سه‌شنبه , 21 مهر 1405 - 4:47 بعد از ظهر

ایران بمب بسازد؛ تغییر دکترین برای ساخت سلاح هسته ای بازدارنده است


به گزارش ایده روز آنلاین، وطن امروز نوشت: جنگ رژیم تروریست آمریکا علیه ایران که از ۹ اسفند آغاز شد، بسیاری از انگاره‌های تثبیت‌شده در ذهنیت استراتژیک جهان را به چالش کشید و فروریخت. دهه‌ها این تصور رایج بود که برخورداری از بزرگ‌ترین ارتش جهان، فناوری‌های پیشرفته نظامی و شبکه گسترده‌ای از پایگاه‌ها، به خودی‌ خود ضامن پیروزی ایالات متحده در هر نبردی است اما تجربه جنگ اخیر نشان داد این انگاره دیگر اعتبار سابق را ندارد. آمریکا با وجود برتری کمی و کیفی آشکار در حوزه تجهیزات و بودجه نظامی نتوانست به اهداف اصلی خود دست یابد و در میدان عمل با تحمل شکست از ایران، در بن‌بست راهبردی که حالا بیش از ۷ ماه از آن می‌گذرد، گرفتار شده است.

یکی از پایه‌های دکترین نظامی آمریکا از زمان جنگ دوم جهانی به این سو، ایجاد و حفظ شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی در مناطق حساس جهان بود. این پایگاه‌ها قرار بود هم قدرت بازدارندگی ایجاد کنند و هم امکان پاسخ سریع را فراهم آورند. حملات موشکی و پهپادی ایران به این پایگاه‌ها در منطقه خلیج فارس و فراتر از آن نشان داد این دکترین در برابر جنگ نامتقارن چقدر آسیب‌پذیر است. بسیاری از این پایگاه‌ها آسیب جدی دیدند یا از کار افتادند و پنتاگون ناچار شده بخش عمده‌ای از دارایی‌های نظامی خود را از منطقه خارج کند؛ موضوعی که عملا یکی از ستون‌های استراتژی نظامی واشنگتن را متزلزل کرده است.
کشورهای عرب میزبان این پایگاه‌ها نیز به این نتیجه رسیده‌اند حضور نظامی آمریکا لزوما برای آنها امنیت‌آفرین نیست. میزبانی از تجهیزات و نیروهای آمریکایی نه‌تنها آنها را از آسیب مصون نداشت، بلکه در برخی موارد در معرض خطر بیشتری قرارشان داد. این تجربه، اعتماد سنتی به چتر امنیتی آمریکا را در میان برخی شرکای منطقه‌ای تضعیف کرد.
علاوه بر اینها، جنگ اخیر نشان داد عصر جنگ کلاسیک به پایان رسیده است. ایران با تکیه بر جنگ نامتقارن، ترکیبی از موشک‌های بالستیک، پهپادها و کنترل تنگه هرمز، نقاط ضعف ساختاری و راهبردی ارتش تبهکار آمریکا را در برابر دیدگان جهانیان قرار داد. حتی افسانه شکست‌ناپذیری برخی تسلیحات پیشرفته ایالات متحده نیز زیر سؤال رفت. رهگیری جنگنده‌ «اف ۳۵» توسط سامانه‌های دفاعی ایران، یکی از نمادهای این تحول بود.

در این میان، تاثیر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر انگاره‌های هسته‌ای در حوزه محاسبات جنگی است. اگرچه پاسخ‌های قدرتمند ایران به حملات متجاوزان به‌وضوح نشان داد بازدارندگی هسته‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی دست‌کم در برابر ایران آسیب جدی دیده است اما در این میان اکثر تحلیلگران و صاحبنظران حوزه بین‌الملل معتقدند یکی از اشتباهات بزرگ ترامپ در حمله به ایران در حوزه بازدارندگی هسته‌ای است، به‌ویژه این کارشناسان می‌گویند منطقی است ایران در دکترین هسته‌ای خود تجدیدنظر کند.

از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران تاکنون، تحلیلگران، کارشناسان، اندیشکده‌ها و رسانه‌های متعددی در جهان، از جمله منابع آمریکایی و صهیونی به این نتیجه رسیده‌اند جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد بازدارندگی قوی‌تر در برابر حملات احتمالی آینده، باید مسیر برخورداری از بمب اتم را در پیش گیرد. یکی از دلایل اصلی که تحلیلگران مطرح می‌کنند این است که خود ایالات متحده با رفتار و تصمیم‌گیری‌هایش، ایران را به سمت منطق هسته‌ای سوق داده است.

«متیو بان» کارشناس برجسته هسته‌ای و استاد دانشگاه هاروارد، در تحلیلی مفصل که پس از آغاز جنگ منتشر شد، تأکید کرد: «این جنگ ایران را مصمم‌تر به دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای کرد». بان تصریح کرد با وجود آسیب‌های جدی به تأسیسات هسته‌ای ایران در حملات آمریکا در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر، مواد و دانش فنی کافی باقی مانده و انگیزه ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. این استاد دانشگاه آمریکایی نتیجه گرفت جنگ نه‌تنها احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را کاهش نداد، بلکه در افق یک دهه‌ای، آن را افزایش داد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و از نظریه‌پردازان برجسته رئالیسم تهاجمی نیز در تحلیلی با عنوان «مادر همه اشتباهات استراتژیک»، جنگ علیه ایران را بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک تاریخ آمریکا دانست. پروفسور «جان مرشایمر» در فهرست ۱۱ دلیلی که برای این ارزیابی ارائه کرد، به طور مشخص به پیامدهای هسته‌ای جنگ اشاره کرد و نوشت ایالات متحده نه‌تنها به هیچ‌یک از اهداف اصلی خود، از جمله براندازی جمهوری اسلامی، پایان غنی‌سازی، پایان توان موشکی و قطع حمایت از گروه‌های محور مقاومت دست نیافت، بلکه عملا موقعیت استراتژیک ایران را در منطقه تقویت کرد. او تأکید کرد احتمال دستیابی به هرگونه توافق هسته‌ای با ایران تقریبا از بین رفته و در عوض «احتمال معقولی» وجود دارد که ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. مرشایمر صراحتا نوشت: «ترامپ قطعا به مقامات ایران و سایر کشورهای غیرهسته‌ای سراسر جهان انگیزه‌ای قدرتمند برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای داد». از نگاه مرشایمر، این جنگ نه‌تنها یک شکست نظامی و سیاسی، بلکه یک شکست استراتژیک عمیق است که منطق هسته‌ای شدن را برای تهران تقویت کرد.

چتم‌ هاوس که در حال حاضر یکی از ۳ اندیشکده پرنفوذ دنیا در حوزه تحلیل مسائل راهبردی شناخته می‌شود، در تحلیلی که فروردین ماه منتشر کرد، به پیامدهای گسترده‌تر جنگ آمریکا علیه ایران برای رژیم عدم اشاعه پرداخت. این اندیشکده نوشت جنگ علیه ایران پیام خطرناکی برای جهان ارسال کرد: سلاح هسته‌ای بازدارندگی‌ای ایجاد می‌کند که قابلیت‌های متعارف قادر به فراهم کردن آن نیست. چتم‌ هاوس به تجربیات عراق، لیبی و اوکراین اشاره کرد که پس از کنار گذاشتن برنامه‌های تسلیحاتی یا تسلیم سلاح‌های هسته‌ای، هدف حمله نظامی آمریکا و روسیه قرار گرفتند، در حالی که کره شمالی با وجود توسعه سلاح هسته‌ای تاکنون از حمله مستقیم ایالات متحده و حتی لفاظی‌های تهدیدآمیز ترامپ مصون مانده است. به گفته تحلیلگران این اندیشکده، بسیاری از ناظران به این نتیجه رسیده‌اند اگر ایران پیش‌تر به بازدارندگی هسته‌ای دست یافته بود، مورد حمله قرار نمی‌گرفت. چتم‌ هاوس به این نکته هم اشاره کرد که «ایران در طول ۲ دور مذاکرات فعال – ژوئن ۲۰۲۵ و دوباره اواخر فوریه ۲۰۲۶ – مورد حمله قرار گرفت. برای کشورهایی که در حال بررسی تعامل دیپلماتیک با واشنگتن هستند، این سابقه قابل توجه است. گفت‌وگو از ایران محافظت نکرد».

«راز زیمت» مدیر برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی رژیم صهیونی هم در گزارشی مفصل با عنوان «از آستانه هسته‌ای به سلاح هسته‌ای؟ بازنگری دکترین هسته‌ای ایران» که اواخر مرداد منتشر شد، به این موضوع پرداخت که جمهوری اسلامی دهه‌ها تلاش کرد ضمن برخورداری از توانمندی انرژی هسته‌ای، از توسعه واقعی سلاح‌های هسته‌ای خودداری کند. بر این اساس که چنین توانایی بدون قرار دادن ایران در معرض هزینه‌های مرتبط با گریز هسته‌ای، بازدارندگی ایجاد می‌کند. با این حال، تحولات از اکتبر ۲۰۲۳، به‌ویژه ۲ حمله آمریکایی – اسرائیلی به ایران در طول یک سال گذشته، مفهوم امنیت ایران را متحول و درخواست‌ها برای ارزیابی مجدد دکترین هسته‌ای آن را تقویت کرده است. در روزهای اخیر، «استیون سیمبالا» استاد علوم سیاسی دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در مقاله‌ای برای مؤسسه آمریکایی «مطالعات بازدارندگی» (NIDS)، به اهمیت سلاح‌های هسته‌ای در نظم بین‌الملل پرداخت. سیمبالا نوشت: تفاوت آشکاری میان سرنوشت کشورهایی که سلاح هسته‌ای ساخته‌اند و کشورهایی که از آن صرف نظر کرده‌اند، وجود دارد. مثلا آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد و در سرنگونی قذافی در لیبی مشارکت داشت اما با کره شمالی با احتیاط رفتار می‌کند. اوکراین نیز پس از تسلیم سلاح‌های هسته‌ای خود، هدف تجاوز روسیه قرار گرفت. در مقابل، هند و پاکستان پس از هسته‌ای شدن، دیگر جنگ تمام‌عیار با یکدیگر نداشته‌اند. سیمبالا نتیجه گرفت جنگ ۲۰۲۶ آمریکا علیه ایران بار دیگر نشان داد بمب اتم همچنان یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی باقی مانده است.

این استاد دانشگاه در نهایت تصریح کرد: «تاریخ نشان می‌دهد نظم جهانی به‌شدت با استراتژی‌هایی که شامل سلاح‌های هسته‌ای می‌شوند، مرتبط است که در این قرن متنوع‌تر می‌شوند».
وال‌استریت ژورنال نیز در گزارشی با عنوان «در ایران، بحث درباره ساخت بمب اتم علنی شده است» که در اولین روزهای ماه جاری منتشر شد، به همین تحول پرداخت. رسانه آمریکایی نوشت: پس از حملات آمریکا و اسرائیل، بحث علنی درباره ساخت بمب اتم در ایران به جریان افتاده و مقامات ایران که پیش‌تر بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود تأکید می‌کردند، اکنون آشکارا درباره خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و حتی ساخت سلاح سخن می‌گویند.

بازدارندگی هسته‌ای و محاسبات دشمن

برخی ناظران خارجی حتی معتقدند، اگر ایران مسیر هسته‌ای شدن را پیش‌تر طی کرده بود، نحوه مواجهه آمریکا و رژیم صهیونی با آن بسیار متفاوت از آنچه امروز شاهد آن هستیم، بود. مشخصا برخورداری از سلاح هسته‌ای، بازدارندگی صددرصدی و کامل ایجاد نمی‌کند، کما اینکه هیچ سلاحی نمی‌تواند چنین تضمینی بدهد اما باید پذیرفت وجود آن به طور قابل توجهی بر محاسبات دشمن تأثیر می‌گذارد. بر مبنای همین گزاره، باید این واقعیت را پیش کشید که آمریکا و رژیم صهیونیستی که جنگ اخیر را با اهداف حداکثری، از جمله براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه سرزمینی ایران آغاز کردند، در صورت مواجهه با خطر پاسخ هسته‌ای، دست به عصاتر حرکت می‌کردند، اهداف خود را محدودتر تعریف می‌کردند و احتمالا از اقدامات پرریسک، از جمله ترور و شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی نیز پرهیز می‌کردند. تجربه کره شمالی، هند و پاکستان و حتی روسیه در جنگ اوکراین نشان می‌دهد سلاح هسته‌ای حداقل آستانه درگیری را بالا می‌برد و هزینه هرگونه اقدام نظامی را به‌شدت افزایش می‌دهد.
مروری بر دیدگاه‌های صاحبنظران مطرح دنیا در حوزه بین‌الملل به‌وضوح نشان می‌دهد آنان معتقدند حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و تداوم تهدید آنها علیه ایران باعث می‌شود ایران به طور طبیعی به ساخت سلاح اتمی تمایل پیدا کند. این تحلیلگران در حالی از ضرورت تغییر دکترین هسته‌ای ایران و ساخت سلاح هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی ایران می‌گویند که پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، مقامات ارشد آمریکا و رژیم صهیونیستی در اقدامی هماهنگ تلاش می‌کنند برای ترغیب اروپا به مشارکت در جنگ علیه ایران، این جنگ را یک جنگ تمدنی و باستانی علیه ایران توصیف کنند. اظهارات اخیر مارکو روبیو در یونان به‌وضوح نشان می‌دهد کاخ سفید با دنبال کردن ایده جنگ تمدنی علیه ایران، در حال زمینه‌سازی برای ارتکاب جنایت‌های جدید علیه مردم ایران است. کما اینکه خود ترامپ نیز در جنگ ۴۰ روزه در چند نوبت ایران را به نابودی تمدن تهدید کرد. در چنین شرایطی که دشمن در حال زمینه‌سازی ایدئولوژیک برای حمله مجدد به ایران و ارتکاب جنایت بیشتر علیه مردم ایران است، ضرورت تغییر دکترین هسته‌ای ایران و تکمیل بازدارندگی واقعیتی است که صاحبنظران جهان در حوزه بین‌الملل آن را نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار برای ایران می‌دانند.


Source link

درباره ی ایده روز آنلاین

مطلب پیشنهادی

استفاده از هوش مصنوعی کارهای سخت را سخت‌تر می‌کند! – ایده روز آنلاین | اخبار ایران و جهان

به گزارش ایده روز آنلاین به نقل از ایندیپندنت، مجموعه‌ای از آزمایش‌ها نشان داده است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *