ایده روز آنلاین– یک خاطره درباره ابراهیم رئیسی، این بار نه از جلسهای سیاسی یا تصمیمی در سطح دولت، بلکه از راهروی اداره ثبت احوال مشهد، به موضوع بحث کاربران ایده روز آنلاین تبدیل شده است. ماجرا به روایتی بازمیگردد که روزنامه جوان منتشر کرده و در آن، فردی از تلاش خود برای انتخاب نام «مسیحا» برای فرزندش گفته است؛ تلاشی که به گفته راوی، به نتیجه نرسیده بود و سرانجام با دیدن رئیسی و طرح موضوع با او، مسیر دیگری پیدا کرد.
راوی میگوید در آن زمان رئیسی مسئولیت قضایی داشت و پس از شنیدن گلایه او، همراهش به اداره ثبت احوال مشهد رفت. بنا بر این روایت، رئیسی از مسئول اداره خواست پایین بیاید و در حضور او درباره علت ثبت نشدن این نام توضیح دهد و در نهایت دستور داد نام «مسیحا» برای کودک ثبت شود.
همین روایت کوتاه اما برای کاربران، فقط یک خاطره ساده از یک مقام سیاسی نبود. چهار نظر منتشرشده در صفحه ایده روز آنلاین نشان میدهد که کاربران از دو زاویه اصلی به ماجرا نگاه کردهاند؛ گروهی آن را نشانه پیگیری مستقیم و ارتباط با مردم دانستهاند و گروهی دیگر، پرسش خود را متوجه اصل ماجرای اداری کردهاند: اگر این نام ممنوع یا غیرقانونی بوده، چرا با ورود یک مقام امکان ثبت آن فراهم شده است؟
«مردمداری»؛ روایتی که برای برخی یادآور رئیسی است
بخشی از واکنشهای منتشرشده، اساساً وارد جزئیات اداری ماجرا نشده و خود خاطره را نشانهای از نوع مواجهه رئیسی با مردم دانستهاند. کاربری با نام «عباس ارزانی» در واکنش به این روایت نوشته است: «روحشان شاد، یکی از بزرگ مردان تاریخ ایران است. دلسوز و بیریا و کارآمد.»
کاربر دیگری با عنوان «مسلم» نیز با لحنی عاطفیتر نوشته است: «دم شما گرم… خداوند رحمت بیپایانش را نصیب این جوانمرد کند.» دیگری هم در نظری مشابه، ضمن طلب رحمت برای رئیسی، از او به عنوان فردی یاد کرده که به اعتقاد او، نمونه مشابهش دیگر پیدا نمیشود. این بخش از واکنشها نشان میدهد که برای این کاربران، اهمیت خاطره بیش از آنکه به مسئله ثبت یک نام مربوط باشد، به تصویری برمیگردد که از رئیسی در ذهن آنها باقی مانده است. در این نگاه، اینکه یک مقام مسئول شخصاً با یک شهروند همراه شده و برای حل یک مسئله اداری وارد عمل شده، به عنوان نشانهای از دسترسپذیری و پیگیری امور مردم خوانده میشود. در واقع، روایت مورد اشاره برای این گروه، یک نمونه کوچک و روزمره از تصویری بزرگتر است؛ تصویری که در آن، مسئول سیاسی صرفاً پشت میز نمیماند و برای حل مسئله یک شهروند، مستقیماً وارد میدان میشود.
«اگر غیرقانونی بود، چرا ثبت شد؟»؛ پرسش کاربران از خود ماجرا
اما همه واکنشها در همین چارچوب قرار نگرفته است. یکی از کاربران با نام علی، دقیقاً از زاویهای متفاوت به ماجرا نگاه کرده و نوشته است: «اگر این اسم غیر قانونی است پس چرا آقای رئیسی دستور انجام این کار را داده و اگر غیر قانونی نیست پس آن کارمند و مدیر باید توبیخ شوند.» این نظر، نقطه دیگری را در روایت برجسته میکند؛ مسئلهای که اساساً درباره شخصیت رئیسی نیست، بلکه درباره سازوکار قانونی نامگذاری و نحوه برخورد دستگاه اداری با درخواست شهروند است.
اهمیت این پرسش از آنجا ناشی میشود که در متن منتشرشده، گفته میشود خانواده برای انتخاب نام «مسیحا» با مانع مواجه شده بودند و پس از ورود رئیسی، نام مورد نظر به ثبت رسیده است. بنابراین یک ابهام طبیعی برای مخاطب شکل میگیرد: آیا مشکل از ممنوعیت قانونی نام بوده یا از تشخیص و تصمیم کارمند ثبت احوال؟ اگر ممنوعیتی وجود نداشته، چرا شهروند مجبور شده برای حل مسئله به یک مقام قضایی متوسل شود؟ و اگر ممنوعیتی وجود داشته، مبنای تغییر تصمیم چه بوده است؟
البته خود روایت منتشرشده به تنهایی پاسخ روشنی به این پرسشها نمیدهد و برای قضاوت درباره جزئیات اداری آن، باید مقررات مربوط به انتخاب نام و سوابق آن پرونده مشخص باشد. به همین دلیل، واکنش این کاربر را میتوان بیشتر یک مطالبه برای روشن شدن سازوکار ماجرا دانست تا لزوماً قضاوت درباره عملکرد شخص رئیسی.
از یک خاطره شخصی تا تصویری که از یک مسئول ساخته میشود
وجه دیگر ماجرا به جنس خود خاطره برمیگردد. این روایت، یک اتفاق شخصی را به تجربهای عمومیتر تبدیل میکند: شهروندی که برای انجام کاری در یک دستگاه اداری با مشکل مواجه شده و در نهایت به یک مقام ارشد مراجعه کرده است.
در روایت منتشرشده، حتی جزئیات احساسی ماجرا هم پررنگ است؛ راوی میگوید پیش از دیدن رئیسی از او خوشش نمیآمد اما چیزی او را به سمت رئیسی کشاند و پس از آنکه مشکلش حل شد، احساس خوشحالی زیادی داشت. همین جزئیات، خاطره را از یک خبر خشک اداری خارج میکند و به داستانی درباره تجربه شخصی یک شهروند تبدیل میکند.
کاربران موافق نیز دقیقاً همین بخش را برجسته کردهاند. آنها درباره قانونی بودن یا نبودن نام «مسیحا» بحث نکردهاند و بیشتر بر رفتار شخصی رئیسی تمرکز داشتهاند؛ اینکه یک مقام مسئول حاضر شده برای حل مسئله یک فرد، شخصاً پیگیری کند.
در اینجا تفاوت میان «روایت از یک رفتار» و «ارزیابی کارنامه یک سیاستمدار» اهمیت پیدا میکند. یک خاطره شخصی میتواند برای فردی نشانه مردمداری باشد، اما به تنهایی نمیتواند تصویری جامع از عملکرد یک مسئول در دوره مسئولیتش ارائه کند. در مقابل، برای کسی که تجربه مشابهی از بروکراسی داشته، همین اتفاق میتواند پرسش دیگری ایجاد کند: چرا حل یک مسئله ساده اداری باید به حضور یک مقام ارشد وابسته شود؟
وقتی یک خاطره، مسئله بزرگتر بروکراسی را یادآوری میکند
از همین زاویه، شاید مهمترین نکتهای که در واکنش کاربران میتوان دید، فراتر از موافقت یا مخالفت با رئیسی باشد. ماجرا به رابطه میان شهروند و دستگاه اداری بازمیگردد؛ رابطهای که در آن، مردم انتظار دارند قانون روشن باشد و اجرای آن نیز به شکل یکسان برای همه صورت بگیرد.
اگر نامی مجاز است، شهروند نباید برای ثبت آن به یک مقام ارشد متوسل شود. اگر نامی مجاز نیست، ورود یک مقام نباید به تنهایی مبنای تغییر مقررات باشد. بنابراین سؤال مطرحشده از سوی کاربر ایده روز آنلاین، حتی اگر فقط در قالب یک کامنت کوتاه بیان شده باشد، یک مسئله مهمتر را پیش میکشد: مرز میان «پیگیری مشکل مردم» و «حل شدن مشکل به واسطه جایگاه فردی مسئول».
از سوی دیگر، باید توجه داشت که در بسیاری از خاطرات مربوط به مسئولان سیاسی، آنچه برای مخاطب باقی میماند، نه جزئیات حقوقی و اداری، بلکه تجربه شخصی راوی است. برای همین هم ممکن است یک اتفاق واحد برای دو مخاطب، دو معنای کاملاً متفاوت داشته باشد؛ یکی آن را نشانه مسئولیتپذیری بداند و دیگری آن را نشانه ناکارآمدی سازوکار اداری تلقی کند.
کاربران چه تصویری از رئیسی را دنبال میکنند؟
چهار نظر منتشرشده زیر این مطلب، به لحاظ تعداد، نمونهای بسیار محدود هستند و نمیتوان از آنها درباره نظر عمومی جامعه نتیجهگیری کرد. با این حال، همین نظرات محدود نشان میدهد که خاطرات مربوط به رئیسی همچنان میتواند واکنشهای متفاوتی برانگیزد.
سه کاربر با لحنی مثبت و عاطفی از او یاد کردهاند و روایت را در امتداد تصویری قرار دادهاند که از رئیسی به عنوان فردی دلسوز، بیریا و پیگیر امور مردم در ذهن دارند. در مقابل، یک کاربر از زاویهای حقوقی و اداری به داستان نگاه کرده و پرسش مشخصی درباره قانونی بودن نام و نحوه تصمیمگیری ثبت احوال مطرح کرده است. (ایده روز آنلاین)
بنابراین حتی در میان همین تعداد محدود از نظرات، یک خاطره واحد میتواند دو خوانش متفاوت ایجاد کند: خوانشی که بر «رفتار فردی مسئول» تمرکز دارد و خوانشی که «قاعده و سازوکار اداری» را در مرکز توجه قرار میدهد.
یک خاطره، بیش از یک روایت
روایت ثبت نام «مسیحا» در نهایت بیشتر از آنکه درباره خود یک شناسنامه باشد، درباره تصویری است که هر مخاطب از مواجهه یک مسئول با یک شهروند دریافت میکند. برای گروهی از کاربران، حضور مستقیم رئیسی و پیگیری موضوع، خاطرهای مثبت و قابل توجه است؛ برای کاربری دیگر، همین ماجرا پرسشی درباره قانون و نحوه اجرای آن ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، نمیتوان صرفاً بر اساس چند نظر منتشرشده، نتیجه گرفت که کاربران ایده روز آنلاین در قبال این روایت یک موضع واحد دارند. آنچه روشن است، تفاوت زاویه نگاههاست؛ بخشی به وجه انسانی و شخصی خاطره توجه کردهاند و بخشی دیگر به این پرسش که اساساً چرا یک مسئله مربوط به ثبت نام باید با ورود یک مقام سیاسی حل شود.
۳۱۳۱
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
