پلنگهای برفی استفاده کنند.
جمعیت پلنگهای برفی احتمالاً بسیار کمتر از تصور گذشته است
عدد نهایی، بسته به اینکه کدام روش وزن بیشتری دریافت کند، بین ۱۵۵ تا ۱۶۷ قلاده قرار میگیرد؛ رقمی که بهمراتب کمتر از تخمینهای رایجی است که طی نیمقرن گذشته در برخی گزارشهای مربوط به حیات وحش پاکستان و گزارشهای بینالمللی حفاظت از این گونه مطرح شده بود.
این رقم اندکی بیشتر از تخمین ۱۰۰ قلادهای سال ۱۹۷۲ است، اما فاصله بسیار بیشتری با برآوردهای ۴۰۰ قلادهای دارد که در دهههای اخیر بارها مطرح شده بودند.
این مسئله میتواند دو توضیح داشته باشد: یا جمعیت پلنگهای برفی پاکستان در این مدت به میزان قابلتوجهی کاهش یافته است، یا ــ همانطور که تحلیل پژوهشگران نشان میدهد ــ برآوردهای قبلی بیش از حد بالا بودهاند.
احتمال دوم میتواند ناشی از آن باشد که مطالعات قبلی نمونههای کوچکی از زیستگاههایی با تراکم بالاتر پلنگ برفی را بررسی کرده و سپس نتایج را به مناطق بسیار وسیعتری تعمیم داده بودند؛ بدون آنکه مناطق گستردهای از زیستگاه این حیوان را که تراکم پلنگ در آنها بسیار پایینتر است، در نظر بگیرند.
قراقروم-پامیر در اولویت حفاظت قرار میگیرد
در هر دو حالت، نتیجه عملی روشن است؛ پاکستان پلنگهای برفی کمتری نسبت به آنچه جامعه حفاظت از حیات وحش تصور میکرد، دارد.
منطقه قراقروم-پامیر که بخش عمده جمعیت این حیوانات در آن زندگی میکند، اکنون بهعنوان یک منطقه مشخص و قابل شناسایی برای حفاظت هدفمند مطرح است.
حفاظت از گونههای طعمهای مانند مارخور، بز کوهی هیمالیایی و گوسفند آبی نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پلنگهای برفی برای تأمین غذای خود به این حیوانات وابستهاند. بنابراین باید از جمعیت این گونهها در درههایی که مدلسازی تراکم، آنها را بهعنوان زیستگاههای اصلی پلنگ برفی شناسایی کرده است، حفاظت شود.
تغییرات اقلیمی نیز باید در این معادله مورد توجه قرار گیرد. تغییر الگوی یخچالهای طبیعی و جابهجایی زیستگاه گونههای طعمه میتواند محدوده زندگی پلنگهای برفی را تغییر دهد و لازم است این تحولات با استفاده از خط مبنای جدید جمعیتی که این مطالعه ایجاد کرده است، رصد شود.
از سوی دیگر، این روش میتواند الگویی برای مطالعات آینده در پاکستان و ۱۱ کشور دیگر که پلنگ برفی در آنها زیست میکند، باشد؛ یعنی بهجای اتکا به پرسشنامهها و ارزیابیهای کارشناسی، از روشهای نظاممند دوربینگذاری و تحلیل ژنتیکی استفاده شود.
در نهایت، دادههای بهدستآمده تصویر چندان امیدوارکنندهای ارائه نمیکنند. «شبح کوهستان» که طی ۱۶ سال گذشته در مناطق شمالی پاکستان بهطور گسترده مورد بررسی قرار گرفته، ظاهراً بسیار کمیابتر از چیزی است که بسیاری از برآوردهای قرن بیستم نشان میدادند.
اکنون برنامههای حفاظت از حیات وحش پاکستان باید بر اساس همین جمعیت جدید برنامهریزی شوند؛ جمعیتی که بر مبنای شواهد میدانی و دو روش مستقل، حدود ۱۵۵ تا ۱۶۷ قلاده برآورد شده است.
بر اساس شواهد اولیه این مطالعه، این نخستین بار در تاریخ تحقیقات مربوط به پلنگ برفی در پاکستان است که عددی برای جمعیت این گونه ارائه شده که صرفاً یک حدس یا برآورد مبتنی بر نظر کارشناسی نیست، بلکه بر پایه دادههای گسترده میدانی و تحلیلهای آماری و ژنتیکی مستقل به دست آمده است.
منبع: Spacedaily
۲۲۷۳۲۳
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین



