ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: اچ آر. مکمستر، مشاور امنیت ملی سابق دونالد ترامپ، در گفتوگو با شبکه سیبیاس، هزینه ۳۸ میلیارد دلاری جنگ با ایران را قابل توجیه دانست، اما همزمان هشدار داد که این درگیری ضعفهای انباشتهشده در ظرفیت تولید تسلیحات و مهمات آمریکا را آشکار کرده است؛ ضعفهایی که به گفته او، واشنگتن را به افزایش سریع ذخایر مهمات و ظرفیتهای حمله دقیق دوربرد و دفاع هوایی واداشته است:
آیا ۳۸ میلیارد دلار ارزشش را داشته است؟
بله، قطعا ارزشش را داشته است؛ چون این هزینه برای تامین نیازهای نیروهای ما در اجرای جنگ و انجام دستورهای رئیسجمهور صرف شده است. آنچه اکنون شاهد آن هستیم، تا حدی نتیجه انباشته شدن روند نوسازی به تعویق افتاده و همچنین رویهای است که طی سالهای گذشته دنبال شده است؛ یعنی خرید حداقل میزان لازم از تسلیحات و مهمات، زیرا بودجه وزارت دفاع ما کافی نبوده است.
ممکن است بگویید چطور میشود وزارت دفاع با بودجهای در حدود یک تریلیون دلار با کمبود بودجه مواجه باشد؟ اما مسئله این است که سهم بودجه دفاعی از تولید ناخالص داخلی، امسال از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۳۰ تاکنون کمتر است. این در حالی است که جهان طی سالهای گذشته به مکانی خطرناکتر تبدیل شده است. ما همچنان بر مدلی تکیه کردهایم که دیگر مانند گذشته کارآمد نیست؛ مدلی که بر این فرض استوار بود که میتوان با سامانههای کمتر، اما پیشرفتهتر و گرانتر، توان رزمی بیشتری ایجاد کرد.
اما اکنون مشخص شده است که ما به عمق ذخایر تسلیحاتی و مهماتی نیاز داریم. همچنین نیروهای مسلحی لازم داریم که بتوانند عملیاتهایی با این سطح و گستردگی را که اکنون علیه ایران شاهد هستیم، برای مدت طولانی حفظ کنند. در فاصله میان جنگها، همیشه تصور میکنیم جنگ بعدی سریع، ارزان و کارآمد خواهد بود، اما در عمل هیچوقت چنین اتفاقی نمیافتد.
اجازه دهید کمی دقیقتر به این موضوع بپردازیم. گزارش بازرس کل وزارت دفاع آمریکا نیز منتشر شده است. دو سوم هزینه جنگ تا اینجا مربوط به مهمات بوده است. همچنین ۶۰ فروند هواپیما در این درگیری از دست رفته که هزینه آن ۳.۷ میلیارد دلار برآورد شده است. در گزارش بازرس کل آمده است که به دلیل گلوگاههای موجود در بخش صنعتی، با «کمبودهای راهبردی در ذخایر» مواجه هستیم. اینها مسائل واقعی و پیامدهای واقعی این درگیری هستند. بازسازی این ظرفیتها چقدر زمان خواهد برد؟
درباره این موضوع نمیتوانم با این میزان از جزئیات اظهار نظر کنم. زمان مورد نیاز برای بازسازی ذخایر، بسته به نوع مهمات متفاوت خواهد بود. با این حال، آنچه شاهد آن هستیم، مجموعهای از اقدامات است که سرانجام در وزارت دفاع در حال انجام است؛ اقداماتی که به تغییر در شیوههای خرید و قراردادهای دفاعی مربوط میشود. باید به خاطر داشته باشیم که شرکتهای صنایع دفاعی موسسات خیریه نیستند. آنها شرکتهای سهامی عام هستند و در برابر سهامداران خود مسئولیت دارند.
بنابراین بیش از هر چیز به چه چیزی نیاز دارند؟ آنها به قراردادهای چندساله نیاز دارند؛ قراردادهایی که یک سیگنال روشن درباره میزان تقاضا به آنها بدهد. چنین قراردادهایی به شرکتها اجازه میدهد سرمایهگذاریهای سرمایهای لازم را انجام دهند، ظرفیت تولید خود را افزایش دهند، زنجیرههای تامین خود را مقاومتر کنند، مواد اولیه مورد نیاز را برای افزایش سریع تولید ذخیره کنند و نیروی انسانی لازم را برای ظرفیتهای تولیدی توسعهیافته جذب و آموزش دهند.
بنابراین، این روند زمان میبرد؛ اما مشکل اینجاست که ما زمان نداریم. جورج مارشال زمانی که به روزهای پیش از جنگ جهانی دوم نگاه میکرد، بهدرستی گفته بود: «وقتی زمان دارید، پول ندارید و وقتی پول دارید، زمان ندارید.» ما خودمان را در چنین شرایطی قرار دادهایم و اکنون باید با سرعت تلاش کنیم تا از این وضعیت خارج شویم.
از نظر راهبردی، عمق این مشکل را در شرایط فعلی چطور توصیف میکنید؟ چون به نظر میرسد وضعیت در بسیاری از جبههها در حالت بنبست قرار گرفته است. سعودیها نیز بیش از پیش درباره حوثیها نگران هستند. قیمت نفت بالاست، زیرا نگرانیهایی درباره تنگه هرمز و همچنین خط لوله شرق به غرب عربستان وجود دارد؛ خط لولهای که سعودیها از آن استفاده میکردند، اما اکنون به دلیل حملات حوثیها دیگر نمیتوانند از آن استفاده کنند. این وضعیت تا چه اندازه جدی است؟
وضعیت بد است، اما آنقدر که برخی میخواهند شما تصور کنید، بد نیست؛ زیرا بخش قابل توجهی از مهماتی که در اختیار داریم با کمبود مواجه نیستند. البته اینها مهماتی هستند که معمولا پس از دستیابی به برتری هوایی مورد استفاده قرار میگیرند.
ما در برابر حوثیها به چنین برتری هوایی دست یافتهایم. بنابراین مقدار زیادی مهمات دقیق، مانند جیدم (JDAM) یا «مهمات حمله مستقیم مشترک»، در اختیار داریم که اگر حوثیها به اقدامات تهاجمی خود در بابالمندب و دریای سرخ ادامه دهند، میتوانیم از آنها استفاده کنیم.
اما اگر دوباره مجبور شویم از تسلیحات تهاجمی دورایستا با برد بلند استفاده کنیم، ممکن است با مشکل مواجه شویم؛ بهویژه اگر تقاضا برای موشکهای رهگیر بسیار بالا باشد. در این زمینه باید به رهگیرهای پاک ۳ (PAC-3) سامانههای موشکی پاتریوت توجه ویژهای داشت. در حال حاضر انقلابی در طراحی و همچنین تولید این مهمات در حال وقوع است.
بسیاری از اوقات، گلوگاه اصلی در زنجیره تولید، پیمانکاران فرعی هستند که قطعات خاصی را تولید میکنند. آنچه اکنون در حال شکلگیری است، به لطف روحیه کارآفرینی آمریکایی، راهحلهای جدیدی برای رفع این محدودیتهای زنجیره تامین است. با این حال، بار دیگر باید با سرعت عمل کنیم و ظرفیت خود را در ۲ حوزه مشخص افزایش دهیم: حمله دقیق دوربرد و البته توانمندیهای دفاع هوایی.
Source link
پایگاه خبری ایده روز آنلاین
