به گزارش خبرنگار مهر؛ شرکت اوپنایآی، سافتبانک، اوراکل و «MGX» این طرح را با هدف سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیارد دلار طی چهار سال و ایجاد ۱۰ گیگاوات ظرفیت زیرساختی تعریف کردند. مسئولیت مالی اصلی بر عهده سافتبانک و مسئولیت عملیاتی بر عهده اوپنایآی قرار گرفت و اوراکل نیز به یکی از ستونهای اصلی تأمین زیرساخت این پروژه تبدیل شد. اکنون بروز مشکل در یکی از بزرگترین سایتهای استارگیت در ایالت نیومکزیکو، نقطه آسیبپذیری مهمی را آشکار کرده و بر همین اساس، سرعت توسعه هوش مصنوعی از سرعت تأمین برق، اخذ مجوز و ساخت زیرساخت فیزیکی پیشی گرفته است.
بلومبرگ در تاریخ ۲۴ سپتامبر گزارش داد که اوراکل برای «Project Jupiter»، شرکت وابسته به صندوق سرمایهگذاری «Blue Owl Capital» و توسعهدهنده سایت، اخطاری با استناد به بند «فورس ماژور» ارسال کرده است. بر اساس گزارش بلومبرگ، اوراکل درصدد خروج از پروژه یا کنارگذاشتن موقعیت خود بهعنوان مشتری اصلی نیست. این شرکت میخواهد در صورتی که تأخیرهای پروژه مانع بهرهبرداری در موعد مقرر سال ۲۰۲۸ شود، خود را در برابر الزام به برخی پرداختها محافظت کند.
به باور کارشناسان، همین تمایز برای فهم وضعیت استارگیت تعیینکننده است. اخطار فورس ماژور را نمیتوان معادل فروپاشی پروژه دانست، اما ورود چنین سازوکاری به یک پروژه زیرساختی راهبردی نشان میدهد ریسک اجرا از فرضیات مهندسی به روابط قراردادی و تخصیص مسئولیت مالی وارد شده است. مسئله اکنون این است که در صورت تداوم تأخیر، هزینه آن را چه کسی خواهد پرداخت.
شرکت «Project Jupiter» در شهرستان «Doña Ana» ایالت نیومکزیکو یکی از اجزای مهم توسعه استارگیت محسوب میشود. اوپنایآی در سپتامبر ۲۰۲۵ رسماً نیومکزیکو را در میان سایتهای جدید همکاری خود با اوراکل معرفی کرده بود. این پروژه در مقیاسی طراحی شده که حدود ۲.۴۵ گیگاوات ظرفیت محاسباتی را در بر میگیرد. چنین مقیاسی بیانگر آن است که مسئله اصلی نسل جدید مراکز داده دیگر به تأمین پردازنده گرافیکی محدود نمیشود. برق، زمین، اتصال به شبکه، مجوزهای محیطزیستی و کاربری زمین و زمان ساخت نیروگاه به متغیرهای تعیینکننده اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل شدهاند.
اختلاف بر سر زیرساخت انرژی «Project Jupiter» این آسیبپذیری را برجستهتر از گذشته کرده است. بر همین اساس، برنامه تأمین برق پروژه با نیروگاه گاز طبیعی با موانع قانونی روبهرو شده و در ادامه استفاده از سلولهای سوختی اکسید جامد یا «SOFC» بهعنوان یکی از مسیرهای جایگزین مطرح گردیده است. فاصله مقیاس در دو الگوی تأمین انرژی چشمگیر است. به عنوان نمونه، شرکت «Bloom Energy» در سال ۲۰۲۴ پروژهای ۸۰ مگاواتی در کره جنوبی را بزرگترین تأسیسات تکسایتی سلول سوختی خود معرفی کرد. این در حالی است که ظرفیت ۲.۴۵ گیگاواتی «Project Jupiter» بیش از ۳۰ برابر این رقم محسوب میشود. بنابراین انتقال سلولهای سوختی اکسید جامد از مقیاس دهها مگاوات به زیرساخت چندگیگاواتی، خود یک مسئله صنعتی و اجرایی کمسابقه محسوب میشود.
اهمیت توقف توسعه سایت نیومکزیکو زمانی روشنتر میشود که جایگاه اوراکل در معماری استارگیت را در نظر بگیریم. اوپنایآی و اوراکل در ژوئیه ۲۰۲۵ برای توسعه ۴.۵ گیگاوات ظرفیت اضافی به توافق رسیدند و اوپنایآی اعلام کرد این همکاری، همراه با سایت «Abilene»، ظرفیت در دست توسعه را به بیش از پنج گیگاوات خواهد رساند. چند ماه بعد، اوپنایآی اعلام کرد سایتهای برنامهریزیشده استارگیت به حدود هفت گیگاوات و بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری رسیدهاند. به این ترتیب، اختلال در عملکرد «Project Jupiter» یک پروژه حاشیهای را درگیر نکرده و مستقیماً به یکی از مسیرهای اصلی توسعه ظرفیت اوراکل و اوپنایآی مربوط است.
در عین حال، تصویر کلی از آینده استارگیت پیچیدهتر از سرنوشت یک سایت است. پروژههای دیگری از جمله «Abilene» در تگزاس وارد مرحله عملیاتی شدهاند و اوپنایآی در اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کرد مجموعه ظرفیت برنامهریزیشده استارگیت با اضافهشدن سایت میشیگان از هشت گیگاوات عبور کرده است. بنابراین وضعیت «Project Jupiter» را باید بیشتر یک «آزمون فشار» برای الگوی توسعه استارگیت دانست تا نشانه قطعی توقف کل برنامه.
بحران نیومکزیکو یک واقعیت بنیادی درباره موج کنونی سرمایهگذاری هوش مصنوعی را آشکار میکند. رقابت برای مدلهای مرزی اکنون وارد مرحلهای شده که مزیت محاسباتی به توانایی ساخت سریع نیروگاه، شبکه برق، مراکز داده و سازوکارهای تأمین مالی وابسته است و ظرفیت چندگیگاواتی را نمیتوان با منطق مقیاسپذیری نرمافزار توسعه داد.
سرنوشت «Project Jupiter» از این جهت فراتر از یک اختلاف قراردادی اهمیت دارد. استارگیت برای تحقق هدف ۵۰۰ میلیارد دلاری خود باید نشان دهد فاصله میان «ظرفیت اعلامشده» و «ظرفیت واقعاً برقدار و عملیاتی» قابل مدیریت است. اخطار فورس ماژور اوراکل پاسخ نهایی درباره آینده این ابرپروژه نیست، اما پرسش اصلی آن را بسیار روشن کرده است. آیا زنجیره فیزیکی اقتصاد آمریکا میتواند با همان سرعتی توسعه یابد که تقاضای صنعت هوش مصنوعی برای توان محاسباتی در حال رشد است؟
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
