ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: جنگ ایران به گفته یک گزارش تحلیلی در نشریه «آتلانتیک»، محدودیتهای جدی آمریکا در زمینه ذخایر و تولید موشکهای پدافندی را آشکار کرده و سامانه دفاع موشکی تاد («THAAD») به نمادی از این مشکل تبدیل شده است؛ سامانهای که در نخستین روزهای جنگ عملکرد موثری داشت، اما ادامه درگیری و شلیک گسترده موشکها و پهپادهای ایران، ذخایر موشکهای رهگیر آن را بهشدت کاهش داده است.
کریستوفر لئونارد، نویسنده گزارش «توهم تاد»، مینویسد این سامانه در جنگ ایران «دقیقا همانطور که طراحی شده بود» عمل کرده، اما در عین حال نتوانسته آن چیزی را که از آن انتظار میرفت، در یک جنگ طولانی فراهم کند. به نوشته او، مشکل فقط عملکرد فنی تاد نیست؛ بلکه آمریکا برای جنگی طولانی، ذخیره کافی از موشکهای رهگیر این سامانه ایجاد نکرده و ظرفیت تولید آن نیز برای جایگزینی سریع موشکهای مصرفشده کافی نیست.
سامانهای که برای جنگ کوتاه طراحی شده بود
به نوشته آتلانتیک، ایده ایجاد یک سپر موشکی چندلایه در خاورمیانه در سال ۲۰۰۷ و در پی نگرانیهای محمد بن زاید، ولیعهد وقت ابوظبی، از ایران شکل گرفت. طرح آمریکا قرار بود تاد را در لایه بالایی، سامانه پاتریوت را در ارتفاع پایینتر و سامانههای کوتاهبرد را برای حفاظت نزدیک از نیروها به کار گیرد.
جان فراری، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا که زمانی بر برنامه تاد نظارت داشت، درباره فلسفه اولیه این سامانه میگوید: «آنچه لازم داشتید این بود که فقط از نخستین موج حمله جان سالم به در ببرید.»
اما جنگ ایران این فرض را به چالش کشیده است. لئونارد مینویسد تاد اساسا برای حفاظت از یک کشور در یک جنگ طولانی طراحی نشده بود؛ ماموریت اولیه آن حفاظت از نیروهای آمریکایی و اهداف باارزش در برابر نخستین موج حمله موشکی بود تا پس از آن جنگندهها و ناوشکنهای آمریکایی بتوانند تهدید را از بین ببرند.
به نوشته این گزارش، همین تصور در ساختار خرید و ذخیرهسازی تاد نیز اثر گذاشت و پنتاگون هیچگاه ذخیره بسیار بزرگی از این موشکها ایجاد نکرد.
مصرف سریع ذخایر موشکی
آتلانتیک به اسناد پنتاگون استناد میکند که نشان میدهد آمریکا در سال ۲۰۲۴، پس از نزدیک به ۲۰ سال خرید، حداکثر ۵۳۴ موشک رهگیر تاد در اختیار داشت. امارات نیز بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ موشک رهگیر در اختیار داشت و اندازه ذخیره عربستان مشخص نیست.
اما در جریان جنگ، این ذخایر با سرعت زیادی مصرف شدهاند. براساس برآوردهای اخیر شبکه خبری سیانان که آتلانتیک به آن استناد میکند، نزدیک به ۸۰ درصد ذخیره تاد آمریکا از بین رفته است.
پنتاگون برای جبران کمبود، حتی سامانههای تاد را از کره جنوبی به خاورمیانه منتقل کرده است. با این حال، براساس گزارش آتلانتیک، بهترین سناریوی فعلی برای افزایش قابل توجه تولید تاد میتواند تا سال ۲۰۳۰ طول بکشد.
این مشکل به تاد محدود نیست. گزارش میگوید ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت نیز بهشدت کاهش یافته و موشک تهاجمی تاماهاوک با چنان سرعتی مصرف شده که بازسازی ذخایر پیش از جنگ آن، براساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، حدود ۴ سال زمان خواهد برد. ذخایر موشکهای کروز هواپرتاب دوربرد و موشکهای تهاجمی دوربرد نیز کاهش یافتهاند.
موشک ۱۲ میلیون دلاری در برابر تهدید ارزانتر
یکی از نکات اصلی گزارش به تفاوت هزینه میان سلاحهای ایران و سامانههای رهگیری آمریکا مربوط میشود.
هر موشک رهگیر تاد حدود ۱۲ میلیون دلار قیمت دارد. این موشکها برای مقابله با موشکهای بالستیک ایران، از جمله موشک غدر، به کار رفتهاند که هزینه آن حدود ۵ میلیون دلار برآورد شده است.
در کنار موشکهای بالستیک، ایران تعداد زیادی پهپاد شاهد نیز به کار گرفته که قیمت هر یک، براساس برآورد مورد استفاده آتلانتیک، حدود ۲۰ هزار تا ۵۰ هزار دلار است. این ترکیب، آنچه تحلیلگران «انبوهه دقیق» مینامند، ایجاد کرده است: استفاده همزمان از تعداد زیادی سامانه ارزانتر و موشکهای دقیقتر برای تحت فشار قرار دادن پدافند گرانقیمت.
تاد نیز اساسا برای مقابله با پهپادهای شاهد طراحی نشده است و استفاده از پاتریوت برای چنین اهداف ارزانی، با توجه به محدودیت ذخایر موشکهای رهگیر، از نظر اقتصادی و عملیاتی دشوار است.
حمله گسترده به امارات
گزارش آتلانتیک برای نشان دادن این فشار به حمله ۳ مارس (۱۲ اسفند ۱۴۰۴) ایران به امارات اشاره میکند. براساس دادههای مورد استناد مقاله، ایران در آن حمله ۱۸۶ موشک بالستیک و ۸۱۲ پهپاد به سمت امارات شلیک کرد.
مقامهای اماراتی اعلام کردند چند ده پهپاد و تنها یک موشک بالستیک از سامانه دفاعی عبور کرده است؛ با این حال، همین حمله فشار زیادی بر شبکه دفاعی آمریکا و متحدانش وارد کرد.
آوار پهپادهای ایرانی در روزهای نخست جنگ به فرودگاه ابوظبی و هتلی در دبی رسید. در ۱۰ مارس نیز پهپادهای ایرانی یک پالایشگاه نفت در رویس را هدف قرار دادند که به آتشسوزی و توقف تولید منجر شد.
به نوشته آتلانتیک، حملات مشابهی در عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و اسرائیل نیز رخ داده است.
مشکل فقط موشک نیست؛ مشکل زنجیره تولید است
لئونارد استدلال میکند که مشکل آمریکا صرفا کمبود تعداد موشکهای آماده شلیک نیست. ساخت تاد به زنجیرهای از صدها تامینکننده برای تراشه، حسگرهای فروسرخ، موتورهای راکتی و سوخت ویژه وابسته است.
در سال ۲۰۱۶، تغییر فرآیند تولید یک قطعه توسط یک تامینکننده ثالث، بدون اطلاع شرکت لاکهید مارتین (Lockheed Martin)، باعث اختلالی شد که تولید تاد را برای ماهها متوقف کرد.
گزارش همچنین به محدودیتهای اقتصادی شرکتهای دفاعی اشاره میکند. جیمز تایکلت، مدیرعامل لاکهید مارتین، در سال ۲۰۲۴ از «شکنندگی» زنجیره تولید موشک سخن گفته بود و تاکید کرده بود که شرکت با رویکردی «همهجانبه» در تلاش برای حل مشکلات است.
اما یک افسر سابق ارتش آمریکا که روی مسئله زنجیره تامین موشک کار کرده بود، معتقد است شرکتهای دفاعی برای افزایش ظرفیت تولید، قراردادهای بلندمدت یا پرداختهای اولیه میخواهند؛ در حالی که همزمان به سهامداران خود سود و بازخرید سهام پرداخت میکنند.
پیامد برای متحدان آمریکا
این کمبود میتواند فراتر از جنگ ایران پیامد داشته باشد. یکی از اهداف فروش سامانههایی مانند تاد و پاتریوت به متحدان آمریکا، ایجاد شبکهای از نیروهای نظامی سازگار و قابل همکاری با ارتش آمریکا بوده است.
جان هیلن، معاون سابق وزیر خارجه آمریکا، میگوید: «بخشی از چارچوب دیپلماتیک ما، تضمین همکاری بهتر در شرایط واقعی بود.»
اما اکنون برخی متحدان آمریکا در حال جستوجوی گزینههای جایگزین هستند. سوئیس به دلیل تاخیر چندساله در دریافت موشکهای رهگیر پاتریوت به دنبال تامینکنندگان دیگر رفته است. لهستان درخواست آمریکا برای ارسال موشکهای رهگیر خود به خاورمیانه را نپذیرفته و دانمارک نیز یک قرارداد ۸.۵ میلیارد دلاری پاتریوت را کنار گذاشته و سامانه اروپایی دیگری را انتخاب کرده است.
آتلانتیک همچنین به توافق امنیتی جدید عربستان و اوکراین برای دسترسی ریاض به سلاحهای ارزانتر ضدپهپاد اشاره میکند.
آیا جنگ ایران معماری امنیتی منطقه را تغییر میدهد؟
استیون ورتهایم، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی، به آتلانتیک گفته است ناتوانی آمریکا در شکست سریع ایران یا حفاظت کامل از متحدانش میتواند پیامدهای گستردهای برای جایگاه واشنگتن در خاورمیانه داشته باشد.
او میگوید: «ممکن است از خاورمیانهای که میتوان آن را منطقهای تحت سلطه آمریکا دانست، فاصله بگیریم.»
به نوشته آتلانتیک، این محاسبه اکنون در کشورهای منطقه نیز در حال تغییر است. پایگاههای نظامی آمریکا که پیشتر بهعنوان سپر محافظ دیده میشدند، ممکن است بیشتر بهعنوان اهداف بالقوه دیده شوند و کشورهای منطقه در حال ارزیابی مجدد ارزش سرمایهگذاریهای سنگین خود در سامانههای تسلیحاتی آمریکایی هستند.
ورتهایم همچنین هشدار میدهد که پیامد این وضعیت به خاورمیانه محدود نخواهد ماند و آمریکا ممکن است در ادامه دولت ترامپ با شرایطی مواجه شود که «قابلیتهای دفاعی» آن در سطح جهانی کاهش یافته باشد.
گزارش در نهایت به یک تغییر در محاسبات جنگی اشاره میکند: آمریکا با سامانههای بسیار پیشرفته و گرانقیمت، در برابر ترکیبی از موشکهای بالستیک دقیق و پهپادهای ارزانقیمت قرار گرفته است. در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که یک سامانه دفاعی تا چه اندازه میتواند یک موشک را رهگیری کند؛ پرسش اصلی این است که آیا میتوان چنین دفاعی را در برابر حملاتی که ماهها ادامه دارند، از نظر تعداد و هزینه حفظ کرد یا نه.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
