چهارشنبه , 29 مهر 1405 - 9:52 بعد از ظهر

آدری هپبورن مهر ۱۳۴۶: در جنگ روزی دو بار با نان و شلغم پخته شکم‌مان را سیر می‌کردیم


به گزارش خبرگزاری ایده روز آنلاین، «آدری هپبورن» بازیگر و خیر بلژیکی-بریتانیایی و یکی از جاودانه‌ترین نمادهای فیلم و مد در جهان، هنگامی که این مصاحبه را انجام داد، ۳۸ ساله بود؛ زنی که بعدها از سوی انستیتوی فیلم آمریکا به‌ عنوان سومین افسانه زن در سینمای کلاسیک هالیوود شناخته شد و نامش در تالار مشاهیر خوش‌لباس‌ترین‌ها جای گرفت. این گفتگوی جذاب در ۲۹ مهر ۱۳۴۶ در مجله «زن‌روز» منتشر شد؛ مصاحبه‌ای که منبع خارجی اصلی آن در هاله‌ای از ابهام است، اما نگاهی صریح، گرم و ژرف به سبک زندگی، رنج‌های دوران جنگ در هلند و جهان‌بینی این ستاره محبوب دارد. در ادامه، متن کامل این گفتگوی تاریخی را از آرشیو «زن‌روز» می‌خوانید:

چطور می‌توانید زندگی داخلی آرام و خوب و زندگی حرفه‌ای موفقیت‌آمیز خود را به این خوبی اداره کنید؟

روی هر کدام از این زندگی‌ها منتهای تلاش را می‌کنم، برای هردو با تمام وجود و انرژی خودم زحمت می‌کشم…

هیچ به نظر نمی‌رسد که در این ده‌ساله گذشته کمترین تغییری از نظر ظاهری کرده باشید. چطور توانسته‌اید مثل ده سال پیش شاداب بمانید؟

اتفاقا من خیلی دلم می‌خواست تغییر کرده باشم.

برای متناسب ماندن چه روشی دارید؟

خواب و هوای آزاد. روزی ده ساعت می‌خوابم. وقتی که فیلم بازی می‌کنم و باید صبح‌ها زود بلند شوم و شب‌ها دیر به بستر بروم جبران کم‌خوابی را با خواب مختصری در بعد از ظهر می‌کنم. برای هواخوری هر روز مقدار زیادی راه‌پیمایی می‌کنم.

در مورد غذا هیچ رژیم بخصوصی را دنبال نمی‌کنم، فقط سعی می‌کنم غذاها حتی‌المقدور متعادل و متنوع باشد. ما هرچه پیش بیاید می‌خوریم و هیچ‌وقت هم غذا در بشقاب‌های‌مان زیاد نمی‌آید. در هلند موقع جنگ ما دستبند و گوشواره‌های‌مان را برای چهار تا دانه سیب‌زمینی می‌فروختیم، نان روزانه ما درست ریخت آجر بود! روزی دو بار با نان و شلغم پخته شکم‌مان را سیر می‌کردیم. کسی که در چنین شرایطی زندگی کرده باشد غذا برایش جنبه تقدس پیدا می‌کند. الان من هر غذایی را دوست دارم، به جز نان و شلغم پخته!

از پوست خودتان چطور مواظبت می‌کنید.

بهداشت پوست به بهداشت و سلامت تمام بدن بستگی دارد. به هر حال من هر چند وقت یک بار پوستم را نزد دکتر مخصوصی کاملا تمیز می‌کنم. برای شست‌وشوی صورت فقط آب و صابون به کار می‌برم.

ورزش می‌کنید؟

نه.

به هیچ جور ورزش رایجی نمی‌پردازید.

راه می‌روم. پیاده‌روی بهترین ورزش‌هاست. ضمنا هر وقت که بتوانم شنا می‌کنم.

در ده سال بعد خود را چگونه می‌بینید؟

امیدوارم سلامت و انرژی خودم را مثل حالا حفظ کرده باشم، دلم می‌خواهد سن خودم را نشان بدهم، ولی نه بیشتر. به هر حال حالا که بچه دارم پیری به نظرم چیز وحشتناکی نیست.

چه لوازم آرایشی به کار می‌برید؟

در خانه فقط خط و سایه چشم. وقتی که فیلم بازی می‌کنم خودم را کاملا به آرایشگرم «آلبرتو دوروسی» می‌سپرم، او یک هنرمند واقعی است.

چه رنگ‌هایی را دوست دارید؟

سیاه، سفید، سیاه و سفید، آبی، بژ. در تابستان رنگ‌های روشن، همچنین سبز و صورتی تند.

لباس دلخواه شما چیست؟

لباس‌های ساده، بلوز و دامن، لباسی که در آن احساس راحت کنم.

چرا فقط لباس‌های طرح گیونچی را می‌پوشید.

چون طرح‌هایش را دوست دارم و چون طرح‌هایش ساده است و به من می‌آید. لباس‌های او جزئی از شخصیت مرا تشکیل می‌دهد.

بهترین صفت شما چیست؟

خوش‌بینی، که من معتقدم بیش از آن‌چه یک صفت باشد موهبت الهی است.

چه صفتی را در دیگران دوست می‌دارید؟

صداقت.

بدترین عیب شما چیست؟

عیب‌های زیادی دارم ولی نمی‌دانم کدام بدترین است.

از چه خصوصیتی در دیگران بدتان می‌آید؟

تظاهر.

مشکلات در شما چه اثری دارد؟

سعی می‌کنم با مشکلات روبه‌رو شوم، وقتی که برایم دشواری خاصی پیش می‌آید می‌کوشم از راه باز نمانم، می‌کوشم قدرت خودم را افزایش دهم.

هیچ‌وقت شده که بی‌دلیل احساس نومیدی کنید؟

نه، چون در زندگی زیاد سختی کشیده‌ام.

بدون پول می‌توانید به زندگی ادامه دهید؟

نه، هیچ‌کس نمی‌تواند. من برای پول ارزش معقولی قائلم. با پول است که می‌توان نان خورد.

برای شما زندگی یک زن بدون وجود بچه ممکن است؟

من شخصا اگر بچه نداشتم خیلی غمگین بودم. بچه جزء لایتجزای زندگی و خوشبختی یک زن است.

از بچه‌تان شخصا مراقبت می‌کنید؟

بله، کاملا. من بیش از آن‌چه به خاطر خودم زنده باشم برای بچه‌ام زندگی می‌کنم. فقط وقتی که کار می‌کنم بچه را به دست پرستار می‌سپرم.

رسیدگی به کارهای خانه را دوست دارید؟

بله، من به خانه‌ام و هرچه در آن هست علاقه دارم. رسیدگی به کارهای خانه به من احساس رضایت و کمال می‌بخشد.

اتاق شما چطور است؟

جادار، هواگیر، روشن، پر از آفتاب و رنگ‌های آفتابی.

خودتان غذا می‌پزید؟

هر وقت که بتوانم بله. شخصا دست‌پخت خودم را خیلی دوست دارم.

امکان این هست که از کارتان دست بکشید؟

اگر دلیل کافی برای این کار داشته باشم بله.

کدام نقش خود را بیشتر دوست دارید؟

نقشی را که در فیلم «داستان راهبه» بازی کردم.

چطور نقش خود را یاد می‌گیرید؟

کلیه جزئیات بازی‌ام را قبل از فیلم‌برداری حفظ می‌کنم، در جریان فیلم‌برداری هر قدر که تهیه فیلم طول بکشد نیز سعی می‌کنم تمام فکر و هوش و حواسم را وقف نقشی کنم که به عهده دارم، یعنی سه ماه، شش ماه با نقش خودم زندگی کنم.

چطور یک نقش را انتخاب می‌کنید؟

باید نقشی را که قرار است بازی کنم و داستان فیلم را دوست داشته باشم.

اگر به سینما راه نمی‌یافتید چکاره می‌شدید؟

من قبل از ورود به سینما باله می‌رقصیدم، شاید اگر هنرپیشه نمی‌شدم رقاصه باله باقی می‌ماندم، شاید هم به دنیای مد و مانکنی راه پیدا می‌کردم چون این دنیا را دوست دارم.

تفنن شما چیست؟

تفنن من کار من است.

لذت‌بخش‌ترین خاطره زندگی شما چیست؟

روز ازدواجم و روزی که پسرم به دنیا آمد.

خوشبختی برای شما در چیست؟

در سلامت، آسایش و در خوشبختی کسانی که دوست می‌دارم.

در دنیا چیزی هست که داشتن آن شما را خوشبخت‌تر کند؟

نه، هیچ چیز نیست.

۲۵۹


Source link

درباره ی ایده روز آنلاین

مطلب پیشنهادی

وقتی مادر بمب‌ها سوژه خنده شد

به گزارش ایده روز آنلاین، ماجرا از تهدید آمریکا به استفاده از بزرگ‌ترین بمب غیرهسته‌ای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *