به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین، الهه خسروی به نقل از گزارشی که توسط هوش مصنوعی تهیه شده اشاره می کند: این پرسشها بخشی از دنیای فکری یووال نوح هراری، تاریخنگار و نویسنده اسرائیلی، است؛ متفکری که تلاش کرده تاریخ بشر را از فاصلهای بسیار دور نگاه کند؛ از زمانی که انسان شکارچی و گردآورنده بود تا روزگاری که هوش مصنوعی میتواند به یکی از بازیگران اصلی جهان تبدیل شود.
یووال نوح هراری که بود؟
یووال نوح هراری در سال ۱۹۷۶ در اسرائیل متولد شد.او در مسیر دانشگاهی خود به مطالعه تاریخ جهان، تاریخ قرون وسطی و تاریخ نظامی در قرون وسطی پرداخت و در سال ۲۰۰۲ از دانشگاه آکسفورد دکترای تاریخ گرفتهراری پس از آن در دانشگاه عبری اورشلیم به تدریس و پژوهش پرداخت و تحقیقاتش را به پرسشهای گستردهتری درباره مسیر تاریخ، آینده انسان و پیامدهای فناوری گسترش داد.
حوزههای مورد علاقه او شامل موضوعاتی مانند موارد زیر است:
-
برچالشهای سهگانهٔ بقای بشریت
-
هوش مصنوعی و الگوریتمها: خطر از دست رفتن کنترل انسان بر فناوری، نابودی مشاغل و شکلگیری «طبقهٔ بلااستفاده»، ایجاد دیکتاتوریهای دیجیتال و حمله به مفهوم ارادهٔ آزاد انسان.
-
مهندسی زیستی و زیستفناوری: امکان بازطراحی حیات، اصلاح ژنتیکی انسان و خطر ایجاد شکاف بیولوژیکی (شکاف طبقهای جدید میان ابرانسانهای ارتقایافته و انسانهای معمولی).
-
تغییرات اقلیمی و فروپاشی محیطزیست: تهدید زیستکره که نیازمند همکاری فوری جهانی است، اما با تعصبات ملیگرایانه مانعتراشی میشود.
-
-
بحرانهای سیاسی، اجتماعی و روانی
-
زوال دموکراسی و عصر پساحقیقت: هک شدن ذهن انسانها از طریق دادههای بزرگ (Big Data)، اخبار جعلی و افول نهادهای دموکراتیک در برابر پاپولیسم.
-
بازگشت ملیگرایی افراطی: ناتوانی دولت-ملتهای سنتی در حل چالشهای فراملی (مانند تغییرات اقلیمی یا تنظیم گری هوش مصنوعی) و خطرات فروپاشی نظم بینالمللی.
-
بحران معنا و هویت: رویارویی انسان با سردرگمی وجودی، تنهایی عمیق و انزوا در عصری که ماشینها وظایف ذهنی و تحلیل اخلاقی او را بر عهده میگیرند.
-
-
تغییر بنیادین در روایتها و آموزش
-
دادهباوری (Dataism) به مثابه دین جدید: الگوریتمها به عنوان مرجع نهایی حقیقت و تصمیمگیری به جای خدا، احساسات انسانی یا عقلانیت سنتی.
-
ضرورت بازتعریف آموزش: لزوم یادگیری «انعطافپذیری ذهنی» و «هوای روانی متناسب» به جای حفظ اطلاعات، برای مواجهه با تغییرات مداوم و شغلهای ناشناختهٔ آینده.
-
چگونه هراری به تاریخنگاری متفاوتی رسید؟
او تاریخ را فقط مجموعهای از پادشاهان، جنگها و تاریخهای میلادی نمیدانست؛ بلکه به سراغ سازوکارهایی رفت که انسانها به کمک آنها جوامع بزرگ ساختهاند. پرسش اصلی او این بود:چگونه موجودی که زمانی در گروههای کوچک زندگی میکرد، توانست میلیونها انسان را در قالب شهرها، دولتها و تمدنهای گسترده کنار یکدیگر قرار دهد؟
اما این که او چگونه به تاریخ نگاری متفاوتی رسید، پاسخ هراری به این پرسش در یک مفهوم کلیدی خلاصه میشود: «انقلاب شناختی» و «تخیل مشترک».
هراری توضیح میدهد که راز موفقیت انسان هوشمند (Homo sapiens) نسبت به سایر گونهها، نه قدرت بدنی برتر بود و نه مغز بزرگتر، بلکه توانایی صحبت کردن درباره چیزهایی بود که وجود خارجی ندارند. انسانها توانستند با ابداع واقعیتهای اعتباری و افسانههای مشترک (مانند پول، دین، کشور، قانون، شرکتها و حقوق بشر) میلیونها غریبه را گرد یکدیگر جمع کنند و دست به همکاریهای گسترده بزنند. هیچ حیوان دیگری نمیتواند صدها هزار همنوع خود را بر اساس باوری مشترک به یک ایدئولوژی یا ارزشی مثل «پول» متقاعد کند.
همین نگاه بود که تاریخنگاری هراری را متفاوت کرد؛ او تاریخ را نه به عنوان «روایت وقایع»، بلکه به عنوان «تکامل باورها و افسانههای ساخت بشر» بازنویسی کرد؛ روایتی که نشان میدهد چگونه واقعیتهای ابداعیِ ذهن ما، جهان واقعیمان را شکل دادهاند و اداره میکنند.
«ساپیینس»؛ کتابی که هراری را جهانی کرد
نقطه عطف کارنامه هراری، انتشار کتاب «ساپیینس: تاریخ مختصر بشر» بود.این کتاب تاریخ انسان را از گذشتههای بسیار دور تا جهان مدرن دنبال میکند و درباره سه تحول بزرگ سخن میگوید:
- انقلاب شناختی؛
- انقلاب کشاورزی؛
- انقلاب علمی.
هراری در «ساپیینس» توضیح میدهد که انسان چگونه توانست از طریق زبان، داستانها و نظامهای مشترک، همکاری در مقیاسهای بزرگ را ممکن کند. یکی از ایدههای شناختهشده کتاب این است که انسانها فقط با چیزهای مادی کنار یکدیگر قرار نمیگیرند؛ بلکه میتوانند حول مفاهیم مشترکی مانند پول، قانون، دولت، دین و نظامهای اجتماعی نیز همکاری کنند.
از نگاه هراری، توانایی انسان برای باورکردن و همکاری بر اساس داستانها و مفاهیم مشترک، یکی از عوامل اصلی موفقیت هوموساپینس در رقابت با دیگر گونههای انسانی بوده است. البته این روایت کلان با نقدهایی نیز روبهرو شده است؛ زیرا برخی متخصصان معتقدند فشردهکردن هزاران سال تاریخ در یک روایت واحد ممکن است پیچیدگی جوامع و تفاوتهای تاریخی آنها را ساده کند. بااینحال، «ساپیینس» به دهها زبان ترجمه شد و به یکی از شناختهشدهترین کتابهای عمومی درباره تاریخ بشر تبدیل شد.
انقلاب شناختی؛ چرا زبان انسان اهمیت دارد؟
هراری در تحلیل خود از تاریخ بشر، زبان را فقط وسیلهای برای انتقال اطلاعات نمیداند. زبان به انسان اجازه داد درباره چیزهایی صحبت کند که بهطور مستقیم قابل مشاهده نیستند؛ از قوانین و اسطورهها گرفته تا دولت، پول، دین و هویت جمعی.
این توانایی، همکاری میان گروههای بسیار بزرگ را ممکن کرد. انسانها میتوانند بر اساس داستانها و باورهایی مشترک، نهادهایی بسازند که هیچ فردی بهتنهایی قادر به ایجاد آنها نیست. در نگاه هراری، همین توانایی در ساختن واقعیتهای مشترک، یکی از تفاوتهای مهم انسان با دیگر حیوانات است.
«Homo Deus» انسان در مسیر خداگونهشدن؟
اگر «ساپیینس» درباره این بود که انسان چگونه به جایگاه کنونی رسید، کتاب «Homo Deus» یا «انسان خداگونه» بیشتر به این پرسش میپردازد که پس از این چه اتفاقی ممکن است رخ دهد.هراری در این کتاب درباره پروژههای بزرگ آینده انسان صحبت میکند؛ از تلاش برای غلبه بر بیماری و مرگ تا استفاده از فناوری برای تغییر تواناییهای جسمی و ذهنی.
او هشدار میدهد که فناوریهای نوین ممکن است فقط زندگی انسان را آسانتر نکنند؛ بلکه تعریف ما از انسان را نیز تغییر دهند. یکی از نگرانیهای محوری هراری، احتمال ایجاد شکافی تازه میان گروههایی است که به فناوریهای پیشرفته دسترسی دارند و کسانی که از آنها محروم میمانند.
او سناریویی را بررسی میکند که در آن برخی انسانها بتوانند بدن و ذهن خود را با کمک زیستفناوری و فناوری اطلاعات ارتقا دهند. این بحث پیشبینی قطعی آینده نیست؛ بلکه پرسشی فلسفی و اجتماعی است:اگر تواناییهای انسان قابل مهندسی باشند، چه کسی تصمیم میگیرد چه نوع انسانی مطلوبتر است؟
۲۱ درس برای قرن بیستویکم؛ مسئله انسان امروز چیست؟
هراری در سال ۲۰۱۸ با کتاب «۲۱ درس برای قرن بیستویکم» به سراغ زمان حال رفت. این کتاب مجموعهای از پرسشها درباره جهان معاصر است:
- فناوری چه تغییری در زندگی انسان ایجاد میکند؟
- با موج اطلاعات نادرست چه باید کرد؟
- انسان در برابر تغییرات سیاسی و اقتصادی چگونه باید بیندیشد؟
- در جهانی که سرعت تغییرات در آن بسیار زیاد است، چه چیزی ارزش یادگیری دارد؟
- اگر بسیاری از مشاغل تغییر کنند، انسان چگونه باید جایگاه خود را بازتعریف کند؟
هراری در این کتاب بر مسئله توجه نیز تمرکز میکند. انسان مدرن با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو است؛ اما دسترسی بیشتر به اطلاعات الزاماً به معنای فهم بیشتر نیست. از این زاویه، یکی از مهارتهای مهم قرن بیستویکم توانایی تشخیص میان اطلاعات مهم، اطلاعات نادرست و حواسپرتی است.
«نکسوس»؛ وقتی تاریخ اطلاعات به هوش مصنوعی میرسد
هراری در سال ۲۰۲۴ کتاب «نکسوس: تاریخ کوتاه شبکههای اطلاعات از عصر حجر تا هوش مصنوعی» را منتشر کرد. او در این اثر مسیر طولانی شبکههای اطلاعاتی را بررسی میکند؛ از جوامع اولیه و شکلگیری روایتهای مشترک تا متون دینی، نظامهای اداری، رسانهها و فناوریهای جدید. مسئله اصلی کتاب این است که اطلاعات چگونه میتواند جوامع را سازمان دهد و همزمان امکان خطا، فریب و تمرکز قدرت را نیز افزایش دهد.
«نکسوس» از این نظر ادامه طبیعی بخشی از دغدغههای قبلی هراری است. اگر در «ساپیینس» مسئله این بود که انسانها چگونه با کمک روایتهای مشترک در مقیاس بزرگ همکاری کردند، در «نکسوس» پرسش به عصر شبکههای اطلاعاتی و هوش مصنوعی میرسد.
هراری در این کتاب درباره رابطه میان اطلاعات و حقیقت و همچنین پیامدهای ورود هوش غیرانسانی به شبکههای تصمیمگیری انسانی بحث میکند. بنابراین، «نکسوس» فقط کتابی درباره فناوری نیست؛ بلکه درباره قدرت، اعتماد، سیاست و آینده تصمیمگیری نیز هست.
هراری و هوش مصنوعی؛ چه چیزی در خطر است؟
یکی از دغدغههای اصلی هراری، احتمال ورود هوش مصنوعی به حوزههایی است که پیشتر در اختیار انسان بودند.هوش مصنوعی میتواند در تولید متن، تحلیل داده، مدیریت اطلاعات، تصمیمگیری و حتی شکلدهی به افکار عمومی نقش داشته باشد.در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که ماشینها چه کارهایی میتوانند انجام دهند؛ بلکه باید پرسید:
- چه کسی اطلاعات را کنترل میکند؟
- چه کسی الگوریتمها را طراحی میکند؟
- چگونه میتوان میان حقیقت و محتوای تولیدشده تمایز گذاشت؟
- مسئولیت تصمیمهای گرفتهشده توسط سامانههای هوشمند بر عهده چه کسی است؟
- و اگر انسان دیگر تنها موجود هوشمند شبکههای اجتماعی و سیاسی نباشد، چه تغییری در جامعه رخ خواهد داد؟
هراری درباره این مسائل بیشتر سناریو و هشدار ارائه میدهد تا پیشبینی قطعی. اهمیت دیدگاه او در این است که توجه عمومی را به پیامدهای سیاسی و اخلاقی فناوری جلب میکند.
چرا هراری برای کودکان و نوجوانان هم مینویسد؟
یکی از مسیرهای متفاوت فعالیت هراری، ورود به ادبیات کودک و نوجوان است. مجموعه «انسانهای توقفناپذیر» تلاش میکند داستان انسان را برای مخاطبان جوانتر روایت کند؛ از این زاویه که انسان چگونه از موجودی آسیبپذیر به گونهای تبدیل شد که توانست بخش بزرگی از جهان را دگرگون کند.
این مجموعه با جلدهای بعدی گسترش یافته و نسخههای تصویری و کمیک آثار هراری نیز برای سادهترکردن روایت تاریخ و رساندن آن به مخاطبان گستردهتر منتشر شدهاند. هدف این آثار، ارائه تصویری ساده و داستانی از تاریخ بشر است؛ هرچند خواننده باید میان روایت آموزشی و تفسیر تاریخی تفاوت بگذارد.
دستاورد هراری فقط فروش کتابهایش نیست
درباره هراری معمولاً ابتدا از شمار ترجمهها و فروش کتابهایش صحبت میشود. بر اساس اطلاعات منتشرشده در وبسایت رسمی او، آثار هراری به دهها زبان ترجمه شده و میلیونها نسخه از آنها در سراسر جهان به فروش رسیده است. بااینحال، اهمیت کار او را نمیتوان فقط در آمار فروش خلاصه کرد.
یکی از دستاوردهای اصلی هراری این است که پرسشهای کلان تاریخی را به گفتوگویی عمومی تبدیل کرده است؛ گفتوگویی درباره اینکه:
- انسان چگونه ساخته شده است؟
- چه چیزهایی انسانها را کنار هم نگه میدارند؟
- تمدنها چگونه شکل میگیرند؟
- فناوری ممکن است انسان را به کجا ببرد؟
- و چه چیزی در آینده همچنان انسانی باقی خواهد ماند؟
آیا درباره هراری اختلافنظر وجود دارد؟
محبوبیت گسترده هراری به این معنا نیست که همه دیدگاههای او در میان متخصصان بدون بحث پذیرفته شدهاند. شیوه روایت کلان او گاهی با این نقد روبهرو شده است که فشردهکردن هزاران سال تاریخ در یک داستان واحد میتواند تفاوتهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جوامع را ساده کند.
برخی نیز معتقدند در آثار او، گاهی مرز میان تاریخنگاری، فلسفه و سناریوپردازی درباره آینده کاملاً روشن نیست. بنابراین، بهتر است آثار هراری را آخرین کلمه درباره تاریخ بشر ندانیم؛ بلکه آنها را تفسیری گسترده، تأثیرگذار و بحثبرانگیز از مسیر انسان در نظر بگیریم. این نکته بهویژه درباره کتابهایی که به آینده میپردازند اهمیت دارد.
وقتی هراری درباره هوش مصنوعی، زیستفناوری یا آینده انسان حرف میزند، بخشی از سخنان او تحلیل و سناریوپردازی است، نه گزارشی قطعی از اتفاقاتی که حتماً رخ خواهند داد.
چند حقیقت خواندنی درباره یووال نوح هراری
- یووال نوح هراری در سال ۱۹۷۶ در اسرائیل متولد شد.
- او در سال ۲۰۰۲ از دانشگاه آکسفورد دکترای تاریخ گرفت.
- هراری در دانشگاه عبری اورشلیم تدریس و پژوهش کرده است.
- حوزه تحصیلی اولیه او تاریخ قرون وسطی و تاریخ نظامی بود.
- «ساپیینس: تاریخ مختصر بشر» او را به شهرت جهانی رساند.
- «Homo Deus» درباره آینده انسان و امکان تغییر تواناییهای جسمی و ذهنی است.
- «۲۱ درس برای قرن بیستویکم» به چالشهای جهان معاصر میپردازد.
- «نکسوس» تاریخ شبکههای اطلاعاتی را از عصر حجر تا هوش مصنوعی بررسی میکند.
- هراری در آثار خود از انقلاب شناختی، انقلاب کشاورزی و انقلاب علمی سخن گفته است.
- او از نویسندگان حوزه عمومی است که مفاهیم پیچیده تاریخی و علمی را برای مخاطب گسترده روایت میکند.
- هراری در آثار کودک و نوجوان نیز به روایت تاریخ بشر پرداخته است.
- بسیاری از ایدههای او درباره آینده، سناریوهای احتمالیاند و نباید بهعنوان پیشبینی قطعی خوانده شوند.
مهمترین کتابهای یووال نوح هراری
- ساپیینس: تاریخ مختصر بشر
- Homo Deus یا انسان خداگونه
- ۲۱ درس برای قرن بیستویکم
- نکسوس: تاریخ کوتاه شبکههای اطلاعات از عصر حجر تا هوش مصنوعی
- انسانهای توقفناپذیر؛ مجموعهای برای کودکان و نوجوانان
از تاریخ بشر تا آیندهای که هنوز نوشته نشده است
شاید بتوان مسیر فکری یووال نوح هراری را در سه حرکت خلاصه کرد:
نخست، نگاه به گذشته و تلاش برای فهم موفقیت هوموساپینس؛ سپس نگاه به آینده و بررسی امکانهای فناوری؛ و در نهایت، تمرکز بر زمان حال و مسئله اطلاعات، قدرت و هوش مصنوعی. از «ساپیینس» تا «Homo Deus» و از «۲۱ درس برای قرن بیستویکم» تا «نکسوس»، یک سؤال در پس بسیاری از بحثهای او تکرار میشود:
انسان چگونه جهانی را ساخته است که اکنون خودش باید درباره آینده آن تصمیم بگیرد؟ هراری را میتوان نویسندهای دانست که تلاش کرده فاصله میان تاریخ، علم و پرسشهای روزمره درباره آینده را کمتر کند. کتابهای او پاسخ نهایی به سرنوشت بشر نیستند؛ بلکه مجموعهای از پرسشها را پیش روی خواننده میگذارند:
- در برابر فناوری چه مسئولیتی داریم؟
- چگونه میان اطلاعات و حقیقت تمایز بگذاریم؟
- چه چیزهایی را نباید به ماشینها واگذار کنیم؟
- و در جهانی که با سرعت زیادی تغییر میکند، چه چیزی همچنان انسانی باقی میماند؟
هراری در این مسیر فقط درباره ماشینها و الگوریتمها حرف نمیزند. مسئله اصلی او همچنان انسان است؛ موجودی که با داستانها، همکاری، فناوری و شبکههای اطلاعاتی توانست جهان را تغییر دهد. شاید به همین دلیل است که آثار او، حتی وقتی درباره گذشتههای بسیار دور یا فناوریهای آیندهاند، در نهایت دوباره به یک پرسش انسانی بازمیگردند:
اگر قدرت ما برای تغییر جهان بیشتر از همیشه شده است، آیا شناخت ما از خودمان نیز به همان اندازه رشد کرده است؟
۵۷
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
